اسلام ۲

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

اسلام «تسلیم خدا بودن است.» نه «تسلیم آخوند و کشیش و ربای و خاخام و موبد و کاهن و شاه و رئیس جمهور و مجلس شورای ملی و شورای اسلامی وسنا و لردها و نمایندگان بودن.» مسلمان کسی است که تسلیم و بنده فرمان خدا باشد نه تسلیم و بنده گوش به فرمان کسی یا مقامی یا سازمانی که بر خلاف فرمان خدا فرمان میدهد. از نظر قرآن هر کسی و هر مقامی و هر سازمانی که بر خلاف حکم و نظر خدا حکم و نظر بدهد طغیانگر (طاغوت) است. ولی وقتی قدرت ندارد مجبور به اطاعت از فرمان آنان است. چون اگر اطاعت نکند بجرم تخلف از قانون مجازات یا حتی کشته یا زندانی خواهد شد، همانطور که در طول تاریخ شده‌اند، همانطور که قرآن در آیه 21: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: «کسانی که منکر آیات خدا میشوند و پیغمبران را بناحق میکشند و کسانی را که امر بعدالت کنند میکشند به عذابی دردناک بشارت بده.» و آیه 59: 5 سوره مائده میفرماید: «بگو ای اهل کتاب آیا انتقامی که از ما میگیرید غیر از این است که ما به خدا و آنچه به ما و آنچه قبلاً نازل شده (یعنی به قرآن و تورات و انجیل و …) ایمان داریم و بیشتر شما از خدا اطاعت نمیکنید؟» هر دسته‌ای که قدرت را در دست داشته باشد با مخالفین خود اینکار را میکند. مسلمانان باید تمام دینداران و اصلاح طلبان واقعی را با حکمت و بصیرت وپند و اندرز نیکو به راه خدا دعوت کنند و با بهترین روش با آنها بحث و گفتگو کنند. چون آیه 125: 16 سوره نحل میفرماید: «مردم را با حکمت (واقع بینی) و اندرز (نصیحت) نیکو به راه خداوندت دعوت کن و با بهترین روش با آنها بحث و گفتگو کن …» و آیه 108: 12 سوره یوسف میفرماید: «بگو این راه من است. من و پیروانم مردم را با بصیرت (بینش و واقع بینی) به راه خدا دعوت میکنیم . خدا منزه است و من مشرک نیستم.» حالا مسلمان نام‌های نامسلمان چه میکنند با خودشان است. مسلمان حقیقی میداند با اتحاد دینداران و اصلاح طلبان واقعی بدون جنگ و خونریزی و تخریب که باعث عقب افتادن اجتماع میشود میتوان بدون عجله و در طول زمان جامعه را اصلاح کرد. چون قانون را در بیشتر کشورهای جهان نمایندگان مردم وضع میکنند. با اتحاد دینداران و اصلاح طلبان و بیدارسازی آنان که همه یک چیز را میخواهند اکثریتی بدست میاید که خواستاران نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری روی بدست آوردن آراء آنان حساب خواهند کرد و مطابق میل آنان برای گذراندن قانون رأی خواهند داد، و خواست آنان بصورت قانون اجرا خواهد شد. بدون اینکه خونی از بینی کسی بریزد. اینکار فقط اتحاد لازم دارد که برای آن باید برای آنها توضیح داد که همه خواستار اصلاح اجتماع و زندگی در یک اجتماع عادل و صالح هستند که در آن اضطراب و دغدغه خاطر نداشته باشند و ترسی به خاطر از بین رفتن حقوقشان نداشته باشند. همه پیغمبران خواستار عدالت و اصلاح اجتماعی بودند ولی افراد با بی توجهی به این هدف اساسی و اصلی آنان سر مسائل جزئی و بی اهمیت و به سبب فریبکاری دکانداران دینی دین فروش بجای اتحاد برای اصلاح اجتماع بجان هم افتادند. مسلمان واقعی میداند این اتحاد کار ساده‌ای نیست چون هر دسته‌ای بتی دارد که برای او ساخته‌اند. بدون توجه به هدف اصلی دین. برای متوجه ساختن آنان به این هدف باید آنها را با کتاب اصلی دین خود آشتی داد و آن‌ها را از شرّ دین فروشان فریبکار نجات داد. البته با توجه به اینکه مردم امروزه با سواد هستند و در آینده تعداد آنها بیشتر خواهد شد وکتابهای اصلی ادیان به تمام زبان‌ها قابل ترجمه است و ترجمه شده اینکار علی‌رغم و بر خلاف تعصّب فریب خوردگان کار آسانی خواهد بود فقط زمان لازم دارد اگرچه یک قرن یا چند قرن طول بکشد. فراموش نکنید که تمام پیغمبران مردم را به اسلام یعنی تسلیم خدا بودن دعوت میکردند و میگفتند «خدا را عبادت (بندگی و اطاعت محض و بدون چون و چرا) بکنید. معبودی (کسی که بنده و مطیع محض دستورها و نظرهایش باشید) غیر از خدا وجود ندارد.» آیه 59 و 65 و 73 و 85 سوره 7،  سوره اعراف را ببینید. آیه 19: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: «دین پیش خدا اسلام (تسلیم بی چون و چرای خدا بودن) است. کسانی که دچار اختلاف شدند بعد از این بود که علم و آگاهی برای آنها آمد (حقیقت را شناختند) و فقط از روی حسد و تجاوز ایجاد اختلاف کردند.» دکان باز کردند که دیگران را مرید خود کنند. این دکانداری توسط موبدان زردشتی ایجاد شد و یهودیان که دو قرن جزو ایران و تحت تسلط ایرانیان بودند این دکانداری را از آنها فرا گرفتند و مسیحیان از یهودیان یاد گرفتند و مسلمانان از زردشتیان و یهودیان و مسیحیان یاد گرفتند. در آئین زرتشت اگر کسی آداب تدفین مرده‌ای را مطابق آداب و تشریفات زرتشتی بطور کامل انجام ندهد باید بطور فجیعی کشته شود. یعنی دستش را می‌بندند و لباسش را از تنش در می‌آورند و پوستش را زنده زنده میکنند و او را در معرض حملات پرندگان گوشت خوار قرار میدهند تا کسی جرأت نکند در کار دکانداران دینی دخالت کند. (وندیداد کتاب ششم اوستا) خاخام‌ها و ربای‌ها بر خلاف اینکه موسی در شماره 32: 12 تثنیه می‌گوید: «هر آنچه به شما امر میفرمایم متوجه شوید تا آن را بعمل آورید. چیزی بر آن میفزائید و چیزی از آن کم نکنید.» تلمود را ساختند و گفتند غیر از تورات نوشته تورات شفاهی وجود داشته که سینه به سینه بما رسیده در صورتیکه تورات در حدود 1000 (هزار) سال بعد از موسی توسط عَزرا نوشته شد و سخنان و دستورهای خداوند در آن بیان شده چگونه ممکن است تورات شفاهی پس از 12 قرن و بیشتر از آن زبان به زبان به آنها رسیده باشد. چون دو قرن تابع ایران و یک قرن تابع یونانیان و 3 قرن تابع رومیان بودند. عیسی مسیح را بقول مسیحیان فقط به جرم اینکه مردم را به بازگشت به تورات دعوت میکرد و آنها را از اطاعت از کاتبان و فریسیان باز میداشت به دار زدند. چون عیسی در شماره 2 تا 15: 23 انجیل متی میفرماید: «کاتبان و فریسیان (دو دسته از یهودیان) بر کرسی موسی نشسته‌اند … مثل اعمال ایشان نکنید زیرا میگویند و نمی‌کنند. زیرا بارهای گران و دشوار را می‌بندند و بر دوش مردم می‌نهند و خود نمیخواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند. همه کارهای خود را میکنند تا مردم ایشان را ببینند (ریاکاری میکنند)… بالا نشستن در ضیافت (مهمانی‌ها) و کرسیهای صدر (صندلی‌های بالا) در کنایس (معبدهای یهودیان. جمع کنیسه) را دوست میدارند. وتعظیم در کوچه‌ها را و اینکه مردم ایشان را آقا آقا بخوانند (کاری که کشیشان و آخوندهای مسلمان با پوشیدن لباس‌های مخصوص میکنند تا شناخته شده و مورد احترام قرار گیرند) لیکن شما آقا خوانده نشوید زیرا پیشوای شما یکی است یعنی مسیح و هر که از شما بزرگتر باشد خادم شما بود (بر عکس کارهای کشیشان و آخوندها) … ای وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که درِ ملکوت آسمان را به روی مردم می‌بندید. زیرا خود داخل نمی‌شوید و داخل شوندگان را از دخول مانع میشوید. وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا خانه‌های بیوه زنان را می‌بلعید و از روی ریا نماز را طویل میکنید. از آن رو عذاب شدیدتر خواهید یافت. وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا که برّ و بحر (خشکی و دریا) را میگردید تا مریدی پیدا کنید. چون پیدا شد او را دو مرتبه پست‌تر از خود پسر جهنم میسازید …» و در شماره 3 تا 13 انجیل متی به آنان میگوید: «شما نیز با تقلید خویش از حکم خدا چرا تجاوز میکنید؟ زیرا خدا حکم داده است که پدر و مادر خود را حرمت دارد و هر که پدر یا مادر را دشنام دهد البته هلاک گردد (شماره 16: 5 تثنیه و 18 تا 21: 21 تثنیه) لیکن شما میگویید هر که پدر یا مادر خود را گوید آنچه از من به تو نفع رسد هدیه‌ای است . پدر یا مادر خود را بعد از آن احترام نمی‌نماید. پس با تقلید خود حکم خدا را باطل نموده‌اید. ای ریاکاران اشعیاء در باره شما نیکو نبوت نموده است که گفت این قوم به زبان‌های خود به من تقرب میجویند و با لب‌های خویش مرا تمجید مینمایند لیکن دلشان از من دور است. پس عبادت مرا عبث (بیهوده) میکنند زیرا احکام مردم را به منزله فرایض (واجبات الهی) تعلیم میدهند. (مثل مسیحیان و مسلمانان) … هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باید کنده شود…» قرآن در آیه 3: 7 سوره اعراف میفرماید: «از آنچه از خداوندتان بشما نازل شده (یعنی از قرآن) پیروی کنید و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید.» و در آخر آیه 44 و 45 و 47: 5 سوره مائده میفرماید: «… هر کس مطابق آنچه خدا نازل کرده (کتاب الهی) حکم نکند کافر است … ظالم است … نافرمان (فاسق) است.» آیه 85: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: «هر کس دینی غیر از اسلام (تسلیم خدا بودن و تسلیم غیر خدا نبودن) بجوید از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران است.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.