نكاح

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

نکاح یعنی ازدواج، در لغت بمعنی همخوابگی، مقاربت و نزدیکی میباشد. خداوند در آیه 33 نور میفرماید: أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ. «به مجردان (افراد تنها و بی همسر) و غلامان و کنیزان صالح (درستکار) خودتان همسر بدهید. (امروزه به کلفت و نوکرهایتان همسر بدهید) اگر فقیر هستند اَلله آنها را از فضل خود بی نیاز میکند. اَلله وسعت دهنده دانا است.» در این آیه می‌بینیم که خداوند به مجردها نمیفرماید بروید ازدواج کنید، بلکه به جامعه اسلامی و به پدر و مادرها دستور میدهد به آنها همسر بدهید. لذا در یک جامعه اسلامی مطابق این آیه مسلمانان موظفند به افراد مجرد همسر بدهند و نگذارند کسی در جامعه بدون همسر باقی بماند، تا از غریزه جنسی در راه تشکیل خانواده و ایجاد محبّت خانوادگی استفاده شود. یعنی در راه تشکیل کانون گرم و پر محبت و صفای خانوادگی و محبّت و عشق زن و شوهری، پدر و فرزندی، مادر و فرزندی، خواهر و برادری و بستگان و منسوبان بعدی. در اسلام باید خانواده کانون صفا و محبت و پاکی باشد.

چون خداوند در آیه 21 روم میفرماید: مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. «و یکی از آیات خداوند این است که از جنس خودتان برای شما همسر آفریده تا با  آنها آرامش پیدا کنید، و بین شما محبت و عاطفه بوجود آورده. در این امر آیاتی برای افراد متفکر وجود دارد.» چون افراد متفکر متوجه میشوند که خلقت زن و مرد (نر و ماده)  در طبیعت روی یک حکمت و پیش‌بینی دقیق صورت گرفته و این دو مکمل هم هستند. جسم و بدن زن بصورتی آفریده شده و بدن مرد به صورتی دیگر در صورتی که هر دو انسان هستند. می‌بینیم که دستگاه‌های ظاهری و باطنی آنها با هم فرق دارد، و حتی هورمون‌هائی که دستگاههای داخلی آنها ترشح میکند با هم فرق دارد. افراد متفکر با توجه و تفکر در باره این مطلب متوجه حکمت خداوند حکیم میشوند. مطابق آیه می‌بینیم که این دو برای هم و برای آرامش بخشیدن به هم و ایجاد مودّت و رحمت بین هم آفریده شده‌اند نه برای داد و فریاد و جنجال و دعوا و جیغ کشیدن، آنچنان که در بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود. چون این وضع نتیجه توقع‌های بیجائی است که زن یا شوهر از دیگری دارد. در صورتی که زن و شوهری که واقعاً مسلمان باشند میدانند که نباید از هم توقع بیجا داشته باشند و نباید زندگی خوش خود را فدای خیالبافی‌های خود کنند. و هر کدام میدانند در مقابل دیگری وظائفی دارند همانطور که در مقابل هم حقوقی هم دارند.

چون خداوند در آیه 228 بقره میفرماید: لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. «زنان حقوق شایسته‌ای بر مردان دارند همانطور که وظائفی در مقابل آنان دارند، و حقوق مردان یک درجه بیشتر از زنان است. و خداوند توانا و حکیم است.» علت این برتری حقوقی در آیه 34 نساء به این ترتیب بیان شده که: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ. «مردان قوّام (ناظر) بر زنان هستند به دو دلیل، یکی اینکه اَلله بعضی را بر بعضی برتری داده است، و یکی مالی که خرج میکنند.» چون میدانیم که خرج خانواده بعهده مرد است و زن بقول معروف اگر میلیاردر هم باشد وظیفه ندارد ذرّه‌ای از مال خود را در خانواده خرج کند و اگر زن از مال خود در خانواده خرج میکند مرد دیگر از اینجهت هیچگونه برتری بر زن ندارد و اگر درآمد مرد به اندازه مخارج زندگی نیست هر چه میخرند و پس انداز میکنند که بیشتر از لوازم طبیعی زندگی است مال زن بوده و متعلق به زن است.اما از لحاظ برتری که خداوند به بعضی در مقابل بعضی داده است، گویا منظور از این برتری نیروی بدنی مرد باشد که بطور متوسط و طبیعی بیش از زن است. لذا دفاع از خانواده به عهده مرد است همانطور که در قبایل بدوی و چادرنشین هم دفاع از قبیله بعهده مردان بوده و امروزه نیز بیشتر افراد نیروهای انتظامی و دفاعی کشورهای دنیا از مردها تشکیل شده‌‌اند.

اما خداوند در آیه 19 نساء میفرماید: عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً. «با زنان بخوبی معاشرت (رفتار) کنید. اگر از آنها بدتان هم می‌آید چه بسیار اتفاق می‌افتد که شما از چیزی بدتان می‌آید و اَلله در آن خیر زیادی قرار داده است.» در اسلام خانواده بسیار محترم است و حتی المقدور باید حفظ شود و از هم پاشیده نشود. با توجه به اینکه ازدواج هم در اول با رضایت دو طرف صورت میگیرد و اگر ازدواج روی اکراه و اجبار صورت بگیرد عقد درست نبوده و با طل بوده چون در عقد رضایت دو طرف شرط اصلی و اساسی است. البته میدانید که صحبت از اسلام میکنیم نه آنچه در بین افرادی که از اسلام فقط اسمی دارند وجود دارد. لذا مرد و زنی که روی میل و علاقه و رضایت با هم ازدواج کرده‌اند و قرار یک زندگی دائمی را گذاشته‌‌اند و برای تأمین آرامش و آسایش هم این عقد را انجام داده‌اند و میدانند که موظفند که با هم بخوبی معاشرت کنند و توانائی خود را در انجام وظیفه‌هائی که دارند بکار برند و توقع بیجا و غیر ضروری از هم نداشته باشند و سعی در گرم کردن کانون خانواده و لذت بردن از زندگی خانوادگی کنند، بسیاری از حرف‌ها و اختلاف‌ها پیدا نخواهد شد و باعث سردی عشق وعلاقه و محبت خانوادگی نخواهد شد. چون هر یک از آنها میداند چه حقوق و وظایفی در مقابل دیگری دارد و با ایمان و علم به این حقوق و وظایف با هم ازدواج کرده‌‌اند.

اما همسر دادن به افراد مجرد. پدران مخارج پوشاک و غذا و پزشک و دارو و تحصیل فرزندان خود را فراهم میکنند، و میخواهند فرزندشان کم و کسری ضروری در زندگی نداشته باشد ولی یک چیز را فراموش میکنند. و آن این است که فراموش میکنند که فرزندشان غریزه جنسی و نیاز جنسی دارد و از این جهت ناراحت است چون سال‌ها است که دوران محرومیت خود را پشت سر گذاشته‌اند و همسرشان سال‌ها است که در کنارشان میباشد و دیگر محرومیت جنسی ندارند. باید آن دوران جوانی خود و محرومیت جنسی خود و ناراحتی و افکار شاید انحرافی را که داشته‌اند بخاطر بیاورند تا بدانند فرزندشان در چه حالی است. با آنکه آنها از انحراف فرزندشان و آلودگی آنها میترسند، ولی فکر نمیکنند که اضافه شدن یک نفر سر سفره غذا لطمه‌ای به آنها نمی‌زند و می‌توانند با گرفتن نامزدی برای فرزندشان، یا انجام عقد و حتی عروسی خیال فرزندشان و خودشان را از اینجهت آسوده کنند. خیال فرزندشان را از این نظر آسوده کنند که دیگر محرومیت جنسی ندارند و با خیال راحت میتوانند به تحصیلات خود ادامه دهند و در فکر این باشند که هر چه زودتر آنرا به پایان برسانند تا مخارج خود و همسر و فرزندشان را فراهم کنند. بخصوص که آنها میتوانند بعضی شبها در خانه پدر و مادر دختر یا پدر و مادر پسر باشند، و خیال هر دو خانواده هم از آلوده شدن فرزندشان به انحراف جنسی و مواد مخدر و امراض مقاربتی کاملاً راحت باشد و بدانند فرزندشان محرومیت جنسی ندارد و میتواند با خیال راحت به تحصیل خود بپردازد. آیا شما فکر نمیکنید که اینکار بنفع پدر و مادر و فرزندشان باشد؟ من که فکر میکنم اگر شما اندکی در این باره دقیقاً فکر کنید، این کار را وظیفه هر پدر و مادری بدانید و نفع کامل آنهارا هم در این کار خواهید دانست.

اما از لحاظ جامعه. شما که این بحث را میخوانید یا تحصیل کرده‌اید یا مشغول تحصیل میباشید و میدانید بیشتر درسها و مباحثی که در برنامه‌های تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان وجود دارد اضافی است و درآینده به هیچکار آنها نمیخورد. چون میدانید که امروزه کارها کاملاً تخصصی شده و هر کس در یک رشته مشغول کار میشود و کار معینی را بعهده میگیرد. و پس از مدتی تمام درسهائی که بزور به او تحمیل شده بود و علاقه‌ای هم به آنها نداشت در اثر کاربرد نداشتن و عدم تکرار، رفته رفته فراموش شده و فقط خاطره‌ای از آنها باقی می‌ماند. اگر افراد را برای رشته‌ای که فرد میخواهد در اجتماع به عهده بگیرد و کار کند آماده کنند و فقط معلومات لازم آن رشته را به او بدهند میتواند در مدت بسیار کوتاهی آنرا بیاموزد و به  کار مشغول شود و مخارج زندگی خود و همسر و فرزندش را تأمین کند.

اگر توجه داشته باشیم که در جامعه اسلامی از فخرفروشی و اسراف و تبذیر و تجمل پرستی انتقاد شده و افراد را به کمک به محرومین اجتماع تشویق کرده و دینداران را برادر دینی هم دانسته و باید بفکر بهبود وضع هم و راحت یکدیگر باشند، متوجه میشویم که هر ساله و هر ماهه و هر روزه، سرمایه گذاری زیادی برای ایجادکار خواهد شد و برای افراد به اندازه کافی کار وجود خواهد داشت. چون پیغمبر اسلام ص فرمود: مَن اَصبَحَ وَ لایَهتَمُّ بِأموُرِ الْمُسْلِمَيْنِ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ. «کسی که شب را صبح کند و بفکر بهبود وضع مسلمانان نباشد مسلمان نیست.» اجازه دهید قبل از پایان این بحث نکته مهمی را در رابطه با مسائل زناشوئی ذکر کنم. خداوند در آیه 222 بقره میفرماید: «در باره حیض (قاعدگی ماهانه زنان) از تو سؤال میکنند بگو آن ناراحت کننده است. با آنها تا وقتی که پاک نشوند مقاربت (نزدیکی، همخوابگی) نکنید. و وقتی پاک شدند فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ از جایی که خداوند به شما دستور داده (از راه طبیعی که برای ادامه نسل قرار داده شده و نه از جای دیگر) با آنها آمیزش (نزدیکی) کنید.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.