اصلاح

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

خداوند در آیه 88 هود (سوره 11) میفرماید: شعیب ع گفت: ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ. «من در چیزهائی که شما را از آن نهی میکنم سر مخالفت با شما را ندارم. من فقط خواستار اصلاح هستم، آنهم تا جایی که از دستم برآید.» قرآن در آیه 56 اعراف (سوره 7) میفرماید: لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ. «در زمین فساد نکنید.» همانطور که دیدیم دین میخواهد دنیائی بسازد که در آن اثری از ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسان‌ها نباشد. و مسلمان واقعی باید چنین دنیائی بسازد. مسلمان واقعی میداند چنین دنیائی فقط با اتحاد همه دینداران و اصلاح طلبان واقعی جهان امکان دارد. مسلمان با جان و مالش در راه بیدار کردن دینداران واقعی و اتحاد آنان برای ساختن یک دنیای پاک جهاد میکند. مسلمان واقعی میداند که خداوند در آیه 48 مائده (سوره 5) میفرماید: لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ. «برای هر دسته از شما (یهودیان و مسیحیان و مسلمانان) راه و رسمی قرار دادیم. اگر اَلله میخواست شما را یک امت میکرد؛ ولی میخواهد شما را در آنچه بشما داده (یهودیان را با تورات، مسیحیان را با انجیل، و مسلمانان را با قرآن) امتحان کند؛ بنابراین در کارهای خیر از هم جلو بزنید.» مسلمان میداند همانطور که خداوند در آیه 44 و 46 مائده (سوره 5) میفرماید: «در تورات … و در انجیل هدایت و نور است.» و مطابق آیه 136 و 285 بقره (سوره 2) میگوید: لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ. «بین هیچکدام از پیغمبران خداوند فرقی قائل نیستیم.» همه را پیغمبر یک خدا میدانیم که برای هدایت مردم و ساختن یک دنیای پاک آمده‌اند.

برای اصلاح واقعی جهان باید همه دینداران حقیقی و اصلاح طلبان واقعی را متحد کرد و برای اینکار باید به آنها فهماند که به کتاب اصلی دین خود مراجعه کنند تا ببینند پیغمبرشان برای اصلاح جهان و از بین بردن ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسان‌ها آمده و کتابهای اصلی ادیان دیگر را هم بخوانند تا متوجه شوند همه پیغمبران برای اینکار یعنی ساختن یک دنیای پاک آمده‌اند. فقط طرز بیان‌ها فرق دارد. لذا همه باید در راه ساختن چنین دنیائی با هم متحد شوند و در جزئیات هر کدام از راه و رسم دین خود پیروی کنند.

برای اصلاح جهان باید نیازها (احتیاجات) واقعی بشر را شناخت. هر کسی میداند که انسان نیز موجود جانداری است مثل جانداران دیگری که خدا آفریده فقط با قدرت بیان بیشتری نسبت به آنها که در نتیجه این قدرت میتواند جزئیات فکری خود را برای دیگران شرح دهد و دیگران نیز آن را بفهمند. در نتیجه این قدرت علم و تجربه هر فرد و هر نسل به افراد و نسل‌های بعدی منتقل میشود و از مجموع این معلومات و تجربه‌ها بشر به علوم و فنون و اختراعات و اکتشافات و صنایع امروزی رسیده است.

هر کسی میداند موجود زنده احتیاج به هوا و غذا و آب و جفت (همسر) دارد تا با خوردن غذا نیروی لازم را برای فعالیت‌های مختلف بدن فراهم کند و با تنفس خون را پاک سازد و با همسر (جفت) نسل موجود زنده ادامه یابد. (در تک سلولی‌ها روش دیگری وجود دارد.) لذا دیندار واقعی میداند این احتیاجات باید توسط جامعه و فرد رفع شود. البته انسان غیر از اینها به پوشاک و مسکن نیز نیاز (احتیاج) دارد، لذا دینداران و اصلاح طلبان واقعی باید سعی کنند این نیازها (احتیاجات) برای تمام افراد بشر رفع شود. خداوند در آیه 32 نور (سوره 24) میفرماید: أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ. «به مجرّدان (عزب‌ها. بدون همسرهای)تان، همسر بدهید همینطور به غلام و کنیزتان (امروزه به نوکرها و کلفت‌هایتان) همسر بدهید. اگر فقیر باشند، اَلله از فضل خودش آنها را بی نیاز میکند.» وقتی همسر داشته باشند و مسئولیت زندگی بدوششان باشد بالاخره کاری پیدا میکنند. در این آیه می‌بینیم که به افراد مجرّد نمی‌فرماید ازدواج کنید. بلکه به مسلمانان و جامعه اسلامی میگوید به آنها «همسر بدهید.» لذا مسلمانان واقعی باید این را وظیفه خود بدانند که به مجردها همسر بدهند و نگذارند فرد مجرّدی در جامعه باقی بماند. چون غریزه جنسی غریزه‌ای است که خداوند در وجود تمام موجودات زنده پر سلولی قرار داده تا نسل آنها ادامه یابد. این غریزه را نباید دست کم گرفت. چون بسیاری از قتل‌ها و جنایت‌ها و خیانت‌ها در اثر همین غریزه صورت میگیرد. لذا جامعه اسلامی باید سعی کند افراد از اوائل بلوغ جنسی همسر داشته باشند تا باعث انحراف این غریزه نشوند. چون جلوگیری از انحراف در ابتدا ساده است ولی در اثر تکرار و عادت جلوگیری از آن خیلی سخت است. برای عملی ساختن این فکر باید سالهای تحصیلی را به حداقلی که امکان دارد رساند و مطالبی که بکار آینده افراد نمیخورد از برنامه تحصیلی حذف کرد و افراد را برای شروع بکار حرفه‌ای خود آماده ساخت و دروس تکمیلی را پس از آن به او یاد داد تا هر روزه بر اطلاعات و مهارتش افزوده شود چون گفته‌اند که پیغمبر ص فرمود: اُطْلُبِوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ اِلیَ الْلَّحْدِ. «از گهواره تا گور دانش بجوئید.»

در باره نابودی فقر خداوند در آیه 24 و 25 معارج (سوره 70) میفرماید: فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ. «در اموال نمازگزاران حق معلومی برای سائل و محروم وجود دارد.» و آیه 60 توبه میفرماید: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ. «صدقات (زکات) اختصاص دارد به فقرا (تنگدستان) و مسکینان (تهی‌دستان) و مأمورین زکات و کسانی که تمایلی به اسلام پیدا کرده‌اند و آزادی بردگان و خسارت دیدگان (مقروضین بدون تقصیر) و در راه خدا (اَلله) و در راه ماندگان.» می‌بینیم 5 دسته از این 8 دسته محرومین اجتماع هستند. خداوند درآیه 273 بقره (سوره 2) میفرماید: لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً. «انفاق اختصاص دارد به فقیرانی که در راه اَلله درمانده شده‌اند، توانائی مسافرت را هم ندارند. کسی که بوضع داخلی آنها آشنا نیست از شدت آبروداری آنها خیال میکند آنها ثروتمندند و احتیاجی به کمک مالی ندارند؛ با اصرار از مردم تقاضای کمک مالی نمیکنند.» در قرآن 30 بار در باره زکات مال صحبت شده است. که 27 بار آن در کنار اقامه نماز است و میدانیم ایمان به بعضی از دستورهای خداوند و ایمان نداشتن و اجرا نکردن بعضی از دستورها ایمان نیست و کفر است. در قرآن در باره انفاق مال در راه خدا 60 بار صحبت شده است. لذا مسلمان همانطور که نماز میخواند زکات هم میدهد. بهترین راه کمک به افراد آبروداری که با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند ایجاد کار برای بیکاران است. وقتی مسلمانان کمک به محرومین اجتماع را وظیفه خود بدانند و سهمی از درآمد خود را برای بهبود حال محرومین اجتماع قرار دهند و آیه 105 آل‌عمران  را در نظر داشته باشند که میفرماید: لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ. «شما مثل کسانی که پس از اینکه دلیل‌های روشن هم برای آنها آمد دچار تفرقه و اختلاف شدند نباشید.» با تشکیلات صحیح خود هر ماهه میتوانند صدها میلیون دلار صرف سرمایه‌گذاری و ایجاد کار برای بیکاران کنند تا آنها  را از فقر و تهیدستی نجات دهند. مسلمان واقعی میدانند  که خداوند در آیه 60 انفال (سوره 8 ) میفرماید: ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ. «هر چیزی در راه اَلله خرج کنید بطور کامل بشما پس داده میشود و به شما ظلمی نمیشود.» چون اولاً مسلمان واقعی از وظیفه‌ای که انجام داده و انسان و انسان‌هائی را  از چنگ فقر نجات داده لذّت میبرد. ثانیاً از دیدن بیچارگان محروم در اجتماع کمتر ناراحت میشود. ثالثاً با کار آنها بر تولید و خدمات جامعه اضافه میشود. رابعاً درآمد سرانه در جامعه بالا میرود. خامساً کارهای کناری بیشتری در جامعه بوجود می‌آید چون افراد بیشتری قدرت خرید پیدا میکنند. سادساً محصول و خدمت بیشتری در جامعه بوجود می‌آید که میتوانند از آن استفاده کنند. سابعاً در اثر ازدیاد تولیدات و خدمات دسترسی به آنها برای افراد راحت‌تر میشود. ثامناً در اثر ازدیاد تولیدات و خدمات یعنی ازدیاد عرضه، قیمت‌ها پائین می‌آید و جنس‌ها ارزان‌تر میشود. تاسعاً هر ماهه سرمایه‌گذاری در جامعه بیشتر میشود. چون کسانی که تا دیروز کاری نداشتند حالا مشغول کار شده‌اند و درآمدی دارند و زکات آن را می‌پردازند. عاشراً در اثر اشتغال بکار مقدار دزدی‌هائی که در اثر فقر صورت میگیرد کم میشود و خیال‌ها امن‌تر میشود. باضافه اینکه فساد اجتماعی کم میشود و افرادی که مشغول کار شده‌اند و درآمدی دارند میتوانند ازدواج کنند و از فساد دور شوند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.