بندگی خدا

بدست • 12 نوامبر 2013 • دسته: كتاب بازگشت به قرآن

بندگی خدا یعنی آزادی انسان از بندگی انسان‌های مثل خود كه در سراسر جهان وجود دارد. چون وقتی انسان بنده كسی شد فقط از دستورهای او بدون چون و چرا اطاعت میكند. عبد یعنی بنده. بنده كسی است كه در مقابل ارباب خود اختیاری از خود ندارد و مطیع محض و بدون چون و چرای او است. اگر هزارن نفر به او دستوری بدهند و ارباب او دستور دیگری به او بدهد، او فقط از دستور ارباب خود اطاعت میكند. عبادت یعنی بندگی كردن. مسلمانان در سراسر دنیا در نماز خود در گفتن سوره حمد میگویند اِیاكَ نَعبُدُ «خدایا فقط تو را عبادت (یعنی اطاعت بی‌چون و چرا) میكنیم». یعنی از هیچكس و هیچ مقام و هیچ سازمانی كه دستوری برخلاف دستور تو بدهد اطاعت بی‌چون و چرا نمی‌كنیم و از او علت دستور او را می‌پرسیم اگر دستور او برخلاف دستور خدا نبود از آن اطاعت میكنیم و اگر برخلاف دستور خدا بود از آن اطاعت نمی‌كنیم. میدانیم كه دستورهای خدا برای نابودی و ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسان‌‌ها است و برای آن احتیاج به علم و دانش انسان‌ها به دستورهای خدا است كه در ابتدای بحث دیدیم. برای دانستن دستورهای خدا انسان باید كتاب‌های الهی را بخواند تا از دستورهای خدا اطلاع پیدا كند و فریب فریبكاران را نخورد. چون فریبكاران در هر لباسی وجود دارند.

بندگی خدا آزادی از بندگی دیگران است. بندگی خدا آزادی واقعی انسان از بندگی‌ها است. اِله یعنی معبود یعنی كسی یا چیزی یا سازمانی كه انسان بدون چون و چرا از آن اطاعت كند. در صورتیكه امروزه در تمام جهان می‌بینیم كه انسان‌ها عملاً بنده یعنی مطیع محض و بدون چون و چرای افراد و سازمان‌ها و ایسم‌ها و اسم‌ها هستند. اِیاكَ نَعبُدُ تعهدی است كه هر روزه انسان در مقابل خدا میكند و آن را لااقل روزی ۱۰ بار یا ۱۷ بار تكرار میكند و تكرار عهد خود با خدا را میكند. ولی متاسفانه مردم مسلمان جهان معنی جمله‌ای كه میگویند نمیدانند چون آن را به زبان عربی میگویند كه نمیدانند معنی آن چیست و اگر معنی آن را هم بدانند، مفهوم واقعی آن را نمیدانند و می‌بینیم عملاً بنده قدرت‌های زمان خود و اسم‌ها و ایسم‌ها هستند و از آزادگی اسلامی چیزی در جهان وجود ندارد و در فكر تغییر این وضع هم نیستند تا با آگاه ساختن و متحد كردن دیگران بدون جنگ و خونریزی و با تشكیل حزب اسلامی واقعی و شركت در انتخابات قانونگذاری را در دست بگیرند و جهان را از شر دیكتاتوران نجات بدهند چون كسی كه از معنی ایاك نعبد آگاه است میداند كه هر روزه ۱۰ بار یا ۱۷ بار میگوید «خدایا فقط تو را بندگی میكنیم» یعنی نه من بنده كسی یا مقامی یا سازمانی غیر از تو هستم نه دیگران، یعنی دیگران هم بنده من نیستند و نمی‌خواهم كسی بدون چون و چرا از دستورهای من اطاعت كند بلكه می‌خواهم همه فقط از دستورهای تو بدون چون و چرا اطاعت كنند و با همكاری با هم دنیائی بسازند كه در آن عدالت و درستكاری و نوعدوستی و حفظ شخصیت انسان‌ها و علم به دستورها و راهنمائی‌های تو وجود داشته باشد تا انسان‌ها بتوانند با خیالی راحت در رفاه كامل در جهان زندگی كنند و از شر فریبكاری فریبكاران نجات پیدا كنند و بدستور دیكتاتوران گرگ صفت بجان هم نیفتند و به هم حمله نكنند و با بمب و موشك و تانك و هواپیما و كشتی‌های جنگی در خشكی و دریا یكدیگر را نابود نكنند و خانه‌ها و كارخانجات و مزارع را كه با زحمت انسان‌ها ساخته شده‌اند بر سر هم خراب نكنند. جنگ در اسلام را در بحث آن خواهیم دید. چون بت پرستان بدستور رهبران خود با اسلام و بندگی خدا مخالف بودند.

قرآن در حدود ۳۷ بار میفرماید اُعْبُدواللهَ وَ اعْبُدُوهُ «خدایا او را (خدا را) بندگی كنید، از جمله آیه ۲۱ بقره (سوره ۲). در قرآن در حدود ۲۸۵ بار درباره بنده و عبادت (بندگی) صحبت شده است از جمله آیه ۶۴ آل عمران (سوره ۳ قرآن) كه میفرماید: «بگو ای اهل كتاب بیائید روی كلمه‌ای كه بین ما و شما مساوی است همكاری كنیم كه غیر از خدا را بندگی (عبادت: اطاعت بی‌چون و چرا) نكنیم و چیزی را در این عبادت و اطاعت بی‌چون و چرا) شریك او نكنیم و بعضی از ما بعضی را غیر از خدا ارباب خود نگیرند…» لا تَعبُدُا اِلَّا اللهَ «غیر خدا را عبادت (بندگی و اطاعت بدون چون و چرا نكنید ۷ بار آمده از جمله آیه (۲ هود سوره ۱۱ قرآن). خداوند در آیه ۱۰۴ یونس سوره ۱۰ از زبان پیغمبر ص میفرماید: «اگر از دین من در شك هستید، من كسانی را كه غیر از خدا عبادت (بندگی و اطاعت بی‌چون و چرا) میكنید عبادت نمی‌كنم ولی خدائی را عبادت میكنم كه جان شما را میگیرد و به من دستور داده شده كه مومن باشم». و مشرك نباشم و غیر از خدا چیزی را كه به من نفعی نمیرساند و ضرری نمیزند به كمك نخوانم چون در آنصورت ضرر كرده‌ام آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ سوره یونس را ببینید.

اسلام بر اصل لا‌اِلهَ اِلَّا الله آیه ۱۹ سورة محمد (سوره ۴۷ قرآن) بنا شده است كه میفرماید: «بدان كه معبودی غیر از خدا وجود ندارد (كه بدون چون و چرا از او اطاعت كنی) و برای گناهت و گناه مردان و زنان با ایمان از او طلب آمرزش كن …». اِله یعنی معبود یعنی وجودی كه قابل آن باشد كه انسان بنده و مطیع بی‌چون و چرای او باشد. چون خدائی كه جهان را با تمام قوانین آن و انسان را با تمام امكانات و احتیاجات آن آفریده از قوانین جهان و امكانات و احتیاجات و طبیعت حیوانی انسان اطلاع دارد. چون انسان هم یكی از جاندارانی است كه خدا آفریده با تمام غرائز و احتیاجات حیوانی آن. لذا خدا در راهنمائی‌های خود برای سعادت انسان و ساختن یك دنیای پاك بدست انسان‌ها كه در آن با خیال راحت و بدون تشویش خاطر و در رفاه و آسایش كامل زندگی كنند اشتباه نمیكند. البته امروزه با پیدا شدن روابط حیرت‌آور ریاضی قرآن هیچگونه شك و تردیدی در وجود خدا باقی نمیماند. و هیچ آدم عاقلی كه آن را بررسی كند در آن تردید نمیكند. به معجزه ریاضی قرآن در آخر كتاب «ترجمه روان فارسی قرآن» ترجمه من یا به سایت eHoLy.QURAN.com مراجعه كنید. این كتاب را هر جای دنیا باشید از تلفن ۹۴۹۳۷۸۱۷۹۵ میتوانید بخواهید مجاناً برای شما فرستاده میشود.

ولی اگر به جهان امروزه نگاه كنیم می‌بینیم كه مردم زمین ما در كفر و شرك غرق هستند. یا منكر خدا هستند و با اسم‌ها و ایسم‌ها خودشان را دلخوش كرده‌اند و فریب فریبكاران سیاسی را كه در پی كسب قدرت و فرمانروائی بر مردم و بنده و مطیع ساختن آن‌ها هستند را خورده‌اند یا در شرك مطلق می‌لولند و غوطه‌‌ور هستند. چون در سراسر جهان تقلید از روحانی نماها وجود دارد. در صورتیكه اینكار از نظر خدا و از نظر دین شرك است.

چون آیه ۳۱ سورة توبه (سوره ۹ قرآن) میفرماید:

«دانشمندان دینی و دانشمندنماهای دینی) و زاهدان تارك دنیای دیرنشین و پیغمبر خود مسیح ابن مریم را ارباب خود گرفتند، (از دستور آنها بدون چون و چرا اطاعت كردند) در صورتیكه به آنها دستور داده شده بود كه فقط معبود واحد (یعنی فقط خدا را) عبادت (بندگی و اطاعت بی‌چون و چرا) بكنند. (یعنی كار آنها برخلاف توحید و یكتاپرستی است) معبودی (وجودی كه انسان مطیع بدون چون و چرای او باشد) غیر از خدا وجود ندارد. خدا خیلی بالاتر از این چیزهائی است كه شریك او می‌سازند.

می‌بینیم كه قرآن اینكار را صریحاً و بطور روشن و بدون هیچ ابهامی شرك میداند. خدای خالق جهان را كه ۴۰۰ میلیارد كهكشان آفریده در كنار انسانی كه یك میلیاردیم از آنچه در زمین و طبیعت انسان است نمیداند قرار دادن نشان بی‌اطلاعی و حماقت محض است. میگویند كهكشان ما بیشتر از ۲۰۰ میلیارد منظومه شمسی دارد كه زمین ما در مقابل آن به حساب نمی‌آید و اگر كسی در مرز منظومه ما بایستد اصلاً زمین ما را نمی‌بیند. چنین خدائی كجا و یك آدم ضعیف و بی‌اطلاع كه از فردای خود اطلاع ندارد كجا؟

متاسفانه انسان‌ها به بت‌پرستی عادت كرده‌اند و میخواهند چیزی را بپرستند یعنی عبادت و بندگی كنند كه ببینند، همانطور كه بنی‌اسرائیل به موسی در آیه ۵۵ سوره بقره (سوره ۲ قرآن) میگفتند: «تا خدا را آشكارا نبینیم به حرف‌های تو ایمان نمی‌آوریم». یا مطابق آیه ۱۵۳ سورة نساء به موسی میگفتند: «خدا را آشكارا بما نشان بده». یا مطابق آیه ۹۰ تا ۹۵ سورة اسراء (سوره ۱۷ قرآن) به پیغمبر ص گفتند: «ما به حرف‌های تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینكه چشمه‌ای از زمین جاری‌سازی یا باغی از درخت خرما و انگور داشته باشی و نهرها در آن جاری (روان) سازی. یا تكه‌ای از آسمان را همانطور كه فكر میكنی به سرما بیندازی یا خدا و فرشتگان را مقابل ما بیاوری یا خانه‌ای طلائی داشته باشی یا به آسمان بالا روی. به آسمان رفتنت را هم باور نمی‌كنیم مگر اینكه نوشته‌ای (از طرف خدا) بیاوری كه ما آن را بخوانیم. بگو خداوند من بالاتر از این حرف‌ها است. مگر من غیر از انسانی هستم كه به رسالت و پیام بری (پیامبری) فرستاده شده‌ام».

آیه ۱۳۸ تا ۱۴۰ سورة اعراف (سوره ۷ قرآن) میفرماید: «بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم. گذرشان به افرادی افتاد كه بت‌هائی را كه داشتند عبادت میكردند. گفتند ای موسی برای ما معبودی (بتی) بساز همانطور كه آنها بت دارند. موسی به ایشان گفت شما افراد نادانی هستید. این‌ها و كاری كه میكنند باطل است. آیا معبودی غیر از خدا برای شما پیدا كنم؟ در صورتیكه او شما را (بخاطر هدایت كردنتان) بر جهانیان برتری داده؟

می‌بینیم كه مردم بی‌اطلاع، خدائی میخواستند كه ببینند. نه خدائی كه خالق ۴۰۰ میلیارد كهكشان است و در قرن ۲۱ كسی كه چند دكترا دارد و ۲۳ جلد كتاب نوشته یا ترجمه كرده دنبال شناسنامه (شناسه) خدا میگردد و دنبال پدر و مادر او میباشد. چون خدا را هم یك آدم تصویر میكند و با خود می‌سنجد و قیاس میكند گویا سوره اخلاص (توحید) را ندیده است كه میفرماید: «خدا نزائیده (فرزندی ندارد) و زائیده نشده (پدر و مادری ندارد) و مثل و مانندی ندارد). سوره اخلاص سوره ۱۱۲ قرآن است.

چون آیه ۳۱ سورة توبه (سوره ۹ قرآن) میفرماید: «دانشمندان (در حقیقت دانشمند نماها) و زاهدان دیرنشین و پیغمبرشان مسیح ابن مریم را ارباب خود گرفتند. در صورتیكه به آنها دستور داده شده بود كه فقط معبود واحد (یعنی خدا) را عبادت (بندگی و اطاعت بدون چون و چرا) بكنند. معبودی (وجودی كه قابل اطاعت بی‌چون و چرا باشد و انسان در مقابل آن احساس و ابراز كوچكی كند) غیر از خدا وجود ندارد. خدا خیلی بالاتر از آن چیزهائی است كه شریك خدا میسازند.

می‌بینیم كه ارباب گرفتن دانشمند نماها و راهبان دیرنشین حتی پیغمبر خدا از نظر قرآن و خدا شرك است شرك، بدون هیچ تردید. اما امروزه در سراسر جهان و كلیه ادیان حتی در ایسم‌ها از این افراد بدون چون و چرا تقلید و اطاعت بی‌چون و چرا و كوركورانه و چشم بسته میكنند. از طرف دیگر می‌بینیم كه بخاطر پیروی از این افراد هر دسته‌ای پیرو یكنفر شده‌اند و دین را به صدها و هزاران فرقه تقسیم كرده‌اند. آنطور كه می‌گویند در امریكا ۲۰۰ فرقه مسیحی وجود دارد. در صورتیكه عملاً بیشتر از این فرقه‌های مشهور وجود دارد. در حالی كه اگر این فرقه‌ها متحد بودند بسادگی میتوانستند قدرت قانون‌گذاری را در دست بگیرند و با اتحاد دینداران دیگر كه همگی خواهان یك دنیای پاك هستند دنیا را از شر فریبكاران سیاسی كه با اتحاد یك عده معدود كه شاید از یك هزارم. جمعیت امریكا تجاوز نكند نجات دهند. چون می‌بینیم كه آنها بزور پول و تبلیغات، آراء مردم را بدست می‌آورند و بیشتر كسانی كه به آنها رای میدهند مسیحیان هستند كه به یكی از دو حزب دموكرات و جمهوری‌خواه رأی میدهند. چون غیر از این دو حزب چیزی نمی‌شناسند و آنطور كه میگویند در حدود ۴۹ درصد مردم معمولاً در انتخابات شركت نمیكنند.

تفرقه بین دینداران كار مشركین است چون آیه ۳۰ تا ۳۲ سورة روم (سوره ۳۰ قرآن) میفرماید: در حالی كه بدرگاه خدا انابه میكنید رو به دین اسلام (تسلیم خدا بودن) كه آفریده خدائی است كه انسان را بر آن طبیعت آفریده بیاورید … و از نافرمانی و عذاب خدا بر حذر باشید و نماز را بپا دارید و از مشركینی كه دینشان را فرقه فرقه كردند و هر دسته به اعتقادات خود دلخوش هستند نباشید. فرقه‌فرقه شدن آنها در اثر پیروی هر عده‌ای از آنها از نظرات یكنفر یا چند نفر است كه با ایجاد نظریه‌ای افراد را از دیگران جدا كرده‌اند در صورتیكه دین خدا یكی است و همه پیغمبران، پیغمبر یك خدا بوده‌اند و همه آنها برای این فرستاده شده‌اند «كه مردم عدالت را در جهان برقرار كنند» همانطور كه در آیه ۲۵ سورة حدید دیدیم. آیه ۱۳۶ بقره و آیه ۲۸۵ آن میفرماید: «بگوئید فرقی بین هیچكدام از پیغمبران نمیگذاریم». «افراد با ایمان همگی … میگویند ما فرقی بین هیچكدام از پیغمبران نمیگذاریم». چون همه آنها از جانب خدا و برای ساخته شدن یك دنیای پاك آمده‌اند كه در آن عدالت برقرار باشد و انسان‌ها بفكر (مطابق فكر و نظر و عقیده و دستور) دیكتاتوران فریبكار كه مردم را با نام‌های مختلف بجان هم می‌اندازند یكدیگر را گرگ صفت نكشند. فراموش نكنید كه جنگ‌های اسلامی برای دفاع از اسلام بود. چون آیه ۱۳ سورة توبه (سوره ۹ قرآن) میفرماید: «آیا با كسانی كه قسم‌های‌شان را كه خورده بودند شكستند و تصمیم به اخراج پیغمبر گرفتند و اولین بار جنگ را آنها شروع كردند نمیجنگید؟ آیا از آنها میترسید؟ در صورتیكه اگر ایمان دارید سزاوار است كه از نافرمانی خدا بترسید». علت آنهم مخالفت آنها با اسلام بود. چون اسلام با دین آباء و اجدادی آنها كه ساخته دست دانشمند نماهای آنها بود مخالفت داشت و به آنها مطابق گفته‌ابراهیم در آیه ۵۴ سورة انبیاء (سوره ۲۱ قرآن) به قومش «گفت شما و پدرانتان در گمراهی آشكاری بودید» آیه ۷۴ سورة انعام سوره ۶ را هم ببینید. آنها در مقابل اسلام مطابق آیه ۱۷۰ بقره «وقتی به آنها گفته میشد از آنچه از خدا نازل شده پیروی كنید میگفتند، نه (ما اینكار را نمی‌كنیم) بلكه از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم (نظر و كارهای پدرانمان) پیروی میكنیم. اگرچه پدرانشان ذره‌ای عقل خود را بكار نمی‌انداختند و راه صحیح را نشناخته بودند». چون پدران بیسوادشان از پدران بیسوادتر قبل از خود پیروی میكردند. اگر با كمی دقت به مردم این زمان هم نگاه كنید، همین حرف را میزنند. و در صورتیكه سواد خواندن كتاب الهی خود و ادیان دیگر را دارند از دانشمندنماهای خود كه اغلب دین را وسیله كسب مخارج زندگی خود كرده‌اند پیروی میكنند در صورتیكه اگر قرآن را بخوانند می‌بینند كه آیا ۲۱ سورة یس میفرماید: «از كسانی پیروی كنید كه از شما مزدی نمیخواهند و راه صحیح ساختن یك دنیای پاك را شناخته‌اند». در صورتیكه می‌بینید كه بیشتر آنها (دانشمندان دینی) از مردم مزد میخواهند و از كتاب الهی بی‌اطلاعند مطابق گفته آقای علامّة طباطبائی در «بحثی تاریخی» پس از تفسیر آیه ۱۹ سورة مائده (سوره ۵ قرآن) «حتی به جلد قرآن دست نزده‌اند» كه درجه اجتهاد بگیرند.

آیه ۱۸ یونس سوره ۱۰ نیز یكی از انواع شرك را بیان میكند. چون میفرماید: «غیر از خدا چیزی را بندگی عبادت و اطاعت بی‌چون و چرا میكنند كه به آنها ضرر نمیزند و نفعی نمیرساند ولی میگویند اینها شفیعان ما پیش خدا هستند. بگو آیا خدا را از چیزی كه در آسمان‌ها و زمین نمیداند خبردار میكنید. خدا خیلی بالاتر از این چیزهائی است كه شریك خدا میسازند». می‌بینیم كه اینكار را خداوند شرك میداند شرك. اهل سنت میگویند: پیغمبر ص شفیع گناه امت است و شیعیان میگویند پیغمبر ص و ائمه شفیع گناهان ما میباشند. در صورتیكه آیه ۲۵۵ بقره میفرماید: «معبودی غیر از خدا وجود ندارد كه زنده و پابرجا است (در صورتیكه پیغمبر ص و امامان شیعه از دنیا رفتند و در زندگی خود همیشه سرپا نبودند) چرت و خواب خدا را فرا نمیگیرد (در صورتیكه پیغمبر ص و امامان چرت و خواب داشتند و در آن حالات از اطراف خود و كارهائی كه در آن صورت میگرفت خبر نداشتند) آنچه در آسمان‌ها و زمین است مال خدا است چه كسی میتواند بدون اجازه او پیش او شفاعت كند (قرآن چنین اجازه‌ای را به هیچكس و هیچ پیغمبری نشان نمیدهد) آنچه جلوی آنها و پشت سر آنها است میداند (در صورتیكه انسان‌ها پشت سر خود را نمی‌بینند و از كارهائی كه در پشت سرشان انجام میشود اطلاع ندارند و اگر مانعی در جلوی آنها باشد پشت آن را هم نمی‌بینند) و به ذره‌ای از علم خدا اطلاع ندارند جز آنچه خدا میخواهد..» (كسی كه نمیداند در مقابل كسی كه از همه چیز خبردارد چه بگوید؟ آنچه انسان‌ها میدانند همان چیزهائی است كه بوسیله حواس محدود پنجگانه خود میدانند) آیه ۱۱۰ سورة طه (سوره ۲۰ قرآن) را هم ببینید.

شماره ۱۲ باب ۵۳ اشعیاء كتاب ۲۳ عهد عتیق (تورات) میگوید: «… گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای خطاكاران شفاعت نمود».

شماره یك و دو باب ۲ رساله اول یوحنا كتاب ۲۴ عهد جدید (انجیل) میگوید: «… اگر كسی گناهی كند شفیعی داریم نزد پدر یعنی عیسی مسیح عادل و او است كفاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلكه بجهت تمام جهان نیز» البته خود عیسی مسیح در شماره ۲۰ باب ۵ انجیل متی كتاب اول عهد جدید میفرماید: «تا عدالت شما بر عدالت كاتبان و فریسیان (دو دسته از یهودیان) افزون نشود به ملكوت آسمان هرگز داخل نخواهید شد». نظر عیسی مسیح را قبول كنیم یا نظر یوحنا را. شماره ۲۱ تا ۲۳ باب ۵ و شماره ۱۲ تا ۱۳ باب ۹ انجیل متی را هم ببینید.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.