مخالفان

بدست • 26 جولای 2013 • دسته: مقالات

اگر قرآن را با دقت و تدبّر یعنی فکر و اندیشه خوانده باشید، متوجه شده‌اید که شاید در حدود نصف قرآن در باره مبارزه شش دسته از مردم با پیغمبران و موحدان واقعی صحبت میکند. دسته اول کسانی هستند که حکومت را دوست دارند. نمونه آنها در قرآن فرعون است. فرعون لقب است نه اسم. لقبی است مثل خاقان، فغفور، خسرو (کسری) سزار (قیصر) تزار، سلطان و شاه.

میدانیم که خدائی که خالق انسان است و انسان را خوب میشناسد در معرفی انسان‌ها در آیه 6 و 7: 96 سوره علق میفرماید: إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى. «انسان وقتی خود را بی نیاز ببیند حتماً طغیان میکند.» انسان طبیعتاً میخواهد هر کاری که خواست بکند و هر دستوری که داد عملی شود. لذا کسانی که قدرت پیدا میکنند میخواهند مردم بنده و مطیع محض آنها باشند و در مقابلشان بخاک بیفتند و اظهار حقارت و خاکساری کنند. فرعون را می‌بینیم که در آیه 29: 26 سوره شعراء به موسی (ع) میگوید: لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ. «اگر معبودی غیر از من بگیری تو را زندانی میکنم.» و به ساحرینی که به خدای موسی ایمان آوردند در آیه 49: 26 سوره شعراء میگوید: آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ. «آیا قبل از اینکه بشما اجازه بدهم به او ایمان آورید. موسی استاد شما است که بشما سحر را یاد داده است. نتیجه  اینکار خودرا خواهید فهمید. دست و پای همه شما را میبرم و همه شما را بدار میزنم.» می‌بینیم که فرعون مثل هر قدرتمندی میخواهد مردم بنده او باشند و معبودی (کسی که از او اطاعت محض شود) غیر از او نداشته باشند، که بگویند چون دستور تو بر خلاف دستور او است از آن اطاعت نمیکنیم. لذا دستور زندانی کردن و بریدن دست و پا و دار زدن صادر میکند. به دنیا نگاه کنید تا این فرعون‌ها، استالین‌ها، هیتلرها، چنگیزها را ببینید. دسته دوم اشراف و اطرافیان حکومت‌ها و قدرت‌ها هستند که قرآن به نام مَلَأ از آنها نام میبرد. همانطور که در آیه 127: 7 سوره اعراف میفرماید: قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ؟ «اَشراف قوم فرعون به فرعون گفتند آیا میگذاری که موسی و قومش در زمین فساد کنند و تو و معبودهای تو را ترک کنند؟!» چون اگر وضع بهم بخورد موقعیت اجتماعی آنها از بین میرود لذا برای حفظ مقام و جایگاه اجتماعی خود با پیغمبران و موحدان مخالفت میکنند. به آیه 60 و 66 و 75 و 88 : 7 سوره اعراف هم نگاه کنید.

دسته سوم ثروتمندان هستند که قرآن بنام مُترَفین (متنعّمین) از آنها نام میبرد. همانطور که در آیه 23: 43 سوره زخرف در باره آنها میفرماید: ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ. «ما قبل از تو هیچ پیغمبری به شهری نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان آن شهر گفتند ما پدرانمان رابر آیین و روشی یافتیم و از کار و راه آنها پیروی می‌کنیم.» آیه 22: زخرف و آیه 34: 34 سوره سباء را هم نگاه کنید.

چون افراد نیازمند بخاطر ثروتی که اینها دارند بخاطر اینکه مخارج زندگی خود را تأمین کنند تملّق آنها را میگویند. دسته چهارم روحانی نماها و تارک دنیاها هستند که مورد ارادت مردم هستند. خداوند از اینها بنام اَحبار و رُهبان نام میبرد. همانطور که در آیه 31 توبه سوره نهم میفرماید: اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ. «دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیای خود را و همینطور پیغمبرشان مسیح ابن مریم را ارباب (صاحب اختیار) خود گرفتند (نه خدا را) در صورتیکه به آنها دستور داده شده بود که فقط معبود یگانه (یعنی خدا) را بندگی (اطاعت محض) کنند معبودی (وجودی که قابل باشد انسان بنده و مطیع محض او باشد و در مقابلش احساس و ابراز کوچکی کند) غیر از خدا وجود ندارد. خدا خیلی بالاتر از این چیزهائی است که شریک او میسازند.» اینها یعنی این دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیا مورد ارادت مردم هستند. بقول عیسی مسیح (ع) در شماره 4 تا 8 : 23 انجیل متی: «بارهای گران و دشوار را می‌بندند و بردوش مردم می‌نهند و خود نمیخواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند * و همه کارهای خود را میکنند که مردم ایشان را ببینند. حمایل‌های خود را عریض و دامن‌های قبای خود را پهن می‌سازند * بالا نشستن در ضیافت‌ها و کرسی‌های صدر در کنایس را دوست میدارند * و تعظیم در کوچه‌ها را و اینکه مردم ایشان را آقا آقا بخوانند* لیکن شما آقا خوانده مشوید زیرا استاد شما یکی است یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید.» خداوند در آیه 34: 9 سوره توبه در باره آنها میفرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ. «ای افراد با ایمان عدۀ زیادی از دانشمندان دینی و زاهدان دیرنشین تارک دنیا (نه همه آنها) مال مردم را بناحق میخورند و مردم را از راه الله باز میدارند.» دسته پنجم جیره‌خواران این چهار دسته هستند که در اثر نزدیکی به آنها برو بیائی دارند و مال و مقامی بدست می‌آورند. اینها لشکریان مدافع این چهار دسته هستند و این چهار دسته مدافعینی و محافظینی برای خود دارند که یا بخاطر مقام یا شهرت یا پول یا از ترس یا برای بدست آوردن قدرت به اینها نزدیک میشوند و مداح و جیره‌ خوار آنان میگردند. خداوند آنها را بنام جند و جنود (لشگریان) میخواند. همانطور که در آیه 90: 10 یونس میفرماید: جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ. «ما بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم و فرعون و لشکریانش از روی تعدّی و ظلم آنها را تعقیب کردند. چون فرعون در حال غرق شدن بود گفت: ایمان آوردم که معبودی غیر از خدائی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند وجود ندارد. و من (مسلمانم) از کسانی هستم که تسلیم خدا هستند.» آیه 78: 20 طه و آیه 39 و 40: 28 قصص را هم ببینید. دسته ششم فریب خوردگان این پنج دسته هستند. مخالفت این پنج دسته برای حفظ موقعیت خود میباشد ولی مخالفت دسته ششم بخاطر جهل و بی اطلاعی و فریب خوردگی است. چون چهار دسته اول بخاطر قدرت و نفوذی که در اجتماع دارند مردم را شخصاً یا بوسیله افرادی که با قدرت و ثروت و امکانات خود استخدام میکنند، دسته ششم و تعدادی از دسته پنجم را فریب میدهند. چون میدانیم افراد بعلت نیاز مالی خود دنبال کسی میگردند که حقوق بیشتری به آنها بدهد. لذا بیشتر دانشمندان هر رشته‌ای را می‌بینیم که به استخدام مراکز قدرت و ثروت در می‌آیند. چون آنها میتوانند با قدرت و ثروت خود نیاز مالی و مقامی آنها را برآورده سازند و رفع کنند و آنها را به شهرت و ثروت برسانند. بسیاری از فلاسفه و دانشمندان یا بخاطر رسیدن به قدرت و شهرت یا بخاطر ترس از قدرتهای موجود بلندگوی تبلیغاتی آنان میشوند. و اینها میتوانند با مغالطات خود برای افراد بی اطلاع هر سفیدی را سیاه و هر سیاهی را سفید جلوه دهند اینها در اثر تلقینات و تبلیغات چهار دسته اول عقاید غلط اجتماع خود را بنام حقیقت و دین می‌پذیرند و با ایمان و خلوص کامل از آن دفاع میکنند. همانطور که آیه 53: 11 سوره هود میفرماید اینها به هود گفتند: يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ. «ای هود دلیلی (معجزه‌ای) برای ما نیاوردی و ما معبودها (خدایان) خودمان را بخاطر حرفهای تو ترک نمی‌کنیم و بحرف‌های تو اعتقادی نداریم.» و آیه 87: 11 سوره هود میفرماید به شعیب گفتند: يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا؟ «ای شعیب آیا نماز تو به تو دستور میدهد که ما آنچه را که پدرانمان می‌پرستیدند ترک کنیم یا در اموالمان آنطور که میخواهیم دخل و تصرف نکنیم؟!» و پیغمبران را مسخره و تهدید میکردند که شما را میکشیم یا از شهرمان بیرون میکنیم. قرآن در آیه 21: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ. «افرادی را که منکر آیات الله میشوند و پیغمبران را بناحق میکشند و هر کسی از مردم را هم که بعدالت امر کند میکشند به عذابی دردناک بشارت ده.» چون میدانیم که قدرتمندان میخواهند هر کاری که دلشان خواست بکنند و کسی صحبتی از این نکند که کار شما بر خلاف عدالت است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.