افتراء

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

اِفتراء دروغی است که به هم می‌بافند و سر هم میکنند و به کسی نسبت میدهند. یعنی کاری که کسی نکرده یا حرفی که کسی نزده به او نسبت میدهند. افتراء یعنی تهمت و بهتان. آیه 69 یونس میفرماید: قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ. «کسانی که دروغی را سر هم میکنند و به خدا نسبت میدهند رستگار نمیشوند.» آیه قبل از آن یعنی آیه 68 یونس سوره 10 میفرماید: «گفتند: اَلله فرزندی گرفته. خدا منزّه و بالاتر از این است که فرزندی بگیرد. او بی نیاز است (چه رسد به نیاز به فرزند) آنچه در آسمان‌ها و زمین است مال خدا است. شما دلیلی برای این حرف خود ندارید. آیا چیزی را که نمیدانید از روی جهالت خود به اَلله نسبت میدهید؟» چون یهودیان و مسیحیان مطابق آیه 30 توبه قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ. «یهودیان گفتند عُزَیر پسر خدا (اَلله) است و مسیحیان گفتند مسیح پسر خدا (اَلله) است.» عُزَیر همان عَزرا ی کتاب عهد عتیق است که کتاب 15 عهد عتیق منسوب به او است. مطابق شماره 6 و 11: 7 کتاب عَزرا «این عزرا از بابل برآمد. و او در شریعت موسی که یهوه خدای اسرائیل آن را داده بود کاتِب ماهر بود.» «و این صورت مکتوبی (نامه‌ای) است که اَرتَحشَستا پادشاه (ایران) به عزرای کاهن و کاتب داد که کاتب (نویسنده) کلمات وصایای خداوند وفرایض او بر اسرائیل بود.» کتاب عهد عتیق در حدود هزار (1000) سال بعد از موسی ع بدست عزرای کاهن که «کاتب ماهر» بود نوشته شده.

شماره اول باب 14 کتاب تثنیه (کتاب پنجم عهد عتیق) مینویسد: «شما پسران یهوه خدای خود هستید.» به عقیدۀ من این لفظ پسر باید در اصل همان «عَبد» بمعنی بنده و غلام و خدمتکار باشد. چون در شماره 55: 25 لاویان یهوه به موسی خطاب کرده گفت: … «برای من بنی اسرائیل غلام اند ایشان غلام «برده. عَبد. بنده) من میباشند که ایشان را از مصر بیرون آوردم. من یهوه خدای شما هستم.» خدا بمعنی ارباب و آقا و مالک و صاحب اختیار است که به انگلیسی Lord نامیده میشود.

و در شماره 13 و 26: 3- و شماره 27 و 30: 4 کتاب اعمال رسولان، کتاب چهارم عهد جدید جملاتی آمده که بعضی کلمه‌ای از آن را «بنده» و بعضی «پسر» معنی کرده‌اند مثل «بنده خود عیسی» در باب 3 و «بنده قدوس تو (خود) عیسی» که بعضی آن را «پسر خود عیسی» و «پسرقدوس تو (خود) عیسی» ترجمه کرده‌اند، که معلوم میشود این کلمه هم معنی «بنده» و هم معنی «پسر» میداده یا در اصل معنی آن «بنده» بوده که اولین مترجم آن را «پسر» ترجمه کرده و در اثر اینکه مسیحیان مطابق این ترجمه آن را به معنی «پسر» میخوانده و می‌شنیده ‌اند معنی «پسر» پیدا کرده. چون میدانیم که عیسی یهودی بود و در یهودیه و بین یهودیان زندگی میکرد و به زبان یهودیان که عبری بود صحبت میکرد. بعداً سخنان او به زبان یونانی و رومی (لاتین) ترجمه شد. باید محققین در این قسمت تحقیق لازم را بکنند. شماره 21 تا 44: 8 انجیل یوحنا را هم ببینید. آیه 59 و 60 یونس سوره 10 میفرماید: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ؟ «بگو چه میگوئید در باره رزقی که خدا (اَلله) برای شما نازل کرده و شما قسمتی از آن را حرام میسازید و بعضی را حلال. بگو آیا اَلله بشما اجازه داده؟ یا به خدا افترا میزنید؟» سخنی که خدا نگفته و در کتاب الهی نیست به نام خدا میگوئید؟ ما ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَةِ ؟ بگو «روز قیامت گمان کسانی که به خدا (اَلله) افترا میزنند (چیزی که خدا حرام نکرده بنام خدا میگویند) چیست؟» چه تصوری میکنند؟ آیه 116 نحل سوره 16 میفرماید: لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ. «به هر چه به دهانتان آمد به دروغ نگوئید  این حلال و این حرام است تا دروغی را سر هم کرده و به خدا نسبت دهید. کسانی که دروغی را سر هم میکنند و به هم می‌بافند و به خدا نسبت میدهند رستگار نمی‌شوند.» متأسفانه بسیاری از افراد خودشان را قانونگذار دینی میشناسند و فتوی میدهند و چیزی که خداوند نگفته به نام دین میگویند و دیگران هم روی حسن نیّتی که به این افراد دارند آن را بنام دین می‌پذیرند. در صورتیکه علی علیه‌السلام امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنّت و صحابی بزرگ پیغمبر در سخن کوتاه 102 یا 105 نهج‌البلاغه میفرماید: سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. «خداوند در باره چیزهائی ساکت مانده و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده. شما خود را در باره آن به زحمت نیندازید.» و در خطبه هجدهم (18) نهج‌البلاغه میفرماید: أمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً ناقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمامِهِ! أَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ، فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى؟ «یا اَلله متعال دین ناقصی نازل کرده و از آنها کمک خواسته که آن را کامل کنند؟ یا آنها شریک خدا  هستند و حق دارند هر چه بنظرشان رسید بگویند و وظیفه خدا است که هر چه آنها گفتند قبول کند؟» امام باقر علیه‌السلام در حدیث اول صفحه 323 جلد 16 وسائل الشیعه میفرماید: اِنَّمَا الحَرامُ ما حَرَّمَ اللهُ فِی القُرآنِ. «حرام چیزی است که اَلله در قرآن حرام کرده.» و علی علیه‌السلام در خطبه 175 یا 176 نهج‌البلاغه میفرماید: وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَحِلُّ الْعَامَ مَا اسْتَحَلَّ عَاماً أَوَّلَ، وَ يُحَرِّمُ الْعَامَ مَا حَرَّمَ عَاماً أَوَّلَ. وَ أَنَّ مَا أَحْدَثَ النَّاسُ لاَ يُحِلُّ لَكُمْ شَيئاً مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ، وَ لكِنَّ الْحَلاَلَ مَا اَحَلَّ اللَّهُ وَ الْحَرامَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ. «ای بندگان خدا (اَلله) بدانید که مؤمن امسال همان چیزی را حلال میداند که در سال اول حلال میدانسته و همان چیزی را که سال اول حرام میدانسته امسال حرام میداند. چیزهائی که مردم درست کرده‌اند ذرّه‌ای از چیزهائی را که بر شما حرام شده حلال نمیکند. حلال چیزی است که اَلله حلال کرده و حرام چیزی است که اَلله حرام کرده.» آنچه خداوند حرام کرده همانطور که امام باقر علیه‌السلام فرموده در قرآن است. و بقیه چیزها حلال است شخص میل داشته و دوست داشته باشد میخورد و اگر دوست نداشته باشد نمیخورد ولی حرام نیست. آیه 105 نحل سوره 16 میفرماید: إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ. «فقط کسانی که به آیات ما کافرند (آن را قبول ندارند) دروغ را سر هم میکنند و افترا میزنند. چنین افرادی دروغگو هستند.» آیه 140 انعام سوره 6 میفرماید: قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ. «کسانی که از روی کم عقلی و بدون دانش فرزندانشان را کشتند ضرر کردند. و (کسانی که) چیزهائی را که اَلله روزی آنها کرده بود بخاطر تهمتی که به خدا (اَلله) زدند بر خود حرام کردند گمراه شده‌اند و راه صحیح را نشناخته‌اند.» متأسفانه کسانی که طیّباتی را که خداوند بر بندگانش حلال کرده و روزی آنها ساخته حرام میکنند در اجتماعات بشری کم نیستند. آیه 103 مائده پس از اینکه در باره حرام کردن بعضی چیزهائی که حلال بوده توسط مردم صحبت میکند میفرماید: وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ. «ولی افراد بی ایمان دروغ‌هائی را سر هم میکنند و از قول اَلله (خدا) میگویند (به خدا افترا میزنند چون خداوند چنین حکم‌هائی نکرده) و بیشتر آنها عقل خود را بکار نمی‌اندازند.» آیه 5 سوره انبیاء سوره 21 میفرماید: قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ. ستمکاران «گفتند سخنان قرآن خواب و خیال در هم و برهمی است. شاید پیغمبر آنها را سر هم کرده و بهم بافته. بلکه پیغمبر شاعری است. باید همانطور که پیغمبران قبلی معجزه‌ای داشتند او هم معجزه‌ای برای ما بیاورد.» آیه 37 و 38 یونس سوره 10 میفرماید: ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. «این قرآن از طرف کسی غیر خدا (اَلله) سر هم نشده ولی تصدیق کتابهای قبل از خودش میباشد و شرح کتاب است. شکی در آن نیست که از طرف صاحب اختیار جهانیان است.» «آیا میگویند محمد آنها را بهم بافته و سر هم کرده بگو اگر راست میگوئید سوره‌ای مثل آن بیاورید و از هر کسی غیر از اَلله که میتوانید کمک بخواهید.» روابط ریاضی قرآن که در این قرن کشف شده نشان میدهد قرآن وحی الهی است و بس.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.