تقليد

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

اسلام دین تحقیق است نه تقلید. خداوند در آیه 36: 17 سوره اِسراء میفرماید: لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ. «از آنچه نمیدانی پیروی نکن.» این حکم خداوند است و مسلمان که تسلیم حکم خدا است از این حکم هم مثل بقیه احکام خداوند پیروی میکند. مسلمان دنبال بهترین سخن میگردد و از آن پیروی میکند و هر وقت متوجه اشتباه خود شد عقیده و فکر خود را تصحیح میکند و از فکر بهتری که شناخته پیروی میکند. مسلمان میداند که خداوند در آیه 17 و 18: 39 سوره زمر میفرماید: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ. «به بندگان من که به حرفها گوش میکنند و از بهترین حرف پیروی میکنند مژده بده. چنین افرادی کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و چنین افرادی عاقل (خردمند) هستند.» مسلمان وقتی فهمید خداوند میفرماید: «از آنچه نمیدانی پیروی نکن» میداند که باید تحقیق کند و ندانسته از چیزی پیروی نکند. البته این دستور در امور دینی است. مسلمان میداند که مسلمان تسلیم حکم و نظر خداوند است. و وقتی می‌بیند خداوند در آیه 3: 7 سوره اعراف میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. «از آنچه از صاحب اختیارتان به شما نازل شده پیروی کنید و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید.» میداند که باید از قرآن که از جانب خدا نازل شده پیروی کند و از اولیائی و افرادی غیر از آن پیروی نکند. مسلمان میداند که آنچه به پیغمبر وحی شد و پیام خدا به مردم بود و پیغمبر موظف بود آن را به مردم ابلاغ کند قرآن بود و بس. چون خداوند در آیه 99: 5 سوره مائده میفرماید: ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ. «وظیفه‌ای جز ابلاغ وحی بر عهده پیغمبر نیست.» و پیغمبر وظیفه رسالت یعنی پیامبری خود را در کمال امانت انجام داد و قرآن را به مردم رساند و مردم نیز وظیفه دارند احکام خداوند را که در قرآن است در صورت توانائی بطور کامل انجام دهند. چون خداوند در آیه 42: 7 سوره اعراف میفرماید: لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها. «هیچکس را جز به اندازه توانائیش مکلّف (موظّف) نمی‌کنیم.» در اسلام قانونگذار خداوند است و بس چون خداوند در آیه 26: 18 سوره کهف می‌فرماید: لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً. «خدا هیچکس را در حکم خود (قانون‌گذاریش) شریک نمیکند.» چون فقط خداوند است که از طبیعت انسان‌ها و احتیاجات واقعی آنها و قوانینی که در جهان گذاشته اطلاع کامل دارد و فراموشکار نیست. در صورتیکه اطلاعات هر انسانی محدود است و فراموشکار هم میباشد. چون اگر چیزی را بداند و مدتی از آن استفاده نکند کم‌کم آن را فراموش میکند. خداوند در آیه 114: 20 سوره طه به پیغمبر ص میفرماید: قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً. «خداوندا (صاحب اختیارا) علم مرا زیاد کن.» اگر علم پیغمبر ص کامل بود دیگر قابل زیاد شدن نبود که چنین دستوری به او داده شود. خداوند در آیه 89: 16 سوره نحل میفرماید: نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ. «قرآن (کتاب الهی) را که روشن کنندۀ هر چیز است بر تو نازل کردیم.» البته هر چیزی که مربوط به دین و ساختن یک دنیای پاک است که در آن ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصیت انسان‌ها نباشد. خداوند در آیه 101: مائده سوره 5 میفرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ. «ای افراد با ایمان از چیزهائی سوال نکنید که اگر برای شما روشن شود شما را ناراحت میکند. اگر موقع نزول قرآن در باره آنها سوال کنید برای شما روشن میشود (و شما را ناراحت میکند) خداوند از آنها گذشت کرده ، خدا آمرزنده و بردبار است.»

خداوند برای انسان‌ها آسانی را میخواهد همانطور که آیه 185: 2 سوره بقره میفرماید: يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ. «خدا برای شما آسانی را میخواهد و سختی را نمیخواهد.» آیه 3: 5 سوره مائده میفرماید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً. «امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما پسندیدم.» اسلام یعنی تسلیم خدا بودن دین تمام پیغمبران الهی بوده. به آیه 131 تا 133: 2 سوره بقره و 101: 12 سوره یوسف و 72 و 84: 10 سوره یونس و 52: 3 سوره آل‌عمران نگاه کنید. توجه داشته باشید که خداوند در این آیه میفرماید: «امروز دین شما را کامل کردم.» یعنی دین شما مسلمان‌ها را کامل کردم «نه دین را» کُم در دینَکُم به يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا «ای افراد با ایمان – ای مسلمانان) بر میگردد. پس دین کامل بوده و احتیاجی به کامل شدن نداشته که دیگران بخواهند آن را کامل کنند. علی ع امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنت و صحابی بزرگ پیغمبر ص که در خانه او بزرگ شده در خطبه 18 نهج‌البلاغه در مورد اختلاف نظر افرادی که فتوی میدهند (مفتیان، آیت‌الله‌ها) میفرماید: إِلهُهُمْ وَاحِدٌ! وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ! وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ! أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ! أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟ أمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً ناقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمامِهِ؟ أَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ، فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى؟ أمْ أنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامًّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ‏صلى الله عليه وآله وسلم عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ، وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ قَالَ: فِيهِ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ. «خدای آنها یکی است و پیغمبرشان یکی است و کتابشان یکی است. آیا خدا به آنها دستور داده که اختلاف نظر داشته باشند و آنها هم از دستور او پیروی کرده‌اند؟!! یا آنها را از اختلاف نهی کرده و آنها از دستور او سرپیچی کرده‌اند؟ یا خداوند سبحان دین ناقصی فرستاده و از آنها خواسته که آن را کامل کنند؟ یا آنها شریک خدا بوده‌اند و حق دارند هر نظری که دلشان خواست بدهند و وظیفه خدا هم این است که به (نظرات) آنها راضی باشد؟ یا خداوند سبحان دین کاملی فرستاده و پیغمبر ص در تبلیغ و رساندن آن به مردم کوتاهی کرده؟ در صورتیکه خداوند سبحان میفرماید: هیچ چیز را در کتاب فروگذاری نکرده‌ایم. و فرموده در آن هر چیزی بیان شده.» هر چیزی که برای ساختن یک دنیای پاک و سعادت و راحتی انسان‌ها لازم بود نه فیزیک و شیمی و جانورشناسی. این نظر علی ع است. اگر اهل سنت نظر خلیفه چهارم خود و صحابی پیغمبر ص را قبول ندارند لااقل شیعیان باید نظر امام اول خود را قبول داشته باشند. علی ع در سخن کوتاه 102 یا 105 نهج‌البلاغه میفرماید: إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمُ‏الْفَرَائِضَ، فَلاَ تُضَيِّعُوهَا؛ وَ حَدَّلَكُمْ حُدُوداً، فَلاَ تَعْتَدُوهَا؛ وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ، فَلاَ تَنْتَهِكُوهَا؛ وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. ««خدا برای شما واجباتی را واجب ساخته آنها را ضایع نکنید. (بجا آورید) و برای شما حدودی تعیین کرده از آن تجاوز نکنید. و شما را از چیزهائی نهی کرده حرمت آنها را حفظ کنید (آنها را انجام ندهید) و در باره چیزهائی بدون اینکه از روی فراموشی ترک کرده باشد ساکت مانده (حرفی نزده) شما خودتان را در باره آنها به زحمت نیندازید.» آقای آیت الله مطهری در صفحه 251 کتاب آسیب شناسی دینی در باره جزئیات با اشاره به این خطبه مینویسد: در جائی که خدا انسان‌ها را آزاد گذاشته شما دیگر تعیین تکلیف نکنید. مسلماً این حرف را به آیت الله‌ها میزند. خداوند در آیه 31: 9 سوره توبه میفرماید: دانشمندان و زاهدان و مسیح ابن مریم را غیر از خدا ارباب خود گرفتند در صورتیکه به آنها دستوری غیر از اینکه فقط از معبود واحد (خداوند) اطاعت بی چون و چرا کنند داده نشده بود.» امام صادق در حدیث 1 و 3 باب التقلید جلد اول اصول کافی کتاب فضل علم میفرماید: اَما وَ اللهِ ما دَعَوهُم اِلی عِبادَهِ اَنفُسِهِم وَ لَو دَعَوهُم ما  اَجابوُهُم، وَ لکِن اَحَلُّوا لَهُم حَراماً وَ حَرَّموُا عَلَیهِم حَلالاً فَعَبَدوُهُم مِن حَیثُ لا یَشعُروُنَ. «آگاه باشید. بخدا قسم دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیا و پیغمبرشان مسیح ابن مریم آنها را به بندگی خود دعوت نکردند. اگر هم دعوت میکردند مردم قبول نمیکردند. ولی آنها (دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیا) حلال را برای آنها حرام کردند و حلال را بر آنها حرام کردند و آنها بدون اینکه متوجه شوند بنده آنها شدند.» و «به خدا قسم مردم برای آنها روزه نگرفتند و نماز نخواندند. ولی آنها حرام را برای آنها حلال کردند و حلال را بر آنها حرام کردند و آنها از نظر آنها پیروی کردند.» می‌بینیم که از نظر خدا و امام صادق ع اطاعت کورکورانه شرک است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.