ازدواج

بدست • 12 نوامبر 2013 • دسته: كتاب بازگشت به قرآن

تمام ادیان زنا را حرام میدانند و ازدواج را تشویق میكنند. اگر مردم ازدواج كنند. امراض مقاربتی مثل سوزاك و سِفلیس و شانكر و ایدز در یك خانواده میماند و به دیگران سرایت نمیكند در صورتیكه امروزه این امراض بیداد میكند.

تورات در شماره ۲۹ باب ۱۱ پیدایش كتاب اول عهد عتیق میگوید: «اَبرام (ابراهیم) و ناحور زنان بر خود گرفتند» و نام زن اَبْرام سارای بود. شماره اول باب ۱۶ پیدایش میگوید: «سارای زوجه اَبرام برای وی فرزندی نیاورد و او را كنیزی مصری‌ هاجرنام بود ….سارای زوجه ابرام كنیز خود هاجر مصری را برداشته او را به شوهر خود اَبرام به زنی داد». پس ابراهیم (اَبرام) دو زن داشت. و در شماره‌ اول و دوم باب ۲۵ پیدایش میگوید: پس از مرگ ساره (سارای): «ابراهیم دیگر بار زنی گرفت كه قطوره نام داشت و او زِمْران و یقُشان و مَدان و مدْیان و یشْباق و شوحا را برای او زائید». مسلمانان و یهودیان از ساره و هاجر و اسمعیل و اسحاق، دو پسر ابراهیم صحبت میكنند ولی از قطوره زن ابراهیم و ۶ پسر او صحبتی نمیكنند. البته من نمیدانم كدام تاریخ‌نویسی آنوقت وجود داشته كه این وقایع را بطور دقیق بنویسد چه رسد از روز اول خلقت آن را بنویسد. داستان‌های قرآن برای نشان دادن روحیه اجتماعی افراد است و یك روانشناسی اجتماعی را بیان میكند. اگر داستان‌های قرآن را دقیقاً بخوانید می‌بینید كه چند سطری درباره پیغمبری صحبت میكند و رفتار مردم را با آنها بیان میكند و سراغ پیغمبر دیگری میرود و همان نتیجه را بیان میكند كه به این كار استقراء میگویند یعنی (تحقیق درباره یك مطلب.) باب ۲۹ پیدایش میگوید یعقوب ۴ زن د اشت و شماره ۳ باب ۱۱ كتاب اول پادشاهان میگوید سلیمان هفتصد زن با نو و سیصد متعه داشت و شماره ۲۱ باب ۱۱ كتاب دوم تواریخ ایام كتاب چهاردهم عهد عتیق میگوید رَحُبعام پسر سلیمان ۱۸ زن و ۶۰ متعه گرفته بود». می‌بینید كه همة آنها زن گرفته بودند و چند زن هم داشتند. عیسی مسیح در شماره ۳۱ و ۳۲ باب ۵ متی میفرماید: در تورات عهد عتیق گفته شده است هر كه از زن خود مُفارقت (جدائی) جوید طلاق نامه‌ای بدو دهد. (شماره اول باب ۲۴ تثنیه كتاب پنجم عهد عتیق) لیكن من به شما میگویم هركس بغیر علت زنا زن خود را از خود جدا كند باعث زنا كردن او میباشد و هر كه زن مطلقه را نكاح كند زنا كرده باشد. می‌بینیم كه درباره طلاق صحبت میكند نه یك زن گرفتن. و شماره ۷ تا ۹ باب ۱۹ متی میگوید: «به وی (به عیسی) گفتند پس از بهر چه موسی امر فرموده كه زن را طلاق‌نامه دهند و جدا كنند. ایشان را گفت موسی به سبب سنگدلی شما، شما را اجازت داد كه زنان خود را طلاق دهید لیكن از ابتدا چنین نبود. به شما میگویم هر كه زن خود را بغیر علت زنا طلاق دهد و دیگری را نكاح كند زانی است و هر كه زن مطلقه را نكاح كند زنا كند. می‌بینیم صحبت از طلاق است نه چند زن گرفتن. ولی كشیش‌ها اصلاً ازدواج را بر خود حرام میكردند و اجازه چند زنی را نمیدادند ولی مورمون‌ها چند زنی را قبول دارند. با هر چند زن كه خواستند ازدواج میكنند. مورمون‌ها دسته‌ای از مسیحی‌های امروزی هستند. در اسلام ازدواج با ۴ زن جایز بوده نه واجب آنهم بشرط عدالت. چون آیه ۳ سورة نساء (سورة ۴ قرآن) میفرماید: «اگر میترسید در مورد یتیمان بعدالت رفتار نكنید با دو یا سه یا ۴ زن كه برای شما پاك هستند میتوانید ازدواج كنید. و اگر میترسید كه بعدالت رفتار نكنید فقط یك زن بگیرید. اینكار برای این است كه نان خور (عیال‌وار نشوید) زیادی نداشته باشید برای شما بهتر است یا با كنیزانتان ازدواج كنید.» بعضی‌ها عدالت را با مساوات اشتباه میكنند. عدالت یعنی با هركسی مطابق استحقاق او رفتار كردن. بعضی‌ها به اول آیه ۱۲۹ سورة نساء استناد میكنند و توجه به دنباله آیه ندارند. چون آیه ۱۲۹ نساء میفرماید: «نمیتوانید بین زنان بعدالت رفتار كنید اگرچه علاقه زیادی هم در اینكار داشته باشید. بنابراین تمام میل خودتان متوجه یكی از آنها نكنید كه دیگری را بلاتكلیف رها كنید…» یعنی حق هر كدام آنها را بجا آورید.

در اسلام و مسیحیت و یهود خرج زن و فرزند بعهده مرد است. چون شماره ۱۱ باب ۲۱ سِفر خروج (در تورات) میگوید: «اگر (كسی) زنی دیگر برای خود گیرد آنگاه خوراك و لباس و مباشرت (همخوابگی) او را كم نكند». عیسی مسیح هم در شماره ۱۷ باب ۵ انجیل متّی، اولین كتاب عهد جدید میفرماید: «گمان مبرید كه آمده‌ام تا تورات یا صحف (كتابهای) انبیاء را باطل سازم نیامده‌ام تا باطل نمایم بلكه تا تمام كنم». آیه ۳۴ سورة نساء (سوره ۴ قرآن) میفرماید: «مردان مراقب و مواظب زنان هستند بعلت اینكه خدا بعضی را بر بعضی برتری داده (مردان قوی‌تر از زنان هستند) و بخاطر خرجی كه از مال خود میكنند»

چون در اسلام خرج خانواده همانطور كه میدانیم به عهده مردان است و اگر زن میلیاردها ارث برده باشد و یا كار بكند و میلیارد ر باشد وظیفه ندارد یك دینار یا یك تومان یا یك دلار آن را خرج خانواده كند ولی حق دارد خرج كند یعنی میتواند خرج كند ولی اگر كارشان به طلاق كشید ثروتشان اگر بیشتر از درآمد شخص برای مخارج زندگی باشد به زن تعلق میگیرد و اگر كمتر از آن باشد آنچه زن خرج اضافی خود و فرزندش كرده از آن كم میشود و بقیه آن را كه خرج شوهر كرده به او تعلق میگیرد. چون مخارج خانواده بعهده مرد بوده. البته مخارج طبیعی خانواده ولی باید توجه داشت كه در اسلام طلاق كمتر صورت میگیرد. چون در اسلام هر كدام از زن و مرد وظائفی در مقابل هم دارند همانطور كه حقوقی دارند (آیه ۲۲۸ بقره) و مردان باید مطابق آیه ۱۹ نساء بخوبی با زنان خود رفتار كنند. و زن و مرد مسلمان مطابق آیه ۲۱ سورة روم (سوره ۳۰ قرآن) باید در صدد آرامش خاطر هم باشند. و ازدواج آنها با رضایت دو طرف صورت گرفته و زن در عقد نكاح، اول رضایت خود را بیان میكند و اول به عقد كننده رضایت خود را وكالت را میدهد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.