معيار دين

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

بنام دین خیلی حرف‌ها زده‌اند و میزنند و خیلی کتابها نوشته‌اند و مینویسند. ولی دین واقعی چیست؟ و معیار شناخت آن چیست؟ دین چیزی است که بصورت وحی به پیغمبر ص نازل شده و پیغمبر ص وظیفه داشته آن را به مردم برساند. چون پیغمبر ص پیغام‌بر (پیام‌بر. پیام رسان) خداوند بوده و وظیفه داشته آنچه به او وحی میشود به مردم بگوید و برساند؛ همانطور که آیه 99 مائده سوره 5 میفرماید: ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ. «وظیفه پیغمبر فقط ابلاغ وحی است.» ابلاغ یعنی رساندن. بنابراین معیار دین واقعی کتاب الهی است که در اسلام قرآن و در مسیحیت انجیل و در آئین یهود تورات است نه چیز دیگری. همانطور که خداوند به پیغمبر ص در آیه 68 مائده سوره 5 میفرماید: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً. «بگو: ای اهل کتاب (ای دیندارانی که کتاب الهی دارید) تا شما مطابق (کتاب خود) تورات و انجیل و هر کتابی که از صاحب اختیارتان به شما نازل شده عمل نکنید دین ندارید. البته این چیزی که از صاحب اختیارت بتو نازل شده بر طغیان و کفر عده زیادی از آنها اضافه میکند.» چون مردم از عقائد آباء و اجداد خود پیروی میکنند نه از کتاب الهی. همانطور که آیه 170 بقره سوره 2 میفرماید: إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ. «وقتی به آنها گفته شود از آنچه اَلله (خدا) نازل کرده پیروی کنید، میگویند ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم (کاری که پدرانمان میکردند) پیروی میکنیم. اگرچه پدرانشان ذره‌ای عقل خود را بکار نینداخته باشند و راه صحیح را نشناخته باشند.»

آیه 23 آل‌عمران سوره 3 میفرماید: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ. «آیا کسانی را ندیدی که بهره‌ای از کتاب به آنها داده شده بود (اطلاعاتی از کتاب دینی خود داشتند) به کتاب خدا (اَلله) دعوت می‌شوند تا کتاب خدا بین آنها حکم کند، بعد عده‌ای از آنها از اینکار رو بر می‌گردانند (قبول نمی‌کنند) و از اینکار اعراض می‌کنند.» معیار دین کتاب الهی است نه چیز دیگری.

خداوند در آیه 60 نساء سوره 4 در مورد دینداران خیالی میفرماید: اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ. «آیا کسانی را ندیدی که خیال میکنند به آنچه بتو نازل شده (یعنی به قرآن) و آنچه قبل از تو نازل شده (یعنی به تورات و انجیل و کتابهای پیغمبران دیگر) ایمان دارند، (ولی بجای مراجعه به همان کتابی که میگویند به آن ایمان داریم) میخواهند طاغوت را (کسی را که در مقابل خدا طغیان کرده و نظری بر خلاف نظر خدا میدهد و حکمی بر خلاف حکم خدا میکند) داور (حَکَم) قرار دهند؟! در صورتیکه به آنها گفته شده و دستور داده شده که طاغوت را قبول نداشته باشند.» به آیه 256 بقره سوره 2 و آیه 36 نحل سوره 16 و آیه 17 زمر نگاه کنید. معیار و ملاک واقعی دین کتاب الهی است. چون خداوند در آیه 3 اعراف سوره 7 میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. «از آنچه از صاحب اختیارتان (خداوند) به شما نازل شده پیروی کنید و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید.» در این آیه صریحاً می‌بینیم که خداوند میفرماید: «از اولیائی غیر از قرآن پیروی نکنید.» بلکه از آنچه از خداوندتان (صاحب اختیارتان) به شما نازل شده پیروی کنید. لذا دیندار واقعی از کتاب اصلی و اساسی دین خود، از کتاب الهی که وحی خداوند است پیروی میکند.

آیه 44 و 45 و 47 مائده سوره 5 میفرماید: مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ … هُمُ الظَّالِمُونَ … هُمُ الْفاسِقُونَ. «کسانی که مطابق ما أَنْزَلَ اللَّهُ (آنچه خدا (اَلله) نازل کرده: وحی. کتاب الهی) حکم نکنند کافرند … ظالم هستند … فاسق هستند.» فاسق یعنی نافرمان. و در آیه 49 مائده میفرماید: وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ. «و اینکه بین آنها مطابق آنچه اَلله (خدا) نازل کرده حکم کن، و از دلخواه آنها پیروی نکن، و مواظب باش که تو را از بعضی چیزهائی که اَلله بتو نازل کرده منحرف نکنند.» لذا مسلمان واقعی مطابق قرآن حکم و اظهار نظر میکند و از قرآن پیروی میکند و برای اینکه چنین کاری بکند و از آنچه خداوند نازل کرده (وحی. کتاب الهی) منحرف نشود قرآن را میخواند و در آن می‌اندیشد و میداند که قرآن آسان است و برای هدایت افراد ساده و بیسواد 14 قرن پیش عربستان نازل شده و خداوند حدود معلومات آنها را میدانسته و مطابق فهم آنها یعنی ساده‌ترین افراد بشر صحبت کرده. همانطور که آیه آخر سوره مزّمّل (سوره 73) میفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ. «تا آنجا که میتوانید قرآن بخوانید.» و در آیه 82 نساء سوره 4 و آیه 24 محمد سوره 47 میفرماید: أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟!! «آیا در (بارۀ) آیات و نظرها و احکام قرآن اندیشه و فکر نمیکنند؟» یعنی چرا فکر و اندیشه نمیکنند. آیه 29 ص سوره 38 میفرماید: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ. «قرآن کتاب مبارکی است که ما آن را به تو نازل کردیم تا در آیات آن اندیشه و فکر کنند و خردمندان تذکّر و توجه پیدا کنند.»

و آیه 17 و 22 و 32 و 40 قمر سوره 54 میفرماید: لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ. «قرآن را برای توجه داشتن آسان کردیم.» و آیه 97 مریم سوره 19 میفرماید: فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. «قرآن را به زبان تو (زبان عربی) آسان کردیم تا بوسیله آن به افراد متّقی بشارت (مژده) بدهی و دشمنان سرسخت را (از عاقبت کارشان) بترسانی.» و آیه 185 بقره سوره 2 میفرماید: … الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ. «قرآن، راهنمای افراد بشر (مردم) و دلائل روشنی از هدایت و جدا کنندۀ حق و باطل است.» و آیه 120 بقره میفرماید: قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى. «بگو: هدایت واقعی هدایت خداوند است.» پیغمبر ص در صفحه 25 جلد 92 بحارالانوار میفرماید: مَنْ طَلَبَ الْهُدی فی غَیْرِ الْقُرْانِ اَظَلَّهُ اللهُ. «هر کس هدایت را در چیزی غیر از قرآن بجوید اَلله (خدا) او را گمراه کرده است.» و در حدیث 2 کتاب فضل قرآن جلد 4 اصول کافی میفرماید: اِذا الْتُبِسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیلْ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرانِ … مَنْ جَعَلَهُ اَمامَهُ قادَهُ اِلی الْجّنَّهِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ ساقَهُ اِلی النّارِ. «وقتی انحرافات چون پاره‌های شب تاریک کار را بر شما مشتبه میکرد (که نمیتوانستید حق را از باطل تشخیص دهید) وظیفه شما است که از قرآن راهنمائی بخواهید … هر کس قرآن را جلوی خود قرار داد قرآن او را به بهشت رهبری میکند و هر کس قرآن را پشت سر گذاشت (توجهی به نظرها و احکام قرآن نکرد) قرآن او را به سوی آتش جهنم سوق میدهد.»

علی علیه‌السلام در خطبه 176 یا 175 نهج‌البلاغه میفرماید: اِنْتَفِعُوا بِبَيَانِ اللَّهِ، وَ اتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللَّهِ، وَ اقْبَلُوا نَصِيحَةَ اللَّهِ. «از کلام خدا (قرآن)  استفاده کنید، از موعظه‌ها (پندها)ی خداوند (اَلله) پند بگیرید، نصیحت اَلله را بپذیرید.» شیعه واقعی این سه دستور امام خود را بکار می‌بندد و قرآن را برای فهمیدن و بکار بستن و استفاده بردن از آن و درک موعظه‌ها و نصیحت‌های خداوند می‌خواند. علی ع در دنباله سخن پس از چندی میفرماید: فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكُمْ وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ. «بنابراین از کسانی باشید که بذر قرآن میکارند و از قرآن پیروی میکنند. و در راه صاحب اختیارتان از قرآن راهنمائی بخواهید و علیه دلتان از قرآن نصیحت بخواهید و عقائد خود را در مقابل قرآن به غلط بودن متّهم کنید.» پیغمبر ص در حدیث اول باب آخر کتاب فضل علم جلد اول اصول کافی میفرماید: ما وافَقَ کِتابَ اللهِ فَخُذوُهُ وَ ما خالَفَ کِتابَ اللهِ فَدَعوُهُ. «آنچه مطابق کتاب خدا (کتاب الله) قرآن است بگیرید و آنچه مخالف کتاب خدا (قرآن) است ترک کنید.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.