اهل كتاب

بدست • 26 جولای 2013 • دسته: مقالات

دیدیم که هدف و مقصود خداوند از فرستادن تمام پیغمبران این است که مردم عادل باشند همانطور که در آیه 25: 57 سوره حدید میفرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. «پیغمبرانمان را با دلیل‌های روشن فرستادیم و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم برای اینکه مردم عادل باشند.» اگر دینداران جهان متوجه این حقیقت باشند باید همگی در ساختن دنیایی که در آن اثری از ظلم و اجحاف و تبعیض بیجا نباشد با هم همکاری کنند. نه اینکه در مقابل هم صف بندی کنند و نیروئی که باید صرف ساختن یک دنیای پاک شود در اثر بی اطلاعی از هدف اصلی و اساسی دین که خداوند بیان میکند صرف مبارزه با هم شود. می‌بینیم که عیسی مسیح ع در شماره 13: 9 انجیل متی میفرماید: «نیامده ام تا عادلان را بلکه گناهکاران را به توبه دعوت نمایم.» و در شماره 18: 19 انجیل متی میفرماید: اگر بخواهی داخل حیات شوی «قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده * و پدر و مادر خود را حرمت دار و همسایه خود را مثل نفس خود دوست دار.» که پنج حکم اول آن جزو ده فرمان تورات در باب 20 خروج و 5 تثنیه میباشد. و عدالت تجاوز نکردن به جان و مال و ناموس و آرامش خیال دیگران است.

مسلمان واقعی که به کلام خدا و سخن خدا یعنی قرآن ایمان دارد و میداند که خداوند اشتباه نمیکند و دروغ نمیگوید و وقتی میفرماید منظور من از فرستادن پیغمبران این است که «مردم عادل باشند.» راست میگوید لذا میداند وظیفه دارد چنین دنیائی بسازد و در این راه کوچکترین همکاری صادقانه را بپذیرد چه رسد به اینکه بداند هدف تمام پیغمبران الهی برقراری عدالت در تمام جوامع بشری است و هدف پیروان واقعی کلیه ادیان و اصلاح طلبان واقعی یکی است و باید آنها را با این حقیقت آشنا کند و آنها را در این راه متحد کند و در جزئیات هر کدام مطابق اعتقادات دینی و آداب و رسوم خود عمل کنند. چون مسلمان واقعی که وظیفه دارد قرآن را بخواند و در باره مطالب آن تدبّر کند و از آن پیروی کند و مطابق آن اظهار نظر و حکم کند میداند که خداوند این وظیفه را به او خاطرنشان میکند. چون در آیه 13 و 15: 42 سوره شوی میفرماید: شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ… فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ «خداوند برای شما همان چیزی را قانونگذاری کرده که نوح را به آن سفارش کرده و همان چیزی است که بتو وحی کردیم و همان چیزی است که ابراهیم و موسی و عیسی را به آن سفارش کردیم که دین را اجرا کنید و در دین دچار تفرقه نشوید. قبول این چیزی که مردم را به آن دعوت میکنی بر مشرکین سخت است. ولی اَلله هر کس را بخواهد انتخاب میکند و هر کس را که بسوی او برگردد هدایت میکند … تو مردم را به اجرای دین و تفرقه نداشتن در آن دعوت کن و همانطور که بتو دستور داده شده در اینکار استقامت داشته باش و از دلخواه مشرکین پیروی مکن. و بگو من بهر کتابی که اَلله نازل کرده ایمان دارم و بمن دستور داده شده که بین شما بعدالت رفتار کنم. اَلله صاحب اختیار ما و صاحب اختیار شما است. ما مسئول کارهای خودمان هستیم وشما مسئول اعمال خودتان هستید. بحثی بین ما باقی نمانده.» وقتی اَلله صاحب اختیار ما و شما است باید ببینیم او چه دستور و چه نظری میدهد. لذا مسلمان واقعی مردم را به اجرای دین و تفرقه نداشتن در آن دعوت میکند و از دلخواه مشرکین که کسی یا چیزی را کنار خدا قرار دادند و از فردی و گروهی پیروی کردند، پیروی نمیکند چون خداوند در آیه 31 و 32: 30 سوره روم میفرماید: لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ. «از مشرکینی که دینشان را فرقه فرقه ساختند و بصورت گروه‌هائی در آمدند نباشید. هر دسته از آنها به اعتقادات خود شادند.»

خداوند در آیه 44 و 46 و 48: 5 سوره مائده میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً و نوُرٌ … وَ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ … وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدىً وَ نُورٌ … وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ. «ما تورات را نازل کردیم در تورات هدایت و نور است پیغمبرانی که تسلیم حکم و نظر خدا بودند و ربّانی‌ها و دانشمندان یهود مطابق آن برای یهودی‌ها حکم میکنند… دنبال آنها عیسی ابن مریم را فرستادیم که مصدّق تورات بود و به  او انجیل را دادیم که در آن هدایت و نور است … باید عیسویان مطابق آنچه در انجیل است حکم کنند. کسانی که مطابق آنچه اَلله نازل کرده حکم نکنند فاسقند و قرآن را که مصدق کتابهای قبلی و نگهبان آنها است به تو نازل کردیم. بنابراین مطابق آنچه اَلله نازل کرده بین آنها حکم کن و در باره حقی که برای تو آمد از دلخواه آنان پیروی نکن. برای هر یک از شما (یهودیان و مسیحیان و مسلمانان) راه ورسمی (آداب و رسومی) قرار دادیم. اگر اَلله میخواست شما را یک امت میکرد ولی میخواهد شما را در آنچه بشما داده (یهودیان را با تورات مسیحیان را با انجیل و مسلمانان را با قرآن) امتحان کند. بنابراین  در کارهای خیر با هم مسابقه بدهید و از هم جلو بزنید.» و در آیه 136: 2 سوره بقره و با اندکی تفاوت در آیه 84: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ. «بگویید: ما به اَلله و آنچه بما نازل شده (یعنی به قرآن) و آنچه به ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و نوادگان او نازل شده و آنچه به موسی و عیسی داده شده (یعنی به تورات و انجیل) و آنچه به پیغمبران از جانب صاحب اختیارشان داده شده ایمان داریم فرقی بین هیچکدام از پیغمبران نمیگذاریم (همه را پیغمبر اَلله میدانیم) و ما تسلیم حکم و نظر خدا هستیم.» و در آیه 47: 29 سوره عنکبوت میفرماید: لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ. «با اهل کتاب فقط با بهترین صورت صحبت کنید – باستثناء ستمکاران آنها – و بگوئید ما به آنچه بما نازل شده (یعنی به قرآن) و آنچه بشما نازل شده ایمان داریم معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم حکم و نظر او هستیم.» و در آیه 62: 2 سوره بقره و با کمی تفاوت در آیه 69: 5 سوره مائده میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. «افراد با ایمان (مسلمانان) و یهودیان و عیسویان و صابئین و بطور کلی کسانی که به اَلله و روز آخرت ایمان داشته باشند و عمل صالح (کار درست و صحیح) بکنند پاداششان پیش صاحب اختیارشان محفوظ است نه ترسی دارند نه غصّه‌ای.» ولی متأسفانه تعصبات جاهلانه و تعلیمات غلط فریبکاران انسان‌ها را از این حقیقت دور کرده. همانطور که قرآن در آیه 111 تا 113: 2 سوره بقره میفرماید: قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ. «یهودیان گفتند فقط یهودیان وارد بهشت میشوند و عیسویان گفتند فقط عیسویان وارد بهشت میشوند. این آرزو و تصوّر آنها است. بگو اگر راست میگوئید دلیلتان را بیاورید * آری کسانی که خود را تسلیم اَلله کنند و نیکوکار باشند پاداششان پیش صاحب اختیارشان محفوظ است و نه ترسی دارند نه غصه‌ای * یهودیان گفتند عیسویان دین ندارند و عیسویان گفتند یهودیان دین ندارند، در صورتیکه کتاب دینی خود را میخوانند (و می‌بینند چنین حرفی در آنها نیست) تمام افراد نادان نیز عین حرف آنها را میزنند.» وای از جهل و بی ایمانی افراد. آیه 64: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ. «بگو ای اهل کتاب بسوی کلمه‌ای بیائید که بین ما و شما مساوی است که فقط بندگی (اطاعت محض) خدا را بکنیم و چیزی را شریک او نسازیم و بعضی از ما بعضی را غیر از اَلله ارباب خود نگیرند.» ولی متأسفانه هر دسته‌ای کنار خدا افراد دیگری را قرار دادند و بجای پیروی از کتاب الهی از این افراد پیروی کردند و دچار تفرقه شدند و بجای همکاری بجان هم افتادند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.