تكذيب

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

کذب یعنی دروغ. تکذیب یعنی دروغ شمردن، منکر راستی سخنی یا کاری یا چیزی شدن. بحث ما در باره کلمه تکذیب در قرآن است. خداوند در آیه 32 زُمر میفرماید: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ. «چه کسی ستمکارتر از کسی است که از قول اَلله دروغ بگوید، یا منکر سخن راست که برای او آمده بشود!» و در آیه بعد میفرماید: الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ. «کسانی که سخن راست و صحیح را آوردند و کسانی که آنرا تصدیق کردند افراد با تقوائی هستند.» آیه 21 انعام میفرماید: مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ. «چه کسی ظالم‌تر از کسی است که دروغی را سر هم کند و از قول خدا بگوید یا آیات خدا را تکذیب (انکار) کند؟ براستی ظالمین رستگار نمی‌شوند.»

آیه 157 انعام می‌فرماید:  مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنْها. «چه کسی ظالم‌تر از کسی است که آیات خداوند را تکذیب کند و از قبول آن روگردان باشد؟» آیه 87 بقره می‌فرماید: لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ. «محققاً به موسی کتاب تورات را دادیم و دنبال او پیغمبران را فرستادیم و به عیسی ابن مریم دلائل روشن دادیم و او را با روح پاک (روح القدس) تأیید کردیم. آیا هر وقت پیغمبری حکمی بر خلاف آنچه دلخواه شما است بیاوَرَد تکبر می‌ورزید و  عده‌ای را تکذیب میکنید و عده‌ای را میکشید؟» آیه 66 انعام میفرماید: كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ. «قوم تو آنرا (قرآن را) تکذیب کردند در صورتی که حق است. بگو من وکیل شما نیستم.»

آیه 42 حج میفرماید: إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ ثَمُودُ * وَ قَوْمُ إِبْراهِيمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ * وَ أَصْحابُ مَدْيَنَ وَ كُذِّبَ مُوسى. «اگر تو را تکذیب میکنند (کار تازه‌ای نیست) قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و قوم لوط و اصحاب مدین هم پیغمبران را تکذیب کردند. موسی هم تکذیب شد.» آیه 56 و 57 طه میفرماید: لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَ أَبى * قالَ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى. «تمام آیاتمان را به او (فرعون) نشان دادیم، اما او آنها را تکذیب کرد و از قبول آن خودداری کرد و گفت: ای موسی آیا آمده‌ای که با سحر خودت ما را از سرزمین خودمان بیرون کنی؟»

آیه 45 سبا میفرماید: كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ. «کسانی که قبل از آنها بودند پیغمبران را تکذیب کردند، اینها به اندازه یک دهم (قدرت و ثروتی که) به آنها داده بودیم نرسیده بودند، بنابراین پیغمبران مرا تکذیب کردند، مجازات آنها چگونه بود؟» آیه 64 اعراف میفرماید: كَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا. «او را (نوح را) تکذیب کردند. ما او و کسانی را که با او بودند نجات دادیم و کسانی را که منکر آیات ما شدند غرق کردیم.» آیه 36 و 37 عنکبوت میفرماید: وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ. «برادرشان شُعیب را به مدین فرستادیم، شعیب به آنها گفت: ای قوم من اَلله را بندگی کنید و به روز آخرت امید داشته باشید، و در زمین به فساد دامن نزنید.» فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ. «ولی مردم او را تکذیب کردند، در نتیجه دچار زلزله شدند و در خانه‌های خود از پا در آمدند.»

آیه 33 انعام میفرماید: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ. «میدانیم که حرفهائی که میزنند تو را محزون میکند. آنها تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه ستمکاران منکر آیاتِ اَلله میشوند.» آیه 184 آل‌عمران میفرماید: فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ. «اگر تو را تکذیب میکنند (چیز تازه‌ای نیست) پیغمبران قبل از تو را هم که با دلائل روشن (معجزات) و زبور و کتاب روشن کننده آمدند تکذیب کردند.»

آیه 34 انعام میفرماید: لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ. «پیغمبران قبل از تو هم تکذیب شدند (منکر رسالت آنها هم شدند) اما در مقابل تکذیب آنها صبر و استقامت داشتند، و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند تا اینکه یاری ما شامل حالشان شد. تبدیل کننده‌ای برای سخن (قانون) اَلله وجود ندارد. خبر پیغمبران که برای تو آمده است.» در قرآن به تو خبر داده‌ایم که چگونه رسالت پیغمبران خدا را تکذیب می‌کردند و آنها را مورد تمسخر قرار میدادند و هر نسبتی به آنها میدادند و هر تهمتی به آنها میزدند تا دهانشان را ببندند و هر نوع تهدید و آزاری میکردند. این طبیعت انسانها و قانون الهی است که وقتی مردم فکری پیدا کردند و با آن خو گرفتند هر حرف خلاف آن را رد میکنند و نمی‌پذیرند. بقول شاعر «با شیر اندرون شد و با جان بدر رود.» البته باید توجه داشت که امروزه وسائل ارتباط جمعی دنیا را به هم پیوسته و افکار گوناگون به گوش افراد میرسد و انسانها خیلی بیشتر از سابق جویای حقیقت هستند. و به خود اجازه فکر کردن میدهند. اگرچه انسانها راحت طلب هستند و نمیخواهند به خود زحمت تحقیق را بدهند. بقول معروف دوست دارند «دیگران لقمه را بجوند و به دهانشان بگذارند.» ولی اینکار شب و روز از وسائل ارتباط جمعی صورت میگیرد.

آیه 35 انعام میفرماید: إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ. «اگر قبول نکردن آنها برای تو سخت است اگر میتوانی سوراخی در زمین یا نردبانی در آسمان پیدا کن و آیه‌ای (نشانه‌ای، معجزه‌ای که آنها را قانع کند) برای آنها بیاور. اگر اَلله میخواست همه آنها را هدایت میکرد (اختیار مخالفت به آنها نمیداد) بنابراین از افراد جاهل (نادان) نباش.» افراد جاهل میل دارند قوانین جهان مطابق میل آنها باشد و انتظار نداشته باش که مردم عاقلانه فکر کنند، مردم عاقلانه فکر نمیکنند و بیشتر از آنکه تابع عقل باشند از احساسات و دلبستگی‌ها و علاقه‌های خود پیروی میکنند، و به این سادگی از عقاید آباء و اجدادی خود دل نمیکنند.

آیه 3 قمر میفرماید: كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ. «تکذیب کردند و از دلخواه (میل) خود پیروی کردند. هر کاری قراری و قانونی دارد.» مردم بنده دل و دلخواه خود هستند نه عقل. می‌بینید که در صورتیکه ضرر کاری را میدانند باز آنرا انجام میدهند مثل مصرف سیگار و الکل و تریاک و هروئین و در صورتیکه نفع کاری را میدانند آن کار را نمی‌کنند مثل ورزش سبک، مطالعه و حفظ اصول بهداشتی.

آیه 43 و 44 فُرقان میفرماید: أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً. «آیا کسی را که دلخواه خود را معبود خود گرفته (بنده دل و دلخواهش شده) دیدی؟ آیا تو وکیل مدافع او هستی؟ أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً. یا خیال میکنی که آنها به حرفها گوش میدهند و آنرا میشنوند یا عقلشان را به کار می‌اندازند و در باره آن فکر میکنند؟ آنها مثل چهار پایان هستند، بلکه از آنها هم گمراه‌ترند.» زندگی آنها مثل حیوانات است فقط به فکر خوردن و انجام عمل جنسی و بازی و تفریح هستند. بلکه از حیوانات گمراه‌ترند. چون حیوانات تابع غرائز خود هستند و چیزی که برایشان ضرر دارد نمیخورند ولی اینها با وجود اینکه قدرت فکر کردن و تشخیص دادن دارند باز کارهائی که به ضررشان است میکنند.

آخر آیه 9 و آیه 10 روم میفرماید: فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ. «اَلله کسی نیست که به آنها ظلم کند. بلکه آنها به خودشان ظلم میکنند. ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ. عاقبت بد کسانی که کار بد میکردند این شد که منکر آیاتِ اَلله شدند و آنرا به باد تمسخر گرفتند.» چون بنده دل و دلخواه خود بودند و نمی‌خواستند شهوات خود را مهار کنند. آیه 41 یونس میفرماید: إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِي‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. «اگر حرفهای تو را تکذیب کردند، بگو کار من مربوط به من است و کار شما مربوط به شما. شما از کارهائی که من میکنم بر کنار هستید (مسئول آن نیستید) و من از کارهائی که شما میکنید بر کنار هستم.» (من مسئول کارهای شما نیستم.)

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.