مسلمان واقعى ۱

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

مسلمان یک لغت فارسی است و در زبان عربی چنین لغتی وجود ندارد. در عربی به مسلمان مُسلِم میگویند که جمع آن مُسلِموُنَ میباشد و جمع دو نفری آن مُسلِمانِ و مُسلِمیَن است. اسلام یک اسم نیست بلکه یک عمل است، یعنی مسلمان کسی است که تسلیم حکم خداوند باشد. دین او مطرح نیست، چون مطابق آیه 132 و 133 سوره بقره ابراهیم و یعقوب و فرزندانش همه مسلمان بودند در صورتیکه قرنها قبل از قرآن و پیغمبر اسلام ص بودند. خداوند در آیه 34 حج  سوره 22 میفرماید: فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ. «معبود شما (یعنی وجودی که در مقابلش باید احساس و ابراز کوچکی کنید و از دستورها و نظرهایش بدون چون و چرا اطاعت کنید) معبود واحدی است (یعنی در مقابل هیچ کس دیگر نباید چنین حالتی داشته باشید) بنابراین تسلیم او باشید. به افراد فروتن مژده بده.» آیه 83 آل‌عمران سوره 3 میفرماید: أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ. «آیا دنبال دینی غیر از دین خدا میگردند؟ در صورتی که تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند چه با میل و چه به اجبار تسلیم خدا هستند و به پیشگاه او برگردانده میشوند.» تا جزا و پاداش کارهایشان را ببینند.

آیه 20 آل‌عمران سوره 3 میفرماید: فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ. «اگر با تو بحث و گفتگو کردند بگو من و پیروان من خود را تسلیم خداوند کرده‌ایم.» مسلمان تسلیم حکم و دستورهای خداوند (که فقط در قرآن است) میباشد نه هر حرفی که بنام خدا و دین بزنند. چون فریبکاران جاهل دین زیاد هستند. خداوند درآیه 36اسراء سوره 17 میفرماید: لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. «ندانسته از چیزی که نمیدانی دنباله روی نکن، چون گوش و چشم و دل همگی مسئول آن خواهند بود.» لذا مسلمان واقعی جاهلانه و بدون تحقیق از چیزی به نام دین پیروی نمیکنند. چون خداوند در آیه آخر مزمّل سوره 73 میفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ. «تا آنجا که امکان دارد قرآن بخوانید.» البته برای فهمیدن دستورها و نظرهای خداوند. چون خداوند در آیه 29 ص سوره 38 میفرماید: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ. «قرآن کتاب مبارکی است که ما آنرا بر تو نازل کردیم، برای اینکه در باره آیاتش فکر و اندیشه کنند و افراد خردمند متوجه آن شوند.» متوجه دستورها ونظرهای خداوند بشوند. قرآن آسان است همانطور که خداوند درآیه 97 مریم سوره 19 میفرماید: إِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. «قرآن را به زبان تو (یعنی بزبان عربی که زبان قوم است) آسان کردیم برای اینکه بوسیله آن به افراد متقی مژده بدهی و به دشمنان سرسخت بوسیله آن هشدار بدهی.» اگر قرآن آسان و قابل فهم نباشد چطور افراد متقی متوجه مژده آن بشوند و دشمنان لجوج از کار خود بر حذر باشند؟

آیه 44 مائده سوره 5 میفرماید: مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ. «کسانی که مطابق کتاب الهی (آنچه خدا نازل کرده، وحی) حکم نکنند کافر هستند.» معلوم میشود به آن ایمان ندارند. چطور کسی که از قرآن اطلاع ندارد میتواند مطابق آن حکم و اظهار نظر کند؟ آیه 3 اعراف سوره 7میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. «از آنچه از صاحب اختیارتان (اربابتان، خداوند) بشما نازل شده (یعنی از قرآن) پیروی کنید و از اولیائی غیر از آن (غیر از قرآن) پیروی نکنید.» در این آیه دو دستور وجود دارد و هر دو دستور بسیار صریح و واضح است. لذا مسلمان واقعی تا آنجا که بتواند قرآن میخواند و در آنچه آیه میفرماید و نتایج آن فکر و اندیشه میکند تا بفهمد سعادت واقعی بشر فقط و فقط با اطاعت از دستورها و نظرهای خداوند تأمین میشود. خداوند در آیه 17 و 18 زمر سوره 39 میفرماید: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ. «به آن دسته از بندگان من که به حرفها گوش میکنند و از بهترین حرف پیروی میکنند مژده بده. چنین  افرادی کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده (راه صحیح را شناخته‌اند) و عاقل واقعی هستند.» ولی متأسفانه چنین افرادی کم هستند. چون بیشتر انسانها بفکر خوردن و شهوترانی و چشم و همچشمی‌ها و تفریح‌ها هستند. پیغمبر ص در حدیث اول باب آخر کتاب فضل علم جلد اول اصول کافی میفرماید: ما وافَقَ کِتابَ اللهِ فَخُذُوهُ، وَ ما خالَفَ کِتابَ اللهِ فَدَعُوهُ. «هر حرفی که موافق کتاب خدا (یعنی قرآن) است بگیرید و هر حرفی خلاف قرآن است ترک کنید.» آیه 68 مائده سوره 5 میفرماید: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ. «بگو ای اهل کتاب (ای کسانی که کتاب الهی دارید) تا تورات و انجیل و آنچه از صاحب اختیارتان بشما نازل شده (کتاب دینی خودتان) را اجرا نکنید دین ندارید. (بر چیزی نیستید)، البته این چیزی که از صاحب اختیارت بتو نازل شده بر طغیان و کفر عده زیادی از آنها اضافه میکند. بخاطر افرادی که این حرفها را قبول ندارند غم مخور.»

پیغمبر ص در حدیث 5 باب آخر کتاب فضل علم اصول کافی میفرماید: ما جاءَکُم عَنّی یُوافِقُ کِتابَ اللهِ فَاَنَا قُلتُهُ، وَ ما جاءَکُم یُخالِفُ کِتابَ اللهِ فَلَم اَقُلهُ. «هر سخنی که موافق کتاب خدا (قرآن) برای شما از قول من نقل کردند من گفته‌ام، و هر سخنی خلاف قرآن برای شما نقل کردند من آنرا نگفته‌ام.» مسلمان واقعی میداند که پیغمبر ص و تمام پیشوایان واقعی اسلام مسلمان یعنی تسلیم حکم خداوند بودند و حرفی بر خلاف قرآن نمیزدند و کاری بر خلاف قرآن نمیکردند. آیه 77 مائده سوره 5 میفرماید: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ. «بگو ای اهل کتاب، در دینتان بناحق غلوّ (مبالغه، گزافه گویی) نکنید، و از دلخواه دسته‌ای که قبلاً گمراه شدند و عده زیادی را گمراه کردند و از راه راست منحرف شدند پیروی نکنید.» مسلمان واقعی میداند که محدودیت‌ها و ترس از حکومتهای دیکتاتوری و امکان دسترسی به قرآن و سخنان پیغمبر ص در گذشته خیلی کم بود و دشمنان اسلام در صدد خراب کردن دین بودند. همانطور که امام صادق ع در حدیث 63 صفحه 250 جلد دوم بحارالانوار چاپ جدید میفرماید: «مغیره ابن سعید تعمد داشت که از قول پدرم دروغ بگوید، کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت، اصحاب (یاران) او بطور ناشناس بین اصحاب پدرم بودند، کتابها را از اصحاب پدرم میگرفتند، و آنها را به مغیره میدادند، و مغیره کفر و زندقه را وارد آنها میکرد، و آنها را به پدرم نسبت میداد، بعد آنها را به اصحابش میداد، و به آنها دستور میداد که آن کتابها را بین شعیان پخش کنند، لذا هر غلو و گزافه گوئی که در کتابهای پدرم میبینید، از چیزهایی است که مغیره ابن سعید وارد کتابهای آنها کرده است.» و نویسندگان بی اطلاع، آن حدیث‌های جعلی را بنام احادیث شعیه پذیرفته و نقل می‌کنند. لذا مسلمان هر حدیثی (سخنی، حرفی) که خلاف قرآن باشد دور می‌اندازد.

امام علی ع در خطبه 175 یا 176 نهج‌البلاغه میفرماید: فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ … وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ. «از کسانی باشید که بذر قرآن میپاشند و پیرو قرآن هستند … و عقاید خود را در مقابل قرآن به غلط بودن متهم کنید.»  شیعه دستور امام خود را انجام میدهد. و در همین خطبه میفرماید: مَا جَالَسَ هذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلاَّ قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ: زِيَادَةٍ فِي هُدًى، وَ نُقْصَانٍ مِن عَمیً. «هر کسی با قرآن همنشین شد با زیادی و کمی از کنار آن برخاست، آنچه زیاد شده بود هدایت بود و آنچه کم شده بود کوری و جهالت بود.» و پیغمبر ص در حدیث 2 کتاب فضل قرآن جلد 4 اصول کافی میفرماید: اِذا الْتِبُسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظِلم، فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ … مَن جَعَلَهُ اَمامَهُ قادَهُ اِلی الجَنَّهِ وَ مَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ اِلی النّارِ. «وقتی انحرافات مثل پاره‌های شب تاریک شما را به اشتباه می انداخت وظیفه شما است که از قرآن استفاده کنید … هر کس قرآن را جلو خود قرار داد (یعنی از قرآن پیروی کرد) قرآن او را به بهشت رهبری میکند، و هر کس قرآن را پشت سر خود قرار داد (بدستورها و نظرهای قرآن اعتنایی نکرد) قرآن او را بطرف آتش جهنم سوق میدهد.» امام علی ع در حدیث 3 باب صفه العلماء جلد اول اصول کافی میفرماید: اَلفَقیهُ … لَم یَترُکِ القُرآنَ رَغبَهً عَنهُ اِلی غَیرِه. «دانای واقعی … بخاطر علاقه به هیچ چیز قرآن را ترک نمیکند.» نه بخاطر حدیث، نه بخاطر تاریخ، نه بخاطر مسائل فقه.

شما از این آیات و احادیث چه میفهمید؟

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.