قُل ۱

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

قُل یعنی بگو. در بحث امروز خود در باره «قُل» یعنی در باره آنچه خداوند به پیغمبر خود دستور میدهد که «به مردم بگو» با هم بررسی میکنیم. خداوند در آیه 1 و 2 سوره کافرون به پیغمبر می فرماید: قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ، لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ. «بگو ای افراد بی ایمان آنچه را شما عبادت (بندگی) میکنید من بندگی نمیکنیم.» عبادت یعنی بندگی. یعنی در مقابل کسی احساس و ابراز حقارت و کوچکی کردن و از دستورهای او بدون چون و چرا اطاعت کردن (که این حالت فقط باید در مقابل خداوند باشد و بس). و در آیه 64 زُمَر به او میفرماید: قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ ؟ «بگو ای افراد جاهل آیا به من دستور میدهید که غیر از اَلله را بندگی کنم؟»

و در آیه 56 انعام میفرماید: قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ. «بگو من از اینکه کسانی را که شما غیر از اَلله به کمک میخوانید بندگی کنم نهی شده‌ام.» قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ. «بگو من از دلخواه و میل شما پیروی نمیکنم چون اگر از دلخواه شما پیروی کنم، گمراه شده‌ام و از هدایت شدگان (کسانی که راه صحیح را شناخته‌اند) نخواهم بود.» مسلمان واقعی از پیغمبر خود پیروی میکند و از بت‌هائی که افراد با غُلوّ و مبالغه گوئی‌های خود درست کرده و میکنند پیروی نمیکند و فقط بندگی خداوند را میکند، یعنی فقط و فقط در مقابل خدا احساس و ابراز کوچکی میکند، و فقط از دستورهای خدا که صاحب اختیار و ارباب واقعی است که تمام هستی را آفریده است اطاعت بی چون و چرا میکند و بس.

چون خداوند در آیه 3 اعراف میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ. «از آنچه از ارباب و صاحب اختیارتان به شما نازل شده (یعنی از قرآن) پیروی کنید، و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید. توجهی که به این دستور میکنید خیلی کم است و کسانی که متوجه این دستور می‌شوند خیلی کم هستند.» چون مردم در اثر تو سری خوردن و خرد شدن مکرر شخصیت‌شان عادت کرده‌اند که از هر قلدر و دیکتاتوری اطاعت بی چون و چرا کنند، و چاره‌ای غیر از اینکار نمی‌بینند. در صورتیکه میدانند با بیدار ساختن اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان میتوان از این ذلّت و خواری و تو سری خوردن‌ها نجات یافت. و در آیه 114 طه به پیغمبر میفرماید: قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً. «بگو صاحب اختیارا علم مرا زیاد کن.» چون علم هر کسی در جهان محدود است و علم هر کسی در مقابل جهل او مثل قطره‌ای در مقابل دریا است.

خداوند در آیه 110 کهف به پیغمبر میفرماید: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً. «بگو من فقط بشری مثل شما هستم، به من وحی میشود که معبود شما معبود واحدی است (غیر از او معبودی، کسی که از او بی چون و چرا پیروی کنید وجود ندارد)، بنابراین کسی که امید ملاقات ارباب و صاحب اختیار خود را دارد باید کار درست و صحیح بکند و هیچکس را (حتی پیغمبر را) در عبادت صاحب اختیارش شریک او نسازد.»

و در آیه 50 انعام به پیغمبر میفرماید: قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ. «بگو به شما نمیگویم که گنج‌های اَلله در اختیار من است، غیب هم نمیدانم، و به شما نمیگویم من فرشته‌ام، من فقط از آنچه به من وحی میشود پیروی میکنم.» و کاری بر خلاف آن نمیکنم و حرفی بر خلاف آن نمیزنم، چون صاحب اختیار من مطابق آیه 14 و 15 انعام به من میفرماید: قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. «بگو به من دستور داده شده که بیشتر از همه خودم تسلیم حکم و نظر خداوند باشم و از مشرکین نباشم.» قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. «بگو من از عذاب روز بزرگ میترسم که نافرمانی صاحب اختیارم را بکنم.» مسلمان واقعی نیز از عذاب روز قیامت میترسد و نافرمانی خداوند خود را نمیکند.

در آیه 36 رعد به او میفرماید: قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ. «بگو به من دستور داده شده که فقط اَلله را عبادت (بندگی) کنم و چیزی را شریک او نسازم (مطیع هیچکس غیر از او نباشم) مردم را به عبادت او دعوت میکنم و بازگشت ما پیش او است.» و در آیه 104 یونس به او میفرماید: قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. «بگو ای مردم اگر در باره دین من در شکّ هستید بدانید که من بندگی کسانی را که غیر از اَلله به کمک میخوانید نمیکنم، ولی بندگی خدائی را میکنم که جان شما را میگیرد. و به من دستور داده شده که از افراد با ایمان باشم.» و وقتی از او معجزه میخواهند خداوند به او مطابق آیه 93 اسراء میفرماید: قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولاً ؟ «بگو صاحب اختیار من منزّه و والا است. آیا من غیر از بشری هستم که به رسالت فرستاده شده.» و در آیه 90 انعام به او میفرماید: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى لِلْعالَمِينَ. «بگو من از شما مزدی نمیخواهم. قرآن فقط تذکری برای افراد بشر است.» عالَمین یعنی افراد بشر، وگرنه قرآن برای سنگ و چوب و درخت و کره زمین و کرات دیگر و عالم پیری و جوانی تذکر نیست. قرآن برای هدایت مردم است (هُدیً لّلنّاسِ 185: 2) و در آیه 120 بقره و 71 انعام میفرماید: قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى. «بگو هدایت خداوند هدایت واقعی و صحیح است.» نه هدایت افراد نادان و سودجو و ترسو.

و برای هدایت مردم به راه راست زندگی و رسیدن به سعادت واقعی در آیه 68 مائده به او میفرماید: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ. «بگو ای اهل کتاب (ای کسانی که کتاب دینی دارید) شما دین ندارید مگر اینکه به کتاب دینی خود، تورات و انجیل و هر کتابی که از صاحب اختیارتان به شما نازل شده عمل کنید.»

و در آیه 215 بقره میفرماید: قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ. «بگو هر چه در راه خدا انفاق (خرج) میکنید تعلق به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و تهی دستان و در راه ماندگان دارد.»

و در آیه 219 بقره به او میفرماید: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما. «در باره شراب و قمار از تو سوال میکنند، بگو در آنها گناه بزرگی وجود دارد و منفعتهایی هم برای مردم دارد. و گناه آنها بیشتر از نفع آنها است.» و در آیه 220 بقره میفرماید: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ. «در باره یتیمان از تو سوال میکنند، بگو اصلاح کار آنها خوب است.»

و در آیه 222 بقره میفرماید: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ. «در باره حیض (قاعدگی ماهانه زنان) از تو سوال میکنند، بگو اذیت کننده است. بنابراین موقع حیض از آنها کناره‌جوئی کنید، (با آنها مقاربت نکنید) تا اینکه از قاعدگی پاک شوند، و وقتی پاک شدند از جائی که خداوند به شما دستور داده (راه طبیعی ازدیاد نسل) با آنها همخوابگی و مقاربت کنید.» نه از راه و روشهای دیگر.

در آیه 127 و 176 نساء میفرماید: يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ. «در باره زنان از تو فتوی (اظهار نظر) میخواهند. بگو اَلله در باره آنها فتوی میدهد.» يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ. «در باره کَلاله (مربوط به ارث برادر و خواهر» از تو فتوی میخواهند، بگو اَلله در باره کَلاله فتوی میدهد.» و در آیه 4 مائده به او میفرماید: يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ. «از تو در باره خوردنی‌هائی که برای آنها حلال است سوال میکنند، بگو تمام خوردنی‌های پاک برای شما حلال است.»

و در آیه 145 انعام به او میفرماید: قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. «بگو در آنچه به من وحی شده چیز حرامی که برای خورنده آن حرام شده باشد پیدا نمی‌کنم، مگر اینکه گوشت حیوان مرده یا خون ریخته شده یا گوشت خوک باشد که پلید است یا نافرمانی خدا باشد که به نام غیر خدا سر بریده شده باشد. اما گر کسی ناچار شد بدون اینکه قصد تجاوز و زیاده روی داشته باشد، خوردن آنها هم اشکالی ندارد. چون صاحب اختیار تو آمرزنده مهربان است.»

و در آیه 151 و 152 انعام میفرماید: قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ … وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ. «بگو بیائید آنچه صاحب اختیارتان بر شما حرام کرده برای شما بخوانم. چیزی را شریک او نسازید. به پدر و مادر نیکی کنید. بچه‌هایتان را بخاطر فقر نکشید… به کارهای زشت چه آشکار باشد چه پنهان نزدیک نشوید. کسی را که خداوند جانش را محترم داشته نکشید.» لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ … أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ … وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا … وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا. «به مال یتیم جز با بهترین طرز نزدیک نشوید … پیمانه و وزن را کامل بدهید … وقتی حرفی میزنید عدالت را رعایت کنید … و به عهد خدا وفا کنید.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.