توحيد اسلامى

بدست • 28 جولای 2013 • دسته: مقالات

توحید اسلامی پیش بیشتر مردم خلاصه شده در آنچه در کتاب ابتدائی مدارس گذشته خوانده بودند که «خدا یکی است و مثل و مانند و همتایی ندارد.» همین و همین . اما این خدا کیست مورد بحث نبود. چون قدرتمندان و قدرت طلبان دیکتاتور اجازه نمی‌دادند و اجازه نمیدهند که کسی معنی خدا را بداند و بداند خدا چه صفتی دارد. خدا و خداوند در فارسی یعنی مالک. آقا. سرور. فرمانفرما. مثل شعری که در کتاب ابتدایی نوشته شده بود: «یکی بر سر شاخه بن میبرید       خداوند بستان نگه کرد و دید        بگفتا که این مرد بد میکند           نه بر کس که بر نفس خود میکند.» مثل کدخدا. ده‌خدا. خانه خدا. ناوخدا (ناخدا). این کلمه معنی ربّ عربی است. درفارسی به خالق جهان اهوره مزده (اهورا مزدا) میگفتند و در عربی به آن الله میگفتند. ربّ که جمع آن ارباب است یعنی صاحب و مالک. ارباب که جمع عربی است در فارسی بجای ربّ بکار میرود مثل عمله که جمع عامل است ولی در فارسی بجای مفرد و بمعنی کارگر بکار میرود. پیغمبران خدا میگفتند ما رسول یعنی فرستاده خدا هستیم و فقط وظیفه داریم پیام خدا را به شما برسانیم و خودمان وظیفه داریم مثل دیگران دستور خدا را انجام دهیم. آیه 61 و 67 و 104: 7 سوره اعراف و شماره 16 و 107 و 125 و 143 و 162 و 178: 26 سوره شعرا را ببینید. آنها فقط وظیفه داشتند وظیفه رسالت یعنی رساندن پیام الهی را انجام دهند همانطور که قرآن میفرماید وظیفه رسول ما ابلاغ یعنی رساندن آشکار و واضح پیام ما است. آیه 20: 3 سوره آل‌عمران و آیه 92 و 99: 5 و آیه 40 رعد و آیه 52: 14 و آیه 35 و 82: 16 و آیه 54: 24 و آیه 18: 29 و آیه 17: 36 یس و آیه 48: 42 و آیه 12: 64 را ببینید. این پیام چه بود؟ این پیام این بود که بنده و مطیع بی چون و چرای هیچ کس و هیچ مقام و هیچ سازمانی غیر از خدا نباشید. بنده یعنی کسی که بدون چون و چرا و پرسیدن علتِ حکم از دستور اربابش اطاعت کند.یعنی نه بنده شهوت نه بنده شهرت نه بنده ثروت نه بنده شیخ نه بنده آیت الله نه بنده کشیش نه بنده پاپ نه بنده پیغمبر نه بنده شاه نه بنده رئیس جمهور نه بنده مجلس شورا و سنا و نمایندگان و لردها باشید. آدم هستید و پسران آدم و خدا پسران آدم را گرامی داشته. آیه 70: 17 سوره اسراء را ببینید. ولی این فرزندان آدم که خدا آنها را گرامی داشته در اثر تفرقه در طول تاریخ و در قرن 21 میلادی مجبور شده‌اند که از قدرتمندان زمان خود که با اتحاد عده معدودی به قدرت رسیده‌اند اطاعت محض و بدون چون و چرا کنند و عنان اختیارات خود را بدست آنان بدهند. در صورتیکه پیغمبران میگفتند فقط خدا را عبادت و بندگی (اطاعت بی چون و چرا) بکنید. چون معبودی (یعنی کسی که از دستورش بدون چون و چرا اطاعت کنید و در مقابل آنها تسلیم محض باشید و گردن خم کنید و تعظیم و کرنش کنید) غیر از خدا وجود ندارد.آیه 59 و 65 و 73 و 85: 7 سوره اعراف و آیه 23 و 32: 23 سوره مومنون را ببینید. این اجبار به اطاعت بی چون و چرا در اثر بی‌اطلاعی از کتاب الهی خود بود. مسیح ابن مریم هم مطابق آیه 72 و 117: 5 سوره مائده میگفت ارباب (مالک و صاحب اختیار و فرمانفرمای) من و خودتان را بندگی کنید. اگر مردم این صفت خدا را که ارباب (آقا و سرور و مالک و صاحب و فرمانفرمای) کلیه افراد بشر یعنی رب العالمین است میدانستند بنده بی چون و چرا و اسیر آنان نمیشدند و هر کس وقتی بقدرت میرسید دیگر مطابق آیه 24: 79 سوره نازعات مثل فرعون نمیگفت «من والاترین ارباب و فرمانفرمای شما هستم.» و مطابق آیه 29: 26 سوره شعرا مثل فرعون به افراد نمی‌گفت: «اگر صاحب اختیاری (کسی که از دستورش بدون چون و چرا اطاعت کنی؟) غیر از من بگیری تو را زندانی میکنم.» و به افراد مطابق آیه 123 و 124: 7 سوره اعراف و 71: 20 سوره طه و 49: 26 سوره شعرا نمیگفت: «آیا قبل از اینکه به شما اجازه بدهم به او ایمان آوردید؟ … دست و پایتان را قطع میکنم و همه شما را به دار میزنم.» در آن موقع به علت بیسوادی و بی اطلاعی و تفرقه مردم قدرتمندان میتوانستند چنین حرفهائی بزنند و اجرا هم بکنند ولی امروزه در قرن بیست و یکم و سواد داشتن افراد و وجود چاپ و کتاب در دسترس چرا ؟!!!

چرا تحصیل کرده و با سوادها از کتاب دینی خود بی خبرند؟ اینهمه کتاب خوانده‌‌اند چرا کتاب دینی خود را نمی‌خوانند و چرا طوق بندگی دیگران را به اجبار به گردن انداخته‌اند؟ چرا بنده شاه و رئیس جمهور و مجلس و کشیش و آیت الله و ربای و خاخام شده‌اند؟ توحید اسلامی ندای آزادی انسانها از قید اسارت و بندگی طاغوت ها و دیکتاتورها و فریبکاران است. اگر مردم قرآن را میخواندند می‌فهمیدند که باید مطیع بی چون و چرای خدا باشند. خدائی که احتیاجی به بنده ندارد. چون احتیاجی ندارد که بخواهد بنده‌اش آن را برای او انجام دهد. خدائی که خالق 50 میلیارد کهکشان است و هر کهکشانی شاید مثل کهکشان ما شامل دویست میلیارد منظومه شمسی باشد. تا قدرتمندان و دیکتاتورانی که در چشم انسان بزرگ هستند در نظر او کوچک حتی ناچیز شوند، و حتی زمین ما با همه عظمتش در مرز منظومه شمسی ما نادیدنی یا ذره‌ای کوچک بنظر آید. امروزه هیچ احتیاجی به لشکرکشی و جنگ برای به زیر کشیدن دیکتاتوران و فریبکاران نیست بلکه با اتحاد افراد هر قدرتی را می‌تو ان به زیر کشید و او را از دیکتاوری بازداشت. چون امروزه نمایندگان مجلس و روسای جمهور کشورها با رأی مردم انتخاب میشوند و بیشتر مردم  ندانسته یا در اثر بوق و کرنای تبلیغات یا توصیه و نظر این و آن به افراد رأی میدهند و در حدود پنجاه درصد آنان در انتخابات شرکت نمی‌کنند و رأی نمیدهند. با اتحاد اینها هر کس بخواهد نماینده مجلس یا رئیس جمهور شود باید مطابق میل و نظر آنها عمل کند تا رأی آنها را بدست آورد. افراد میتوانند با شرکت در احزاب کنونی دیگران را متوجه اینکار بکنند و آنها را از خواب غفلت و بی اطلاعی و بی توجهی بیدار کنند و میتوانند با جمعیت‌های اصلاحی و عدالت خواه که هدف کلیه ادیان است دیگران را متوجه ارزش توحید و فرمان خدا که اصلاح اجتماع و برقراری عدالت و نابودی فقر و جهل و حفظ احترام انسان است بکنند (به شماره قبل مجله نگاه کنید) برای اینکار باید حکم خدا را اجرا کرده و از تفرقه و اختلاف دست برداشت و متحد شد. چون خدا در آیه 105: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: «شما مثل کسانی که بعد از آمدن دلیل‌های روشن برای آنها دچار تفرقه و اختلاف شدند نباشید. آنها عذاب بزرگی دارند.» چه عذابی بزرگتر از عذابی است که امروزه جهان دچار آن است. در اثر این فرعون صفتی‌ها و برده ساختن افراد، مردم جهان در دلهره و اضطراب به سر می برند. در قرن بیستم چند میلیون انسان در اثر این بنده شدن افراد در مقابل افرادی مثل خود کشته شدند و چند میلیون معلول شدند و چند میلیون آواره شدند؟ آیا هنوز نباید بخود آمد؟ در قرن بیست و یکم که هنوز 4 سال بیشتر نگذشته چطور؟ آیا محصول دسترنج هزاران نفر از قبیل خانه و مغازه و وسائل زندگی در اثر این بمبارا‌ن‌ها خراب و در هم شکسته نشد و از بین نرفت؟ آیا هنوز جنگِ افراد را برای بدست آوردن قدرت در سراسر دنیا و تمام احزاب و انجمن‌ها و جمعیت‌ها نمی‌بینیم؟ آیه 103: 3 سوره آل‌عمران میفرماید: «همگی به رشته الهی یعنی قرآن بچسبید و تفرقه نداشته باشید.» و آیه 46: 8 سوره انفال میفرماید : «از خدا و رسولش (که پیام رسان خدا بود) اطاعت کنید و کشمکش نکنید چون سست میشوید و قدرتتان را از دست می‌دهید.» نامسلمانان مسلمان نام چند فرقه شده‌اند؟ آیا در حدود 51 کشور بنام اسلامی وجود ندارد؟ آیا اینها مسلمان یعنی تسلیم حکم خدا هستند و تفرقه و اختلاف ندارند؟ مسلمانها باید در سازمان دولتی هر کشوری وارد شوند و هر شغلی که در آن دارند به بهترین وجه انجام دهند و در باره آن حداکثر مطالعه را بکنند تا عمل صالح یعنی کار درست و صحیح بکنند و دیگران را محتاج اطلاعات و علم خود بکنند و باعث اصلاح ادارات و پیشبرد کشور شوند و نظرهای اصلاحی رشته خود را به دیگران بیاموزند. اصلاح جهان احتیاج به عمل صالح یعنی کار درست دارد. آنهم احتیاج به علم دارد. چون تا راه صحیح کار را نداریم نمیتوانیم عمل صحیح یعنی کار درست بکنیم. اصلاح جهان احتیاج به توپ و تانک و بمب و موشک و تفنگ و مسلسل و هواپیما و کشتی جنگی ندارد. اصلاح جهان احتیاج به افراد مسلمان واقعی دارد تا تمام مردم جهان را از خواب غفلت و بی اطلاعی و بی توجهی بیدار کنند. در این راه باید متحد شد و از دشمن تراشی خودداری کرد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.