اسوة

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

اُسْوَه یعنی «نمونه، الگو، سرمشق». خداوند در آیه 21 احزاب میفرماید: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً.  «برای کسانی که امید به خدا و روز آخرت دارند و خدا را زیاد یاد می‌کنند، در رسول خدا (در مبارزات پیغمبر ص) مسلماً الگو و سرمشق خوبی برای شما وجود دارد.» آیه 9 تا 27 این سوره در باره جنگ اَحزاب صحبت میکند، و ترس افراد منافق و ایمان افراد با ایمان واقعی را در این جنگ یادآوری میکند. این آیه استقامت پیغمبر ص را الگو و نمونه خوبی برای مسلمانان در مبارزاتشان علیه ظلم و ستم و شرک و بت پرستی و بوجود آوردن یک دنیای پاک معرفی میکند. مسلمان واقعی که با قرآن کاملاً آشنایی دارد میداند که پیغمبر ص در محیط سراسر شرک و بت پرستی شروع بکار کرد و از صفر شروع کرد و با استقامت خود و راهنمائی‌های خداوند وقتی از دنیا رفت از در و دیوار شهرهای عربستان و خیمه‌های چادرنشینان صدای لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ یعنی «معبودی (کسی که انسان بنده او باشد و از نظرهای او بدون چون و چرا پیروی کند) غیر از خدا نیست.» بلند بود. پیغمبر ص هرگونه آزار و تهمت و تمسخری را تحمل کرد و بکار خود ادامه داد تا در کار خود موفق شد و چهره عربستان را عوض کرد و عربستان غرق در شرک را به عربستان توحیدی تبدیل کرد، قرآن در آیه 33 انعام میفرماید: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ. «میدانیم که حرفهائی که میزنند تو را غمگین میکند، آنها تو را تکذیب نمیکنند (تو را به دروغگوئی متهم نمیکنند)، بلکه ستمکاران هستند که منکر آیات خداوند میشوند.» و آیه 41 مائده میفرماید: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ … «ای پیغمبر، کسانی که زبانی گفتند ایمان آوردیم در صورتیکه قلباً ایمان نیاورده‌‌اند و در کفر سرعت میگیرند تو را غمگین نکنند…» آیه 6 حجر میفرماید: قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ. «گفتند ای کسیکه قرآن به تو نازل شده، تو حتماً دیوانه‌ای.» و آیه 36 صافّات میفرماید: يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ. «میگویند آیا ما باید خدایان خود را بخاطر شاعر دیوانه‌ای ترک کنیم؟» محال است این کار را بکنیم. ولی میدانیم که این کار را کردند. و می‌بینیم به او تهمت شاعری و جنون میزدند و میگفتند دیوانه‌ای است که به سخنان خود سجع و قافیه میدهد. ولی هیچکدام از این آزار و اذیت‌ها و تهمت‌ها و حتی تهدیدها نتوانست پیغمبر ص را از مبارزه‌اش برای به تحقق رساندن ما انزل الله «آنچه خدا نازل کرده» منصرف کند. مسلمان واقعی نیز استقامت، پایداری، پشتکار، بردباری، تحمّل، حکمت و بصیرت پیغمبر ص را الگو و سرمشق زندگی و تلاش خود در راه به تحقق رساندن آنچه خداوند نازل کرده یعنی قرآن، در جامعه بشری قرار میدهد.

آیه 103 نحل میفرماید: لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ. «میدانیم که میگویند انسانی این حرفها را به او یاد میدهد، زبان کسیکه اینکار را به او نسبت میدهند بیگانه و غیر عربی است در صورتیکه قرآن به زبان عربی روشن (واضح، آشکار) است.» می‌بینیم که آیه میفرماید که قرآن به زبان عربی واضح و روشن است، یعنی اینکه بطنی ندارد (بر خلاف آن که گفته‌اند قرآن بطن دارد و بطن آن هم بطن دارد) و در هیچ جائی نفرموده که قرآن را فقط افراد بخصوصی میفهمند، و بر عکس بارها فرموده که ما قرآن را برای متوجه شدن آسان کردیم. آیه 4 و 5 فرقان میفرماید: قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً. «افراد بی ایمان گفتند این قرآن دروغی است که او بهم بافته و عده دیگری به او کمک کرده‌اند. قطعاً حرفی که میزنند ظلم و دروغ است.» وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً. «گفتند این افسانه‌های گذشتگان است که رونویسی کرده و صبح و شب بر او خوانده میشود.» تا حفظ کند و به ما بگوید. میدانیم که یاسر و سمیّه، پدر و مادر عمّار را کشتند، و بلال را شکنجه میدادند. بطور کلی مسلمانان صدر اسلام تحت اذیّت و آزارهای زیادی بودند، چون آنهائی که از شرک و جهل مردم سود میبردند و از آنها سواری میکشیدند، نمیخواستند که مردم فقط بندگی خدا را بکنند و از دستورهای هیچکس جز خدا پیروی نکنند. البته این (به بندگی گرفتن مردم) در همه زمانها به عناوین مختلف وجود داشته و دارد. آیه 186 آل‌عمران میفرماید: لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً. «بدون شک از اهل کتاب و از مشرکین آزار و اذیّت زیادی خواهید دید و شنید.» پیغمبر ص تمام این تهمت‌ها و آزارها و تهدیدها را تحمّل کرد و بکار خود ادامه داد و بالاخره پیروز شد. البته این پیروزی در اثر پیروی از راهنمائی‌های خداوند (که همگی در قرآن است) بود چون خداوند راه صحیح مبارزه را در قرآن بیان کرده و به همین علت هم هست که دائماً مردم را به اتحاد دعوت کرده، و از تفرقه و اختلاف بر حذر میدارد. مسلمان واقعی از دستورهای خداوند پیروی میکند و سعی در متحد کردن همه  دینداران میکند، نه اینکه به تفرقه بیشتری میان مسلمانان دامن بزند. خداوند راه صحیح مبارزه را از طریق قرآن به پیغمبر نشان میداد. زمانی مطابق آیات سوره کافرون میگفت: يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ، لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ، وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ، وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ ، وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ، لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ. «ای افراد بی ایمان، من آنچه را شما بندگی میکنید، بندگی نمیکنم. و شما آنکه را من بندگی میکنم، بندگی نمیکنید. و نه من بنده آنچه شما بندگی میکنید هستم. و نه شما بنده آنکه من بندگیش را میکنم هستید. دین من مال من، و دین شما مال خودتان.» ولی مشرکان دست بر نمیداشتند و پیغمبر و مسلمانان را اذیت میکردند بطوریکه چند سال آنها را بایکوت کردند یعنی با آنها خرید و فروش و ازدواج نمیکردند. حتی در صدد کشتن پیغمبر برآمدند بطوریکه مجبور شد از مکه فرار کند و آنطور که میگویند سه روز در غار مخفی شود. همانطور که آیه 40 توبه میفرماید: إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا. «وقتی دوتائی در غار بودند، پیغمبر به دوستش گفت ناراحت نباش خدا با ما است.» وقتی پیغمبر وارد مدینه شد، با یهودیان مدینه پیمان عدم تعرض بست و تا آنها عهد شکنی نکردند به تعهد خود عمل کرد. در این معاهده عهد بستند که هر دو دسته در دفاع از مدینه با هم همکاری کنند و آهسته آهسته به تربیت نظامی مسلمانان پرداخت و بالاخره در سال دوم هجری مسلمانان در جنگ بدر شرکت کردند و جنگ احزاب به انتقام جنگ بدر صورت گرفت که با یادآوری آن خداوند میفرماید: مبارزات پیغمبر ص برای شما بهترین سرمشق است. مسلمانان باید امروزه از روش مبارزه پیغمبر ص سرمشق بگیرند. و در هر زمان با امکانات و موانعی که دارند در راه ساختن یک دنیای پاک سعی و کوشش کنند. چون مسلمانان موظفند دنیائی بسازند که در آن از ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسانها اثری نباشد. این آرزوی کلیه افراد بشر است که چنین دنیائی ساخته شود تا به آرامش واقعی برسند. برای شناختن این هدفها به آیات 25 حدید، 51 مؤمنون، 88 هود، 24 و 25 معارج، 31 و 60 توبه، 36 نحل، 116 انعام و 64 آل‌عمران مراجعه کنید. البته میدانیم بخاطر تعصباتی که در نتیجه فریبکاری دکانداران سیاسی و دینی بوجود آمده، دینداران از این وظیفه عالی غافل هستند و سرگرم آداب و تشریفات که بنام دین ساخته‌اند میباشند.

دینداران واقعی باید با حکمت و بصیرت و پند و نصیحت و متوجه کردن افراد به نتیجه اجرای این هدف و آشنا ساختن دینداران جهان با هدف اصلی و اساسی کتاب دینی خودشان آنها را متوجه  این وظیفه بکنند و آنها را متحد سازند تا با همفکری و همکاری و هماهنگی کامل در این راه کوشش کنند و در جزئیات هر کدام مطابق عقیده و آداب و تشریفاتی که معتقد هستند عمل کنند. در این راه باید دولتها را یاری کنند و آلت دست قدرت طلبانی که دنبال ریاست و وکالت و وزارت و رهبری هستند نشوند. چون خود دولتها به اندازه کافی مشکلاتی دارند و مجبورند از پشتیبانان خود هر قدر هم که فاسد باشند پشتیبانی کنند. باید با کمک به آنها، آنها را از تکیه کردن به افراد و قدرتهای فاسد و سودجو بی نیاز کرد. چون باید این را بدانیم که قرآن در آیه 11 رعد میفرماید: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ. «تا مردم فکر و عمل خود را عوض نکنند، خداوند وضع آنها را تغییر نمیدهد.» لذا در جامعه‌ای که اکثر قریب به اتفاق افراد فقط به فکر خود و رسیدن به قدرت و ثروت هستند، هر دسته‌ای که از قدرت بر کنار شوند، دسته دیگری که سر کار بیایند عین کار آنها را خواهند کرد. در این مبارزه برای ساختن یک دنیای پاک باید از هر گونه خشونت و خرابکاری خودداری کرد، چون خشونت و فشار باعث میشود که مردم به دین بدبین شوند و از آن روی گردانند. امروزه با پول یک تانک یا هواپیما میتوان کشوری را زیر تبلیغات و تعلیمات صحیح دینی قرار داد. باید توجه داشت که ساختن چنین دنیائی و تربیت افراد با ایمانی که بنیانگذار چنین دنیائی باشند لااقل یک قرن کار صحیح برای آشنا کردن مردم با دین واقعی و هدف عالی آن لازم دارد. لذا باید عاقلانه مردم را با حقیقت دین آشنا کرد. شروع هر کاری در اول با کُندی و مشکلات فراوان و ناامیدی افراد روبرو خواهد بود، ولی رفته رفته زمینه فکری در جوامع بشری بوجود خواهد آمد. بخصوص با وسائل ارتباط جمعی امروزی از قبیل کتاب، مجله، روزنامه، رادیو، تلویزون، اینترنت، فیلم، و نوارهای آدیو و ویدئو. آیه 5 سوره ص میفرماید مشرکین گفتند: أجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عُجابٌ. «آیا معبودها را به یک معبود تبدیل میکند؟ این چیز عجیبی است.» ولی دیدیم که کرد و شد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.