علم

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

علم یعنی دانش. دانستن. آگاهی. اطلاع. دانستن حقایق و واقعیت‌هائی که در جهان وجود دارد. شناختن چه جزئی باشد چه کلی. خداوند در آیه 36 اِسراء سوره 17 میفرماید: لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. «از آنچه نمیدانی پیروی نکن. چون گوش و چشم و دل همگی مسئول آن میباشند.» و آیه 85 میفرماید: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً. «در باره روح از تو سؤال میکنند. بگو روح از امر صاحب اختیار من است. و به شما فقط کمی از دانش (علم) داده شده.» بعضی میگویند منظور از روح همان چیزی است که زندگی موجود زنده به آن بستگی دارد. بعضی میگویند منظور از روح جبرئیل، روح الامین، روح القدس است که در آیه 97 و 98 بقره سوره 2 و آیه 4 تحریم سوره 66 و آیه 193 شعراء سوره 26 و آیه 102 نحل سوره 16 آمده است. در هر دو حالت انسان بهره کمی از علم دارد. هیچکس در جهان وجود ندارد و نداشته و نخواهد داشت که همه چیز را بداند. هیچکس نیست که تعداد کهکشان‌ها و ستارگان و سیارات آنها و قمرهای سیارات و نام شهرها و کوچه‌ها و انسان‌هائی که در جهان وجود دارند و داشته‌اند و جانورانی که وجود دارند و داشته‌اند یا حتی نوع سگ‌ها و عکنبوت‌ها و ماهی‌ها را بداند. آیات زیادی از قرآن در باره موضوع‌های مختلفی میفرماید: أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ. «بیشتر مردم نمیدانند.» أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ «بیشترشان نمیدانند.» مثل آیه 187 و 131 اعراف سوره 7. ولی اگر به کسی بگوئید نمیدانی خیال میکند به او فحش میدهی. چون انسان میخواهد بداند و تظاهر به داشتن هر چیزی میکند. وقتی میگوییم دانشمند باید معلوم کنیم در چه رشته‌ای از علوم بسیار زیاد بشری. آیه 30 نجم میفرماید: ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ. «این مقدار دانش آنها از علم است.» آیه 78 بقره در باره یهودیان میفرماید: مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ. «عده‌ای از آنها بیسوادند از کتاب دینی خود جز تصور و آرزو چیزی نمی‌دانند، و فقط گمان میکنند.» گمان میکنند که فلان نظر یا حکم در کتابشان تورات وجود دارد. امروزه مسلمانان و تمام پیروان ادیان و تمام پیروان مسالک سیاسی همینطور هستند که از کتابی که خود را منسوب به آن میدانند بی اطلاع هستند و فقط مقداری از آن را میدانند، خداوند در آیه 116 انعام سوره 6 میفرماید: إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ. «اگر از بیشتر افرادی که در زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه اَلله (از راه دین صحیح) منحرف میکنند. آنها فقط از گمان پیروی میکنند، و فقط حدس میزنند.» آیه 36 یونس میفرماید: ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ. «بیشتر آنها از گمان پیروی میکنند. در صورتیکه گمان انسان را به اندازه ذره‌ای از حقیقت بی نیاز نمیکند، اَلله کارهائی را که می‌کنند میداند.» آیه 39 یونس سوره 10 میفرماید: بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ. «آنها منکر چیزی میشوند که به آن احاطه علمی ندارند.» نمیدانند. ما انسانها همگی معمولاً همینطور هستیم، و منکر چیزی میشویم که نمیدانیم. چون ملاک و معیار تشخیص ما انسان‌ها علم و دانش و آگاهی محدود ما میباشد. در صورتیکه دانش ما محدود به رفع احتیاجات طبیعی خودمان و کسب درآمدی برای رفع این احتیاجات است. و در همین امر هم اطلاعات و دانش ما بسیار محدود است. اما ادعای ما زیاد، چون با معلومات محدود و ناقص و بیشتر غلط خود در باره مسائل قضاوت و حکم میکنیم. مطابق آیه 13 بقره سوره 2 که میفرماید: إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ. «وقتی به آنها گفته شود شما هم همانطور که مردم ایمان آوردند ایمان بیاورید، میگویند آیا مثل آدم‌های کم عقل ایمان بیاوریم؟» این‌ها که ایمان آورده‌اند کم عقل هستند و ما روشنفکر و با عقل هستیم، خداوند میفرماید «اینها کم عقل هستند و خودشان نمیدانند.» چون اگر عقل داشتند قرآن و هدف‌ها و ارزشهای آن را مطالعه و بررسی میکردند نه اینکه ببینند مردم بنام دین و قرآن چه میگویند. چون دین حرفه و وسیله کسب معاش و تأمین مخارج زندگی یک عده شده که خواه ناخواه مجبور به پیروی از دلخواه و میل عوام که مشتری آنها هستند میشوند و بقول آقای مطهری در صفحه 184 بحثی در باره مرجعیّت و روحانیت، جامعه روحانی ما بعلت نظام مالی ما عوام زده هستند. از طرف دیگر مغز افراد نوار ضبط صوت نیست که هر چه شنید دقیقاً ضبط کند که آن را بطور دقیق بازگو کنند. بقول روانشناسان مطالبی که امروز بشنویم فردا هشتاد درصد آن را فراموش می‌کنیم چه رسد به ماه‌ها و سالها بعد.

آیه 33 اعراف سوره 7 میفرماید: قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ. «بگو: صاحب اختیار من کارهای زشت را چه ظاهر باشد چه پنهان و گناه و تجاوز بناحق، و شرک به اَلله (خدا) را که دلیلی برای آن نازل نشده و اینکه از قول اَلله چیزی را بگوئید که نمی‌دانید خدا گفته، را حرام کرده است.» متأسفانه این آخری یعنی از قول خدا چیزی بگوئیم که نمیدانیم خداوند چنین حرفی زده یا نزده، بین ما خیلی رواج دارد. آیه 43 نحل سوره 16 و آیه 7 انبیاء سوره 21 میفرماید: ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ. «قبل از تو فقط مردانی را فرستادیم که به آنها وحی میکردیم. اگر این مطلب را نمیدانید از اهل ذکر (اهل کتاب یهودیان و عیسویان) بپرسید.» تا بدانید آنها هم انسان‌هائی مثل شما و بقیه انسان‌ها بودند. خداوند در آیه 50 انعام سوره 6 به پیغمبر ص میفرماید: قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ. «بگو: به شما نمیگویم که گنج‌های خدا پیش من (در اختیار من) است و غیب نمیدانم، و به شما نمیگویم که من فرشته‌ام. من فقط از آنچه بمن وحی میشود پیروی میکنم.» کاری بر خلاف قرآنی که به من وحی میشود نمیکنم و حرفی بر خلاف آن نمیزنم.

خداوند در آیه 110 کهف سوره 18 و آیه 6 فُصّلت سوره 41 میفرماید: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ. «بگو: من بشری (انسانی) مثل شما هستم. فقط بمن وحی میشود که معبود شما معبود واحدی است.» آری بشری مثل شما با تمام اعضاء و جوارح و غرائز و احتیاجات و ضعف‌ها و قدرت‌های انسانی. من و هیچکس دیگری معبود و صاحب اختیار (قانون گذار، قانونگذار) شما نیستیم. من و همه پیغمبران پیام و حکم و نظر خداوند را بشما میرسانیم. همانطور که آیه 79 و 80 آل‌عمران سوره 3 میفرماید: ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ. «هیچ بشری وجود نداشته که اَلله (خدا) به او کتاب و حکم و پیامبری بدهد، بعد او به مردم بگوید غیر از اَلله بنده من باشید، ولی مطابق همان کتابی که بهم یاد میدهید و درس آن را میخوانید میگفتند خداپرست باشید.» فقط بندگی خدا را بکنید و بنده هیچکس و هیچ چیز غیر از خدا نباشید. وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. «و به شما دستور نمیدهد که فرشتگان و پیغمبران را صاحب اختیار خود بگیرید. آیا پس از اینکه شما مسلمان شدید به شما دستور میدهد که کافر شوید؟!!» آیه 49 هود سوره 11 پس از اینکه داستان نوح ع را بیان میکند میفرماید: ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا. «تو و قومت قبل از این از داستان نوح خبر نداشتید.» آیه 16 توبه سوره 9 میفرماید: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً. «آیا خیال میکنید که شما را بحال خود میگذارند در صورتیکه هنوز اَلله (خدا) افراد مبارز شما را که دوستی غیر از اَلله و پیغمبرش و افراد با ایمان نگرفته‌اند نشناخته؟» آیه 142 آل‌ عمران سوره 3 میفرماید: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ. «یا خیال کرده‌اید که وارد بهشت میشوید در صورتیکه هنوز اَلله (خداوند) افراد مبارز و با استقامت شما را نشناخته.» آیه 31 محمد سوره 47 میفرماید: لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ. «شما را امتحان میکنیم تا افراد مبارز و با استقامت شما و اخبار شما را بشناسیم.» والسلام.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.