پيامبر اسلام

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

پیامبر اسلام برای این فرستاده شده که مردم را از راه غلط برگرداند و به راه صحیح هدایت کند. هدایت یعنی راهنمائی نمودن یعنی نشان دادن. راهنمائی یعنی نمودن و نشان دادن راه. تمام پیغمبران برای این فرستاده شده‌اند که سعادت انسان‌ها تأمین شود.

سعادت انسان در این است که هیچکدام از حقوقش مورد تجاوز قرار نگیرد. خداوند در آیه 25 حدید، سوره 57 ، میفرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. «پیغمبرانمان را با دلیل‌های روشن فرستادیم، و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم، برای اینکه مردم عادل باشند.» و  عدالت را بپا دارند و اجرا کنند. وظیفه پیغمبر ابلاغ (رساندن) حکم و نظر خداوند یعنی رساندن آنچه به او وحی می‌شود به مردم است. همانطور که خداوند در آیه 20 آل‌عمران سوره 3 میفرماید: فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ. «وظیفه تو فقط ابلاغ آنچه به تو وحی میشود میباشد.» خداوند پیغمبر را برای این فرستاده که بوسیله راهنمائی‌های خود که به او وحی میکند مردم را تزکیه کند تا دنیائی بسازند که در آن ظلم و اجحافی وجود نداشته باشد. تزکیه یعنی «پاک سازی» قرآن در آیه 2 جمعه سوره 62 میفرماید: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ. «خداوند کسی است که در بین بیسوادان رسولی از خودشان برانگیخت تا آیات او را (خدا را) بر آنها بخواند و آنها را از عقاید و اعمال (غلط) پاک سازد و به آنها کتاب و حکمت یاد بدهد، اگرچه قبلاً در گمراهی کاملاً معلومی بودند.» با تزکیه یعنی پاک ساختن افکار و اعمال مردم آنها را برای ساختن یک دنیای پاک که در آن اثری از ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسانها نباشد آماده کند. ساختن چنین دنیائی بر پایه ایمان به خداوند و مسئولیت انسان در مقابل خدا یعنی ایمان به روز آخرت امکان دارد و بس. در قرآن همیشه ایمان به اَلْیَوْمِ الّاخِرِ در کنار ایمان به خداوند آمده است مثل آیه 8 بقره سوره 2. آیه 36 و 37 رعد سوره 13 میفرماید: قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ. «بگو: بمن دستور داده شده که خداوند را بندگی کنم و چیزی را در بندگی خودم شریک او نسازم. (بنده هیچکس و هیچ چیز دیگر نباشم.) من مردم را به راه او دعوت میکنم و بازگشت من به سوی اوست.» وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ. «ما قرآن را حکمی به زبان عربی نازل کردیم. (چون زبان مردم عربی بود) اگر بعد از اینکه علم برای تو حاصل شد از دلخواه آنان پیروی کردی، هیچ یار و نگهداری در مقابل اَلله (خدا) برای تو وجود ندارد.» آیه 91 و 92 نمل سوره 27 میفرماید: … أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ * وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ. «به من دستور داده شده که تسلیم حکم و نظر خدا (مسلمان) باشم * و قرآن بخوانم.» پیغمبر قرآن میخواند و تسلیم حکم و نظر خداوند که در قرآن وجود داشت بود. حرفی بر خلاف آن نمیزد و کاری بر خلاف آن نمیکرد. تمام احادیثی که بر خلاف قرآن است باید دور انداخت. چون پیغمبر ص در حدیث اول اصول کافی جلد اول باب آخر کتاب فضل علم میفرماید: ما وافَقَ کِتابَ اللهِ فَخَذُوهُ وَ ما خالَفَ کِتابَ اللهِ فَدَعُوهُ. «آنچه موافق کتاب خدا (قرآن) است بگیرید. و آنچه مخالف کتاب خدا است ترک کنید.» بدور اندازید. آیه 2 و 3 زُمَر سوره 39 میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ. «ما قرآن را بحق بر تو نازل کردیم. بنابراین در حالی که دین (و اعتقاد خود) را برای او خالص میکنی او را بندگی کن.» و بنده یعنی مطیع بدون چون و چرای کسی غیر از او نباش و از قانونی غیر از قانون او اطاعت نکن.» أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى. «بدانید و آگاه باشید که دین خالص مال خدا است (هیچ چیز دیگری نباید در آن دخالت کند) کسانی که اولیائی غیر از خدا برای خود گرفتند میگویند، آنها را فقط برای این عبادت (بندگی) میکنیم که ما را به اَلله (خدا) نزدیک کنند.» ولی خداوند اینکار را شرک میداند. و فقط دین خالص را قبول دارد همانطور که آیه 3 اعراف سوره 7 میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. «از آنچه از صاحب اختیارتان به شما نازل شده (یعنی از قران) پیروی کنید. و از اولیائی غیر از قرآن پیروی نکنید.» خداوند در آیه 20 جنّ سوره 72 به پیغمبر میفرماید: قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً. «بگو من فقط صاحب اختیارم را میخوانم (از او کمک میخواهم) و احدی را در اینکار شریک او نمیکنم.» نام پیغمبر ص 4 بار در قرآن آمده آیه 144 آل‌عمران، آیه 40 احزاب، آیه 2 محمد و آیه 29 فتح. آیه 144 آل‌عمران سوره 3 می‌فرماید: ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ؟! «محمّد فقط پیغمبری است، پیغمبران قبل از او از دنیا رفتند، آیا اگر بمیرد یا کشته شود شما به شرک و بت پرستی بر میگردید؟!» پیغمبران همه در دعای خود فقط از خدا تقاضای کمک میکردند و بس. پیروان واقعی آنها هم فقط از خداوند مدد و کمک میخواهند همانطور که در نماز خود موظفند که بگویند إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ «فقط از تو کمک میخواهیم.» پیغمبر غیر از قرآن معجزه‌ای نداشت. معجزه‌ای که تا ابد اعجاز آن وجود دارد. ارتباط ریاضی قرآن که به تازگی کشف شده و روز به روز بر آن اضافه میشود نشان میدهد که قرآن کار پیغمبر و تمام افراد آن زمان عربستان نبوده و نیست. آیه 20 یونس سوره 10 میفرماید: يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ ؟! «چرا آیه‌ای (معجزه‌ای) از صاحب اختیارش بر او نازل نشده؟!» آیه 37 انعام سوره 6 و آیه 7 و 27 رعد، آیه 133 طه سوره 20 را هم ببینید. آیه 90 تا 94 اِسراء سوره 17 میفرماید: قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً. «گفتند به تو ایمان نمی‌آوریم تا موقعی که چشمه‌ای از زمین برای ما جاری سازی.» أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً. «یا باغی از خرما و انگور برای تو بوجود آید، و نهرها را در آن روان سازی.» أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلاً. «یا پاره‌ای از آسمان را همانطور که فکر میکنی روی ما بیندازی، یا اَلله (خدا) و فرشتگان را مقابل ما بیاوری.» أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولاً. «یا خانه‌ای آراسته (از طلا و نقره) داشته باشی، یا در آسمان بالا بروی، به آسمان رفتنت را هم باور نمیکنیم مگر اینکه کتابی بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم. بگو صاحب اختیار من منزّه است. آیا من غیر از انسانی هستم که وظیفه رسالت بعهده من گذاشته شده؟»

پیغمبر انسانی (بشری) مثل بقیه افراد بشر بود همانطور که آیه 110 کهف سوره 18 میفرماید: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً. «بگو: من فقط بشری (انسانی) مثل شما هستم (با تمام اعضاء و جوارحی که شما دارید و تمام نیازها و احتیاجات طبیعی و امکانات شما) فقط بمن وحی میشود که معبود شما (کسی که باید بنده و مطیع محض و بدون چون و چرای او باشید و در مقابلش احساس و ابراز کوچکی کنید) معبود واحدی است. کسی که امید دیدار صاحب اختیارش را (در آخرت) دارد باید عمل صحیح بکند و کسی را شریک عبادت خود نکند.»

پیغمبر مثل تمام افراد بشر غذا میخورد و زن و بچه داشت. آیه 7 و 20 فرقان و آیه 38 رعد سوره 13 را ببینید. پیغمبر غیب نمیدانست همانطور که آیه 50 انعام سوره 6 میفرماید: قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ. «بگو بشما نمیگویم که گنجهای اَلله (خدا) پیش من (در اختیار من) است، غیب هم نمیدانم، و بشما نمیگویم من فرشته هستم، من فقط از آنچه بمن وحی میشود پیروی میکنم.» پیغمبر فقط از غیب‌هائی که به وی وحی میشد اطلاع پیدا میکرد و موظف بود آن را به مردم بگوید. آیه 26 تا 28 جنّ سوره 72 و آیه 188 اعراف و آیه 44 آل‌عمران ، 49 هود، 102 یوسف و آیه 59 انعام را ببینید.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.