مشورت

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

خداوند در آیه 159 آل‌عمران میفرماید: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. «به لطفِ اَلله با آنها نرمش بخرج میدادی. اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند. بنابراین اشتباهات آنها را ببخش، و برای آنها از خدا طلب آمرزش کن، و با آنها در کارها مشورت کن. و وقتی تصمیم به انجام کاری گرفتی به اَلله توکل کن، چون اَلله افرادی را که به او توکل میکنند دوست دارد.»

در این آیه می‌بینیم که خداوند از نرم خوئی و ملایمت پیغمبر ص صحبت میکند و آنرا لطف خداوند معرفی میکند؛ و به پیغمبر ص دستور بخشیدن و عفو و گذشت از اشتباهات افراد را میدهد. لذا مسلمان واقعی میداند که افراد بشر همیشه تحت تأثیر هواهای نفسانی و وسوسه شیطان هستند و از طرف دیگر معلوماتشان محدود و کم است و کسی که در زندگی خود اشتباه نکند وجود ندارد. چون خداوند در آیه 39 و 40 حجر می‌فرماید: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ. «شیطان گفت: صاحب اختیارا (خداوندا) چون مرا به اشتباه انداختی، کارهای زشت را در نظر آنها زیبا جلوه میدهم و همه آنها را بجز بندگان صد در صد خالص تو را به اشتباه می‌اندازم.» ما انسان‌ها افرادی خیال باف و خیال پرور هستیم. بعضی چیزها را در عالم خیال آنقدر لذت بخش و لازم میدانیم که فکر میکنیم اگر به آن نرسیم از غصه خواهیم مرد. در صورتیکه کوچکترین لزومی در زندگی ما ندارد. اینکار به علت کمی معلومات و عدم توجه ما به احتیاجات واقعی خودمان است. چون خداوند در باره ما انسان‌ها در آیه 85 اسراء میفرماید: ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً. «به شما مقدار کمی از علم داده شده است.» هیچ انسانی وجود ندارد که حتی در یک رشته از علوم تمام چیزها را بداند و مجهولی نداشته باشد.

خداوند در آیه 28 و 30 نجم میفرماید: ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً. «آنها علمی به آن ندارند. آنها فقط از گمان پیروی میکنند. در صورتیکه حدس و گمان به اندازه ذره‌ای انسان را از حقیقت بی نیاز نمیکند.» ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى. «مقدار دانش آنها به همین اندازه و محدود است. صاحب اختیار تو (خداوند) کسی را که از راه او منحرف شده و کسی را که راه را شناخته کاملاً میشناسد.» دستور دیگری که خداوند به پیغمبر میدهد این است که «در کارها با مردم مشورت کن.» چون هر کسی چیزی میداند که دیگران نمیدانند و هر کسی متوجه چیزی میشود که دیگران متوجه آن نمیشوند.

همانطور که خداوند در باره افراد با ایمان در آیه 38 شوری میفرماید: الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ. «افراد با ایمانی که دعوت صاحب اختیارشان (خداوند) را قبول کردند و نماز را بپا داشتند و کارشان با مشورت بین خودشان صورت میگیرد؛ و از آنچه روزی آنها کردیم در راه خداوند خرج میکنند.»

البته در جامعه اسلامی واقعی کسانیکه در باره چیزی اطلاع ندارند اظهار نظر نمیکنند و به خود حق اظهار نظر هم نمی‌دهند. مشورت با افراد خبره و آگاه صورت میگیرد. چون مسلمان واقعی میداند که خداوند در باره یکی از عیوب انسانها در آیه 36 یونس میفرماید: ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ. «بیشتر آنها (مردم) از ظنّ و گمان پیروی میکنند، در صورتیکه گمان انسان را به اندازه ذره‌ای از حقیقت بی نیاز نمیکند. اَلله از کارهائی که میکنند (از اظهار نظرهای بیجا و گمانی آنها) کاملاً اطلاع دارد.»

و آیه 33 اعراف میفرماید: قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ … أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ. «بگو صاحب اختیار من (ارباب من، خداوند) ندانسته از قول اَلله سخن گفتن را حرام کرده است.» ولی متأسفانه بیشتر مردم هر چه به نظرشان برسد به نام دین میگویند، و به نام دین فتوی میدهند در صورتیکه فتوای (نظر) هر کسی برای خودش لازم الاجرا است و بس.

آیه 176 نساء میفرماید: يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ … «از تو فتوی (اظهار نظر) میخواهند؛ بگو اَلله در باره کَلاله فتوی میدهد.» و آیه 127 نساء میفرماید: يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ … «در باره زنان از تو فتوی (نظر) میخواهند: بگو اَلله در باره آنها فتوی میدهد.» می‌بینیم که پیغمبر ص به خود اجازه فتوی دادن در باره آنچه در قرآن نیامده نمیدهد چه رسد به دیگران. پیغمبر ص در حدیث 11 باب 32 صفحه 263 بحارالانوار چاپ جدید میفرماید: اِنَّ اللهَ تَعالی حَدَّلَکَمْ حُدُوداً فَلا تَعْتَدُوها، وَ فَرَضَ لَکُمْ فَرائِضَ فَلا تُضَیِِعوُها، وَ سَنَّ لَکُم سُنَناً فَاتَّبِعُوها، وَ حَرَّمَ عَلَیْکُمْ حُرُماتٍ فَلا تَنْتَهِکوُها، وَ عَفی عَنْکُمْ عَنْ اَشْیاءَ رَحْمَهً مِنْهُ، مِنْ غَیْرِ نِسْیانٍ، فَلا تَتَکَلَّفوُها. «اَلله متعال برای شما حدودی تعیین کرده از آنها تجاوز نکنید، و برای شما واجباتی را واجب کرده آنها را ضایع نکنید (آنها را انجام دهید)، چیزهائی را بر شما حرام کرده حرمت آنها را از بین نبرید (آن کارها را نکنید)، در باره چیزهائی از روی رحمت خود گذشت کرده بدون اینکه آنها را فراموش کرده باشد، خودتان را در باره آنها به زحمت نیاندازید.» می‌بینیم که پیغمبر ص میفرماید چیزهائی را که خداوند نگفته فراموش نکرده که بگوید بلکه لازم ندانسته که چگونه صورت بگیرد و به عهده خود مسلمانان گذاشته است، ودر باره این امور شما تعیین تکلیف نکنید.

خداوند در آیه 101 مائده میفرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ. «ای فراد با ایمان، در باره چیزهائی که اگر برای شما آشکار شود شما را ناراحت میکند سوال نکنید (مسئله تراشی نکنید). اگر موقع نزول قرآن در باره آنها سوال کنید حکم آن برای شما آشکار میشود (و ممکن است شما ناراحت شوید). اَلله از آنها گذشت کرده (نخواسته تکلیف شما سنگین شود). اَلله آمرزنده مهربان است.»

امام علی ع در سخن کوتاه 102 یا 105 نهج‌البلاغه میفرماید: إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمُ‏الْفَرَائِضَ، فَلاَ تُضَيِّعُوهَا؛ وَ حَدَّلَكُمْ حُدُوداً، فَلاَ تَعْتَدُوهَا؛ وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ، فَلاَ تَنْتَهِكُوهَا؛ وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. «اَلله برای شما واجباتی را واجب کرده آنها را ضایع نکنید، و حدودی برای شما تعیین کرده از آنها تجاوز نکنید، و شما را از چیزهائی نهی کرده حرمت آنها را از بین نبرید، و در باره چیزهائی ساکت مانده (حرف نزده) و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده، خودتان را در باره آنها به زحمت نیاندازد.» بقول معروف مباح است چه بکنید و چه نکنید فرقی نمیکند.

مسلمان واقعی مطابق این گفته پیغمبر ص و شیعه واقعی مطابق گفته امام علی ع در باره این امور خود را به زحمت نمی‌‌اندازد. و برای اینکه بداند چه چیزهائی را خداوند واجب یا حرام کرده و چه حدودی را تعیین کرده قران را میخواند تا آنها را به طور کامل بفهمد و اگر عربی نمیداند ترجمه قرآن را به زبانی که میفهمد میخواند تا تکلیف خود را بشناسد.

آیت الله مطهری در صفحه 291 و 292 کتاب اسلام و مقتضیات زمان و صحفه 251 کتاب آسیب شناسی دینی با استناد به سخن کوتاه 102 یا 105 نهج‌البلاغه مینویسد: «وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. خداوند در باره بعضی از مسائل سکوت کرده است، البته فراموش نکرده، بلکه خواسته است که سکوت بکند و بندگانش در آن مسائل آزاد و مختار باشند. در آنچه که خداوند مردم را آزاد گذاشته است، شما دیگر تکلیف معین نکنید… در این مسائل، نباید گفت حتماً باید این کار را بکنند

امام علی ع در باره آراء ضد و نقیض فتوی دهندگان در خطبه 18 نهج‌البلاغه میفرماید: إِلهُهُمْ وَاحِدٌ! وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ! وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ! أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ – سُبْحَانَهُ – بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ! أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ! أمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً ناقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمامِهِ! أَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ، فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى؟ أمْ أنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامًّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ‏صلى الله عليه وآله وسلم عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ ؟ «خدای آنها یکی است، و پیغمبرشان یکی است، و کتابشان یکی است، آیا خداوند سبحان به آنها دستور داده اختلاف ایجاد کنند و آنها از دستورش اطاعت کرده‌اند؟ یا خدا آنها را از اختلاف (مطابق آیه 103 و 105 آل‌عمران) نهی کرده و آنها نافرمانی کرده‌اند؟ یا خداوند سبحان دین ناقصی فرستاده و از آنها خواسته آن را کامل کنند؟ یا اینکه آنها شریک خدا هستند و هر چه خواستند باید بگویند و خدا هم باید آنرا بپذیرد؟ یا خداوند سبحان دین را کامل فرستاده و پیغمبر در تبلیغ آن کوتاهی نموده؟» شما چه فکر میکنید؟

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.