انحراف دین و لزوم تحقیق

بدست • 12 نوامبر 2013 • دسته: كتاب بازگشت به قرآن

اسلام می‌خواهد دنیایی بسازد كه در آن از ظُلم و فساد و فقر و جهل اثری نباشد و سر انسانی در مقابل كسی یا چیزی خم نشود.

برای بررسی این حقیقت باید یادآور شد كه كتاب اصلی و الهی اسلام، قرآن است و هر كسی كه به نام اسلام سخن می‌گوید، باید ملاك و معیارش قرآن باشد و هر سخنی كه بر خلاف قرآن، به نام اسلام زده شود باید بدور انداخت. چون آنچه پیامبر اكرم اسلام (ص) را پیامبر ساخت وحی و مجموعة آن – قرآن – بود. پیامبر(ص) پیام خدا را به مردم می‌رساند.

خداوند در آیه ۵:۶۷ (سورة مائده) به پیغمبر خود می‌فرماید:

یا اَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَماَ بَلَّغْتَ رِساَلَتَهُ، وَ اللهُ یعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللهَ لا یهْدِی الْقَومَ الكافِرینَ

«ای پیغمبر آنچه از طرف خداوندگارت (صاحب اختیارت) بتو نازل شده ابلاغ كن. اگر اینكار را نكنی رسالت او را انجام نداده ای. خدا ترا از شرّ مردم حفظ می‌كند. خدا كافران را هدایت نمی‌كند.»

و در ابتدای آیه ۴۲:۴۸ ( سورۀ شوری) می‌فرماید:

فَاِنْ اَعْرَضُوا فَما اَرْسَلْناكَ عَلَیهِمْ حَفیظاً اِنْ عَلَیكَ اِلَّا البَلاغُ …

«اگر از این كار سرباز زدند (دعوت ترا قبول نكردند) ما ترا برای نگهبانی آنها نفرستادیم. وظیفه تو فقط ابلاغ وحی است.»

پیغمبراسلام (ص) مثل همه مسلمان تسلیم حكم خدا بود. چون خداوند به او در آیة ۱۵ و ۶:۱۴ (سورة انعام) می‌فرماید:

قُلْ اَغَیرَ اللهِ اَتَّخِذُ وَلِیاً فاطِرِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ وَ هُوَ یطْعِمُ وَ لا یطْعَمُ قُلْ اِنّی اُمْرِتُ اَنْ اَكُونَ اَوَّلَ مَنْ اَسْلَمَ وَ لا تَكُونَّنَ مِنَ الْمُشرِكینَ (۱۴) قَل اِنِّی اَخافُ اِنْ عَصَیتُ رَبّی عَذابَ یومٍ عَظیمٍ.

«بگو آیا پشتیبانی غیر از خدا كه آفرینندة آسمانها و زمین است بگیرم در حالیكه او خوراك همه را می‌دهد و كسی به او غذا نمی دهد. بگو به من دستور داده شده كه از مشركین نباش بگو من از عذاب روز بزرگ می‌ترسم اگر نافرمانی صاحب اختیارم را بكنم.»

و در آیه ۹۲ و ۹۱: ۲۷ (سورة نمل) می‌فرماید:

اِنَّما اُمِرْتُ اَنْ اَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَﺓِ الَّذی حَرَّمَها وَ لَهٌ كُلُّ شَیءٍ وَ اُمِرْتُ اَنْ اَكُونَ مِنَ المُسْلِمینَ (۹۱) وَ اَنْ اَتْلُوَ الْقُرْانَ فَمَنِ اهْتَدی فَاِنَّما یهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ اِنَّما اَنَا مِنَ الْمُنْذِرینَ.

«بمن دستور داده شده كه فقط مالك (صاحب اختیار) این سرزمینی كه مُحترمش ساخته بندگی كنم و هر چیزی متعلق و مال اوست (نه تنها این سرزمین)- و به من دستور داده شده كه از مسلمانان (كسانی كه تسلیم حكم خدا هستند) باشم- و قرآن بخوانم. هر كس هدایت شد بنفع خودش است و هر كس گمراه شد، بگو من فقط از بیم دهندگان هستم. (مردم را از عواقب نافرمانی و كارهای زشتشان می‌ترسانم).»

پیغمبر (ص) تابع وحی بود چون خداوند در آیه ۶:۱۰۶ (سورة انعام) می‌فرماید:

اِتَّبِعْ ما اُحِی اِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ اِلّا هُوَ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشرِكینَ

«از آنچه از صاحب اختیارت بتو وحی شده پیروی كن. معبودی (وجود قابل پرستشی كه تو بنده و مطیع محض او بشوی) غیر از او وجود ندارد. و از مشركین اِعراض كن.»

و در آیه ۱۰:۱۵ (سورة یونس) می‌فرماید:

اِذا تُتْلی عَلَیهِمْ ایاتُنا بَیناتٍ قالَ الَّذینَ لا یرْجُونَ لِقاءَنَا اْئْتِ بِقُرْانٍ غَیرِ هذا اَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یكُونُ لی اَنْ اُبَدِّ لَهٌ، مِنْ تِلْقائِ‌ نَفْسی اِنْ اَتَّبِعُ اِلّا ما یوحی اِلی اِنّی اَخافُ اِنْ عَصَیتُ رَبّی عَذابَ یومٍ عَظیمٍ

«وقتی آیات روشن ما بر آنها خوانده شود كسانی كه امید دیدار ما را ندارند، می‌گویند قرآنی غیر از این بیاور یا آن را عوض كن. بگو من حق ندارم از طرف خودم آن را عوض كنم. من فقط از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌كنم. من اگر نافرمانی خداوندگارم را بكنم از عذاب روز بزرگ می‌ترسم.»

لذا پیغمبر(ص) كاری بر خلاف وحی نمی كرد و حرفی بر خلاف آن نمی زد. چون خداوند در آیه ۵:۴۹ (سورة مائده) به او می‌فرماید:

وَ اَنِ احْكُمْ بَینَهُمْ بِما اَنْزَلَ اللّهُ وَ لا تَتَّبِعْ اَهْواءَ هُمْ وَ احْذَرْهُمْ اَنْ یفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما اَنْزَلَ اللهُ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ اَنَّما یریدُ اللهُ اَنْ یصیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِم وَ اِنَّ كَثیراً مِنَ النّاسِ لَفاسِقُونَ

«بین آنها مطابق آنچه خدا نازل كرده (وحی: كتاب الهی) حكم كُن و از دلخواه آنان پیروی نكن و مواظب باش كه تو را از بعضی از چیزهایی كه خدا بتو نازل كرده منحرف نكنند. اگر از اینكار روگردان شدند (حكم خدا را قبول نكردند) بدانكه خدا می‌خواهد آنها را به علت بعضی از گناهانشان دچار مصیبت كند. براستی عدة زیادی از مردم فاسقند.»

فاسق كسی است كه از حكم خدا خارج و از فرمان خدا اطاعت نمی كند.

می بینیم كه پیغمبر(ص) موظف بوده از وحی پیروی كند و مطابق ما اَنْزَلَ الله (آنچه كه خدا نازل كرده- وحی یا كتاب الهی) حكم كند.

خداوند در آیات ۱۶۲ تا ۱۶۴ : ۶ (سورة انعام) به او می‌فرماید:

قُلْ اِنَّ صلاتِی وَ نُسُكی وَ مَحْیای وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ (۱۶۲) لا شَریكَ لَهُ وَ بِذلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا اَوَّلُ المُسْلِمینَ (۱۶۳) قُلْ اَغَیرَاللهِ اَبْغی رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَیءٍ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ اِلّا عَلَیها وَ لا تَزِرُ وازِرَﺓٌ وِزْرَ اُخْری ثُمَّ اِلی رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ (۱۶۴)

«بگو نماز من، عبادات من، زندگانی و مرگ من متعلق به الله صاحب اختیار جهانیان است. هیچ شریكی ندارد و من به انجام اینكار مأمور شده ام و من بیشتر از همه مسلمان (تسلیم حكم خدا) هستم. بگو آیا صاحب اختیاری غیر از خدا بگیرم در صورتیكه او صاحب اختیار هر چیزی است و هر كس هر كاری بكند بر عهدة خودش می‌باشد و هیچ باربری بار دیگری را (در روز قیامت) بر نمی دارد. بازگشت شما به سوی صاحب اختیارتان است و او شما را از آنچه در آن اختلاف نظر داشتید آگاه می‌كند.»

رسول خدا (ص) در حدیث اول باب آخر كتاب فضل علم جلد اول اصول كافی- می‌فرماید:

اِنَّ عَلی كُلِّ حَقٍّ حَقیقَـﺔً وَ عَلی كُلِّ صَوابٍ نُوراً فَما وافَقَ كِتابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ ما خالَفَ كِتابَ اللهِ فَدَعُوهُ

«هر حقی حقیقتی دارد و هر سخن درستی نوری دارد. آنچه موافق كتاب خدا (قرآن) است بگیرید و آنچه مخالف كتاب خدا است رها كنید.»

و در حدیث ۵ آن امام صادق (ع) می‌فرماید :

خَطَبَ النَّبِی (ص) بِمِنی فَقالَ: اَیهَا النّاسُ ما جاءَكُمْ عَنّی یوافِقُ كِتابَ اللهِ فَاَنَا قُلْتُهُ وَ ما جاءَكُم یخالِفُ كِتابَ اللهِ فَلَمْ اَقُلْهُ

«پیغمبر (ص) در مِنی سخنرانی ایراد كرد و فرمود : ای مردم آنچه از قول من برای شما نقل كردند كه موافق كتاب خدا (قرآن) بود من گفته ام و آنچه برای شما نقل شد كه مخالف كتاب خدا بود من آنرا نگفته ام.»

و در حدیث ۲ آن امام صادق (ع) می‌فرماید:

اِذَا وَرَدَ عَلَیكُمْ حَدیثٌ فَوَجَدْتُم لَهُ شاهِداً مِنْ كِتابِ اللهِ اَوْ مِنْ قَولِ رَسُولِ اللهِ (ص) وَ اِلّا فَالَّذِی جاءَكُمْ بِهِ اَوْلی بِهِ

«وقتی حدیثی بدست شما رسید كه شاهدی از كتاب خدا (قرآن) یا از قول رسول خدا(ص) برای آن یافتید آن را بگیرید و گرنه به درد آورنده اش می‌خورد.»

و در حدیث ۴ آن می‌فرماید:

ما لَمْ یوافِقْ مِنَ الْحَدیثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُفٌ

«هر حدیثی كه موافقِ قرآن نباشد جعلی (ساختگی) است.»

امام باقر (ع) در حدیث ۵ باب الرَّدُّ اِلَی الكِتابِ وَ السُّنَّـﺔِ جلد اول اصول كافی می‌فرماید:

اِذا حَدَّثْتُكُمْ بِشَیءٍ فَاسْأَلُونی مِنْ كَتابِ اللهِ

«هر وقت حرفی به شما زدم دلیل آن را از كتاب خدا از من بپرسید.»

بپرسید كجای قرآن این حرف را زده است.

پیامبر (ص) و امامان (ع) همه مسلمان و تسلیم حكم خدا بودند. حرفی بر خلاف قرآن نمی زدند و كاری بر خلاف آن نمی كردند.

علی (ع) در خطبة ۱۰۹ نهج البلاغه می‌فرماید:

تَعَلَّمُوا الْقُرانَ فَاِنَّهُ اَحْسَنُ الحَدیثِ وَ تَفَقَّهُوا فیهِ فَاِنَّهُ رَبیعُ الْقُلُوبِ وَ اْسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَاِنَّهُ شِفاءُ الصُّدُوُرِ.

«قرآن را یاد بگیرید، چون قرآن بهترین سخن است و در آن بیندیشید و آن را خوب بفهمید چون قرآن بهار دلهاست و از نور آن شفا بخواهید چون شفاءِ سینه هاست.»

و در نامه ۴۷ آن در وصیت به امام حسن و امام حسین (ع) می‌فرماید:

اللهَ اَللهَ فِی القُُرآنِ لا یسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیرُكُمْ

«خدا را در مورد قرآن در نظر داشته باشید – خدا را- در عمل به قرآن كسی غیر از شما بر شما سبقت نگیرد.»

و در خطبه ۱۷۵ نهج البلاغه می‌فرماید:

اِنْتَفِعُوا بِبَیانِ اللهِ وَ اْتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللهِ وَ اْقْبَلُوا نَصیحَـﺔَ اللهِ فَاِنَّ اللهَ قَدْ اَعْذَرَ اِلَیكُمْ بَاْلجَلیـﺔِ وَ اَخَذَ عَلَیكُمُ الحُجَّـﺔَ وَ بَینَ لَكُمْ مَحابَّهُ مِنَ اْلاَعمالِ وَ مَكارِهَهُ مِنْها لِتَتَّبِعُوا هَذِهِ و تَجْتَنبِوُا هذِهِ

«از كلام خدا (قرآن) استفاده كنید و از پندهای خدا پند بگیرید و نصیحت خدا را قبول كنید چون خدا در عذر را بر شما بسته و حجّت را علیه شما گرفته (حجّت را بر شما تمام كرده) و اعمال محبوب و مكروهش را برای شما بیان كرده تا كارهایی را كه دوست دارد بكنید و از كارهایی كه دوست ندارد خودداری كنید.» …

وَ اعْلَمُوا اَنَّ هذَا القُرْانَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یغُشُّ وَ الْهادِی الَّذی لا یضِّلُ وَ المُحَدِّثُ الَّذی لا یكْذِبُ وَ ما جالَسَ هذَا القُرْانَ اَحَدٌ اِلّا قامَ عَنْهُ بِزیادَﺓٍ اَوْ نُقصانٍ، زَیادَﺓٍ فی هُدی وَ نُقْصانٍ مِنْ عَمی وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ لَیسَ عَلی اَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْانِ مِنْ فاقَـﺔٍ وَ لا لِاَحَدٍ قَبْلَ القُرْانِ مِنْ غِنی

«بدانید كه این قرآن نصیحت كننده ای است كه دغلكاری در كارش نیست و راهنمایی است كه گمراه نمیكند و گوینده ای است كه دروغ نمی گوید، كسی با این قرآن همنشین نشد مگر اینكه وقتی از كنار آن برخاست بر هدایتش افزوده شده بود و از كوری (جهالتش) كم شده بود. و بدانید كه كسی بعد از قرآن نیازی ندارد و هیچكس قبل از قرآن بی نیاز نیست (البته در امور دینی) … ندا كننده ای روز قیامت فریاد می‌زند.

اَلا اِنَّ كُلَّ حارثٍ مُبْتَلی فی حَرْثِهِ وَ عاقِبَـﺔِ عَمَلِهِ غَیرَ حَرَثَـﺔِ الْقُرانِ فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ

«بدانید هر كسی گرفتار كشتة خود (كارهای كه كرده) و عاقبت كارهای خود می‌باشد مگر كسانی كه قرآن كاشته اند (مطابق دستورهای قرآن عمل كرده اند) بنابراین از كسانی باشید كه قرآن می‌كارند (مطابق قرآن عمل می‌كنند) و از پیروان قرآن باشید.» …

آیا كسانی كه ادعای پیروی از علی (ع) می‌كنند و خود را شیعه یعنی پیرو او می‌دانند این دستور را بكار بسته اند و می‌بندند؟

وَ اسْتَدِ لُّوُهُ عَلی رَبّكُمْ وَ اسْتَنصِحُوهُ علی اَنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَیهِ اراءَ كُمْ وَاسْتَغِشّوُا فِیهِ اَهْواءَكُمْ…

«و در راه خدا از قرآن دلیل بخواهید و بر خلاف (خواهش های حیوانی) خودتان از قرآن نصیحت بخواهید و نظرهای خود را در مقابل قرآن (به غلط بودن) متهم كنید و دلخواه خود را در مقابل قرآن غِش دار و ناخالص بدانید … ای بندگان خدا بدانید مؤمن امسال همان چیزی را حلال می‌داند كه سال اول (پس از رحلت پیغمبر(ص) حلال می‌دانست. وَ امسال همان چیزی را حرام می‌داند كه سال اول حرام می‌دانست. چیزهایی كه مردم درست كرده اند ذره ای از آنچه بر شما حرام شده حلال نمی كند. حلال چیزی است كه خدا حلال كرده (فرد مؤمن باید قرآن بخواند تا بداند خدا چه چیزهایی را حلال و چه چیزهایی را حرام ساخته) … مردم دو دسته اند: دسته ای كه از شریعت (آنچه خدا حلال و حرام كرده) پیروی می‌كنند و دسته ای كه بدعت ها را به وجود می‌آورند در صورتیكه هیچ دلیلی از سُنت پیغمبر و حجّت روشنی از كتاب خدا (قرآن) ندارند. (خدا هیچكس را مثل این قرآن نصیحت نكرده است) قرآن رشته محكم الهی است.»

شیعة علی (ع) كسی است كه به حرف های او ایمان دارد و از آن پیروی می‌كند. همانطور كه امام صادق (ع) در حدیث ۱۹ صفحه ۱۹۶ جلد ۱۱ وسائل الشیعة ۹۸ جلدی می‌فرماید:

«كسیكه زبانی بگوید شیعه (پیرو) ما است و در كارها و آثار ما با ما مخالفت كند (بر خلاف ادعای خود عمل كند) شیعة ما نیست. ولی شیعه ما كسی است كه زبانی و قلباً با ما موافقت كند و از آثار ما پیروی كند و مطابق كارهای ما كار كند. چنین افرادی شیعه (پیرو) ما هستند.»

امام باقر (ع) در حدیث اول باب «طاعت و تقوی» كتاب «ایمان و كفر» جلد سوم اصول كافی چاپ «دفتر نشر فرهنگ اهل بیت (ع)» می‌فرماید:

«به خدا قسم شیعة ما نیست مگر كسی كه از خداوند عَزّوجَلَّ اطاعت كند» و در حدیث ۳ آن می‌فرماید : «ای جابر، آیا كافی است كه آدمی كه از پیروی ما دم می‌زند، بگوید كه ما اهل بیت را دوست دارد؟!! به خدا شیعه ما فقط كسی است كه از (نافرمانی و عذاب) خدا بترسد و از او اطاعت كند … جابر گفت امروز هیچكس را با این صفت نمی شناسیم. امام فرمود: ای جابر مذهب ها ترا به بیراهه نبرد. آیا برای انسان كافی است كه بگوید من علی را دوست دارم و از او پیروی می‌كنم؟ ولی با وجود این در این راه كاری نكند؟ اگر بگوید من پیغمبر (ص) را دوست دارم و رسول خدا از علی بهتر است امّا از روش او پیروی نكند و مطابق روش او عمل نكند، این دوست داشتن پیغمبر برای او ذره ای فایده ندارد. بنابراین از (نافرمانی و عذاب) خدا بترسید و برای پاداشی كه پیش خدا است كار كنید. بین خدا و هیچكس خویشاوندی نیست … بر كناری از آتش جهنم با ما نیست و هیچكس بر علیه خدا دلیلی ندارد. كسیكه مطیع خدا باشد، ولی (دوست و دوستدار) ما است و كسی كه بر خلاف دستورهای خدا كار كند دشمن ما است. به ولایت ما جز با عمل و پارسایی نمی توان رسید.»

امروزه می‌بینیم مدعیان پیروی از امام (شیعه بودن) زیاد است ولی عمل كنندگان به نظرهای او همانطور كه جابر گفت دیده نمی شود یا كم هستند. مسلمان هم همینطور، همانطور كه آیه ۱۷۰ سورة بقره می‌فرماید: «وقتی به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل كرده پیروی كنید، می‌گویند ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم (روش و طرز عمل پدرانمان) پیروی می‌كنیم. اگر چه پدرانشان چیزی را درك نكرده باشند و راه صحیح را نشناخته باشند.»

و در آیات ۲۸ و ۲۹: ۷ (سورة اعراف) می‌فرماید:

اِذا فَعَلُوا فاحِشَـﺔً قالُوا وَجَدْنا عَلَیها اباءَ‌نا وَ اللهُ اَمَرَنا بِها قُلْ اِنَّ اللهَ لا یأمُرُ بِالْفَحْشاءِ اَتَقُولُونَ عَلَی اللهِ ما لا تَعْلَمُونَ قُلْ اَمَرَ رَبِّی بِالقِسْطِ.

«وقتی كار زشتی می‌كنند می‌گویند پدرانمان را بر این روش یافتیم و خدا دستور این كار را به ما داده است. بگو خدا به كار زشت امر نمی كند. آیا ندانسته از قول خدا سخن می‌گوئید؟ بگو خداوند من به اجرای عدالت امر كرده است.»

پیغمبر اكرم (ص) در حدیث ۱۴ باب ۱۵ صفحه ۱۰۹ جلد ۲ بحارالانوار می‌فرماید:

سَیأتی عَلی اُمَّتی زَمانٌ لا یبْقی مِنَ القُرآنِ اِلَّا رَسْمُهُ وَ لا مِنَ الإِسْلامِ اِلَّا اسْمُهُ یسَمُّونَ بِهِ وَ هُمْ اَبْعَدُ النّاسِ مِنْهُ مَساجِدُهُمْ عامِرَﺓٌ وَ هِی خَرابٌ مِنَ الْهُدی فُقَهاءُ ذلِكَ الزَّمانِ شَرُّ الْفُقَهاءِ تَحْتَ ظِلِّ السَّماءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الفِتْنَـﺔُ وَ اِلَیهِمْ تَعُودُ.

«بر امت من زمانی خواهد آمد كه از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم چیزی باقی نمی ماند. مردم به نام اسلام (مسلمان) نامیده می‌شوند در صورتیكه آنها دورترین مردم از اسلام هستند. مساجدشان آباد است در صورتیكه از لحاظ هدایت مردم خراب است. فقیهان آن زمان بدترین فقیهانی هستند كه زیر آسمان به وجود آمده اند فتنه از آنها خارج می‌شود و به سوی آنان بر می‌گردد.» و قرن هاست كه اسلام به این درد گرفتار شده است. این حدیث با اندكی اختلاف در سخن كوتاه ۳۶۱ نهج البلاغه آمده است.

علی (ع) در خطبة ۱۴۷ نهج البلاغه می‌فرماید:

سَیأتی عَلَیكُمْ مِنْ بَعْدی زمانٌ لَیسَ فیه شیءٌ اَخْفی مِنَ الحَقِّ وَلا اَظْهَرَ مِنَ الباطِلِ وَ لا اكْثَرَ مِنَ اْلكَذِبِ عَلَی اللهِ وَ رَسُولِهِ

«پس از من زمانی بر شما خواهد آمد كه در آن چیزی مخفی تر از حق و ظاهرتر از باطل و بیشتر از دروغ از قول خدا و رسولش نخواهد بود.»

و در دنباله آن می‌گوید:

وَ لَیسَ عِنْدَ اَهْلِ ذلِكَ الزَّمانِ سِلْعَـﺔٌ اَبْوَرَ مِنَ الكِتابِ اِذا تُلِی حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ لا اَنْفَقَ مِنْهُ إِذا حُرِّفَ عَنْ مَواضِعِه وَ لا فِی البِلادِ شَیءٌ اَنْكَرَ مِنَ المَعْروفِ وَ لا اَعْرَفَ مِنَ المُنْكَرِ

«پیش مردم آن زمان كالایی كم بهاتر و كسادتر از قرآن نیست در صورتیكه آن را آن طور كه باید خوانده شود، بخوانند و هیچ كالایی پر ارزش تر و پر رونق تر از قرآن وقتی كه معنی آن را تحریف كنند نیست و در شهرها چیزی زشت تر از كار نیك و نیكوتر از كار زشت نیست.»

و در دنباله آن می‌گوید:

فَقَدْ نَبَدَ الْكِتابَ حَمَلَتُهُ وَ تَناساهُ حَفَظَتُهُ، فَالْكِتابُ یومَئِذٍ وَ اَهْلُهُ طَریدانِ مَنْفِیانِ وَ صاحِبانِ مُصْطَحِبانِ فِی طریقٍ واحِدٍ لا یؤْ وِیهِما مُؤوٍ

«و حاملین قرآن آن را دور انداخته اند (به آن توجهی ندارند) و حافظین قرآن آن را فراموش كرده اند (به آن توجهی ندارند) قرآن و اهل قرآن در آن زمان مطرود و تبعید شده هستند و دو دوست می‌باشند كه در یك راه گام بر می‌دارند و هیچ پناه دهنده ای به آنها پناه نمی دهد.»

و در دنباله آن می‌گوید:

فَاْلكِتابُ وَ اَهْلُهُ فی ذلِكَ الزَّمانِ فِی الناسِ وَ لَیسا فیهِم وَ مَعَهُمْ وَ لَیساَ مَعَهُم لِاَنَّ الضَّلالَـﺔَ لا تُوافِقُ الهُدی وَ اِنِ اجْتَمَعا

«قرآن و اهل قرآن در آن زمان در بین مردم هستند و در بین آنها نیستند (مثل اینكه وجود خارجی ندارند) و با مردم هستند و با آنها نیستند (مثل اینكه وجود خارجی ندارند) چون گمراهی موافقت و سازشی با هدایت ندارد اگر چه كنار هم جمع شوند.»

و در دنباله آن می‌فرماید:

فَاجْتَمَعَ الْقَومُ عَلَی الْفُرْقَـﺔِ وَ افْتَرقُوا عَنِ الجَماعَـﺔِ كَاَنَّهُمْ اَئِمِـﺔُ الْكِتابِ وَ لَیسَ الكِتابُ اِمامَهُم فَلَمْ یبْقَ عِنْدَهُمْ اِلّا اسْمُهُ وَ لا یعْرِفُونَ اِلّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ

«مردم بر تفرقه متحد شده اند و از اتحاد كناره جویی كرده اند مثل اینكه آنها امام (رهبر) قرآن هستند و قرآن امام ایشان نیست. از قرآن جز اسم چیزی پیش آنها باقی نمانده و از آن جز خط و طرز نوشتن آن چیزی نمی دانند.»

و در دنباله آن می‌فرماید:

وَ مِنْ قَبْلُ ما مَثَّلُوا بالصَّالِحینَ كُلَّ مُثْلَـﺔٍ وَ سَمَّوا صِدْقَهُمْ عَلَی اللهِ فِرْیـﺔً وَ جَعَلُوا فِی الحَسَنَـﺔِ عُقُوبَـﺔَ السَّیئَـﺔِ

«قبل از اینكه وضع به این صورت در آید هر شكنجه ای كه هست به افراد صالح وارد می‌كنند و سخن راستشان را بر خدا دروغ می‌نامند و در مورد كار نیك (بیان حقیقت)، مجازات كار زشت (كتمان حقیقت) را بكار می‌بندند.»

… و

اَیهَا النّاسُ اِنَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللهَ وُفِّقَ وَ مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دلیلاً هُدِی لِلَّتی هِی اَقْوَمُ

«ای مردم، كسی كه از خدا نصیحت خواست موفّق شده و كسی كه سخن خدا را راهنما ساخت به بهترین راه هدایت شده است.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.